جلسه ششم از دوره بیستم کارگاههای آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی بیستون کرمانشاه با استادی راهنمای تازهواردین همسفر اکرم، نگهبانی همسفر الهه و دبیری همسفر الهه با دستور جلسه «وادی دوم و تأثیر آن روی من» روز دوشنبه ۱۴ اردیبهشتماه ساعت ۱۵:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
روز معلم را به آقای مهندس، همسفران و مسافران کنگره۶۰ شعبه بیستون تبریک میگویم؛ واقعاً معلمان کنگره۶۰ با بقیه معلمان خیلی فرق میکنند. شاید معلمان بیرون از کنگره بهخاطر پول و دستمزد خدمت کنند؛ ولی معلمان کنگره۶۰ بهخاطر عشق و محبتی که در وجودشان هست به ما خدمت میکنند و از زندگی و وقتشان میگذرند که به ما خدمت کنند. این بزرگواران بودند که ما را از تاریکیها به روشنیها رساندند و به ما یاد دادند که باید حرکت کنیم و برای شروع هیچوقت دیر نیست. انشاءالله خداوند اجر و پاداش این زحمات را به زندگیشان جاری و ساری کند. درمورد دستور جلسه وادی دوم: برای خارج شدن از تاریکیها و حل کردن مشکلات باید ۱۴ وادی را پشتسر بگذاریم که در وادی اول ما یاد گرفتیم که چهطور تفکر کنیم، به چه چیزی فکر کنیم و به چه چیزی فکر نکنیم و برای رسیدن به صلح، آرامش و آسایش اولین قدم، فکر یا اندیشه است.
وادی دوم میگوید: « هیچ مخلوقی جهت بیهودگی، قدم به حیات نمینهد؛ هیچکدام از ما به هیچ نیستیم، حتی اگر به هیچ فکر کنیم.» اگر ما به تمام جهان و هستی نگاه کنیم، میبینیم که هیچچیزی بیهوده خلق نشدهاست؛ حتی کرم، انگل و لجن هر چیزی که شما فکر کنید، هیچکدام بیهوده خلق نشدهاست، پس ما انسانها هم بیهوده خلق نشدهایم و بیارزش نیستیم. آن کرم بیهوده نیست چه برسد به من که دیگر بیهوده نیستم. من با این عظمت، بزرگی و قدرتی که دارم بیهوده خلق نشدهام. خداوند به ما توانایی و قدرت زیادی را هدیه دادهاست. نیروهایی درون ما، خیلی آرام و بیصدا هستند. ما بهشان توان حرکت بدهیم؛ برای ما همهچیز را میتواند تغییر دهد و بهقول خودمان همهچیز را میتواند زیر و رو کند، مانند شب و روز و اینکه وقتی یک مشکل یا مریضی برای ما به وجود میآید ما باید چهطور و با چه دیدی به آن نگاه کنیم. آیا با یک دید ناامید یا امیدوار بشویم که آن مشکل حل میشود؟ یا نه، خودمان را میبازیم.
به قول آقای مهندس که میگوید: «وقتی که یک مریضی به سراغ ما میآید، قبل از آنکه آن مریضی ما را از بین ببرد و ما را بکشد، ما خودمان، خودمان را نابود میکنیم و از بین میبریم.» ما باید در برابر مشکلات باید طوری تصویرسازی ذهنی کنیم که هیچوقت ناامید نشویم و همیشه امیدوار باشیم. در اثر تفکرات غلط و مسیری که اشتباه انتخاب کردیم باعث شدهاست که جسممان، روحمان و روانمان مریض بشود و کلاً از تعادل خارج شود. ما قبل از اینکه به کنگره بیائیم در اثر یکسری مشکلات خانوادگی، اعتیاد مسافرانمان و بر اثر آن افکار منفی که داشتیم، جسم و سیستم ایکس بدنمان از تعادل خارج شده و کلاً مریض شده بودیم؛ درست است که ما برای مسافرمان آمدهایم؛ ولی ما از آنها یک قدم عقبتر هستیم، مثل آنها در سیستم ایکسمان تخریب ایجاد شدهاست.
من خودم واقعاً وقتیکه به کنگره آمدم، یک آدمی بودم که افسردگی بهشدت زیادی داشتم و خیلی مریض بودم که خدا را شکر به واسطه کنگره و آموزشهای کنگره توانستم آرامآرام به تعادل و آرامش میبرسم، پس اگر برای ما مشکل یا مریضی به وجود میآید،ناامید نشویم و خودمان را نبازیم. مورچه که آب داخل لانهاش میرود میگوید: دنیا را آب برد. ما هم فکر نکنیم با یک مریضی یا مشکلی دیگر تمام دنیا به آخر رسیده است بیائیم و از زمین و زمان شکایت کنیم، به خدا گله کنیم که چرا من، چرا این مشکلات برای من به وجود آمدهاست، چرا فقط خدا من را دیده است؟ من بیهوده خلق شدهام من برای مشکلات به جود آمدهام و اینطوری نیست اگر این چراها را در ذهن خودم بیاورم و این دلیلها فقط به خاطر این است که من بیشتر در تاریکی فرو بروم و دست از تلاش بردارم و نباید هیچوقت اینطوری کنم و همیشه برای خودم دلیل بیاورم که بیشتر در تاریکیها بروم. وقتیکه خداوند انسان را خلق کرد آن را بر سر دو راهی قرار داد: یکی ارزشی و دیگری ضدارزشی.
انتخاب با من است که من چهطور و کدام مسیر را انتخاب کنم. به کدام سمت بروم؛ پس این انتخاب دست من است. راهنماهای کنگره؛ اول تاریکیها را تجربه کردند و در ته تاریکیها بودند. اینجا آمدند و رها شدند؛ واقعا درمان شدند و به تعادل رسیدند به یک استاد تبدیل شدند و در اینجا الآن به من همسفر خدمت میکنند که من هم از آن تاریکی بیرون بیایم، آموزش بگیرم و به صلح و آرامش برسم. ما در هر مسیری که باشیم خداوند و تمام کائنات به ما کمک میکنند که ما به آن هدف و به آن چیزی که میخواهیم برسیم؛ چه ارزشی و چه ضدارزشی باشد. اگر در مسیر ارزشی باشم خداوند کمک میکند که به آن روشنایی و نقطه نور برسم. اگه هم بخواهم به ضدارزشیها بروم مطمئناً و بدون شک خدا بهم کمک میکند که به آن تاریکی برسم؛ پس این وادی که وادی امید و امیدواری است به من میگوید: که در هر نقطهای که هستی میتوانی رویت را به سمت ارزشها برگردانی، دیر نیست و مهم نیست در چه جایگاهی هستی. من همسفر که شال دارم یا حتی یک سفر اولی هم که باشی مهم نیست در چه جایگاهی هستی میتواند با آموزشها برگردد تا به آن آرامش و آسایش برسد.
و در ادامه اهداء لوح سردار



مرزبانان کشیک: همسفر طیبه و مسافر اکبر
عکس: همسفر لیلا رهجوی راهنما همسفر مهتاب (لژیون اول)
تایپیست، ویرایش و ارسال: همسفر فریبا نگهبان سایت
همسفران نمایندگی بیستون کرمانشاه
- تعداد بازدید از این مطلب :
55