این وادی به ما میآموزد که اساس هر چیز بر اساس عشق معنا مییابد. عشق و محبت نیرویی است که انسان را زنده نگه میدارد، مشروط بر آنکه بتوانیم آن را درک و احساس کنیم. زمانی که انسان مفهوم عشق و محبت را بفهمد، به آرامش حقیقی دست پیدا میکند.
به عبارتی، عشق یعنی گذشتن از خویش. همهی ما از عشق بسیار سخن میگوییم، اما تنها اندکی از ما به آن در عمل پایبندیم. من باید در عمل از چیزهای کوچک خود بگذرم تا دریابم که آیا واقعاً توانایی انجام این کار را دارم؟ یا خیر؟
برای مثال، آیا میتوانم از یک لیوان چای به نفع دوستم صرفنظر کنم؟ آیا قادر هستم از دارایی خود مقداری ببخشم؟ محبت زمانی قابل درک است که چهرهی درونم را در پشت چهرهی بیرونم پنهان نکنم و بتوانم به همنوع خود عشق بورزم.
برای عاشق شدن باید بتوانیم بگذریم؛ و زمانی که این گذشت در ما شکل گرفت، به ارتقاء روحی دست خواهیم یافت.
در کنگره گفته میشود: «هرچه عاقلتر، عاشقتر؛ و هرچه عاشقتر، باایمانتر؛ و هرچه باایمانتر، بخشندهتر خواهید بود.»
در اصل، باید نخست راه و رسم عاشقی را بیاموزیم. در این وادی آموختم انسانهایی که حال خوشی ندارند، دو راه بیشتر پیشرو ندارند: یا به نیروهای راستین که خواستار حق و حقیقتاند، ملحق میشوند؛ یا به سمت نیروهای مخرب و بازدارنده رفته، در تاریکیها فرو میرود.
در این وادی گفته میشود: «آب میگردد گودال را پیدا میکند»؛ یعنی انسانهای همحس، یکدیگر را جذب میکنند. اگر محبت واقعی باشد، هیچچیز بد نمیشود. وقتی محبت ما واقعی باشد، همهچیز زیبا جلوه میکند و انسان از هیچچیز شکایت و گلایه ندارد.
به نظر من، کاری که آقای مهندس انجام دادند، تجلّیِ واقعیِ وادی چهاردهم — یعنی عشق و محبت — است. ایشان میتوانستند پس از رهایی از بند اعتیاد، بروند و دیگر کاری به دیگران نداشته باشند؛ اما عشق و محبتشان نسبت به انسانهای دیگر سبب شد بمانند، به دیگران یاری رسانند و راه درست را به آنان نیز نشان دهند.
نویسنده: همسفر فهیمه رهجوی راهنما همسفر پریسا (لژیون اول)
رابط خبری: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر پریسا (لژیون اول)
بارگزاری: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر زینب (لژیون سوم) دبیر سایت
همسفران نمایندگی دلیجان
- تعداد بازدید از این مطلب :
41