هفتمین جلسه از دوره پنجاه و سوم کارگاههای صبحگاهی عمومی کنگره۶۰، نمایندگی پارک لاله، به استادی راهنمای محترم مسافر پیام، نگهبانی مسافر بهزاد و دبیری مسافر رضا با دستور جلسه تحقیقات کنگره۶۰، مقالات و کنفرانسها در روز پنجشنبه 7 اسفند ۱۴۰۴ ساعت ۶:۰۰ صبح آغاز به کارکرد.

خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان پیام هستم یک مسافر
دستور جلسه، یک دستور جلسه جدیدی است که آقای مهندس برای بار اول آن را تعیین کردهاند و آنقدر مهم است که وارد دستور جلسات سالیانه شده است.
اگر برگردیم به تاریخچه کنگره، میبینیم آقای مهندس در کتاب 60 درجه گفتند که "من قصد درمان اعتیاد را نداشتم" اما کم کم قضیه جدی شد. اما اساتید آقای مهندس از همان ابتدا موضوع را جدی میدانستند. به این مفهوم که: حواست را جمع کن، تو قرار است قالبی باشی که خشت و گل از آن درست نمیکنند. بلکه در صنعت از تو قالب های دیگری الگوبرداری میکنند. همانطور که راهنماها و دیده بانان امدند. پس از همان ابتدا، تفکر بالاتر از ترک اعتیاد بود. ترک به معنی ول کردن است اما درمان به معنای معالجه بیماری چه در صور آشکار و چه در صور پنهان است. و این کاری بود که آقای مهندس با روش DST در عمل انجام دادند.
داشتم سی دی هابیل را گوش میدادم. داستان های قران خیلی جذاب هستند. در سی دی یونس شرح حال حضرت یونس بیان میشود که دچار غضب خداوند شد و در سی کافر مثلثی را ترسیم میکنند اگر میخواهید رحمت خداوند شامل حال شما نشود. اول اینکه از خداوند ناامید نشوی، دیگری اینکه تبعیت کنی از رب، مربیت، خداوند و دیگری از آنچه در اختیارت قرار دادیم از بهترینش استفاده کنی. آیا من در کنگره از بهترین چیزهایی که در اختیار من قرار گرفته است استفاده میکنم ؟ آیا این مقالات و تحقیقات را میخونم ؟
داستان هابیل داستان قشنگی است. این دو برادر تمثیل هستند که استاد امین گفت این تمثیلها را به زندگی خود ببرید و ببینید شما سمت هابیل هستید یا سمت قابیل؟ حالا عرض میکنم چرا به این دستور جلسه ربط دارد.
در سی دی اشاره میکند که کشورهایی مثل سوئیس یا سوئد کشورهای مرفهی هستند که مردم آنها در رفاه و آسایش هستند. استاد امین میگوید این کشورها بیجهت اینگونه نمیشوند. علتی دارد که انسانها آنجا با آرامش زندگی میکنند. میخواهد بگوید که انسانها به جامعه نظم میدهند. انسانها به دنیا طعم میدهند. من میتوانم این صبح را قشنگ کنم یا زشت بکنم.
اگر کنگره بزرگ شده، اگر همه دارند از میوه آن استفاده میکنند و کسی نمیتواند آن را از پای در بیاورد، در درجه اول به علت وجود آقای مهندس است. شما نمیتوانی هیچ جوری کنگره را از آقای مهندس جدا بدانی. نفرات دیگر را شاید بتوانی جدا کنی؛ ولی کنگره با آقای مهندس عجین شده است.
خوب حالا آقای مهندس با چه چیزی میتواند سیگار و سرطان و اعتیاد را درمان کند؟ مگر غیر از این است که علم اوست؟ اگر علم آقای مهندس آیا واقعاً میتوانست کنگره ادامه دهد؟ آیا کنگره پولدار میشد؟ اگر این مقالات نبود آیا اتفاقی برای کنگره میافتاد؟ اگر آزمایشگاه و دانشگاه و... نبود آیا سیستم پزشکی اصلاً ما را قبول میکرد؟
بنابراین من در این هفته باید بدانم که من هم در این تحقیقات سهمی دارم. من یک صفحه از این کتاب قطورم. من هم یک چرخدندهای از این دستگاه بزرگ هستم. برای چه ما میرویم و فالوآپ میدهیم؟ اینها سند درمان هستند که ما به جاهای مختلف ارائه میدهیم. من سالها در NGOهای دیگر بودم و حتی پول صبحانه را نمیتوانستیم جور کنیم.
آقای مهندس انسان بزرگی است و آموزههایش را اجرا میکند. به آنچه که میداند عمل میکند و خداوند علم آنچه را که نمیداند در اختیار او قرار میدهد.
خیلی خوشحال شدم که در خدمت شما عزیزان هستم و ممنون که به صحبتهای من توجه کردید.
- تعداد بازدید از این مطلب :
30