English Version
This Site Is Available In English

بیرون آمدن از دل تاریکی‌ها و قدم برداشتن در مسیر عشق

بیرون آمدن از دل تاریکی‌ها و قدم برداشتن در مسیر عشق

از تاریکی‌هایی که به واسطه علم و آگاهی تحقیقات و مقالات و دانسته‌های کنگره که توانستم گوشه‌ای از آن را جبران و تبدیل به روشنایی کنم می‌گویم که گاهی کلمات نیز تاب این‌همه تاریکی را نداشتند و شانه‌هایشان زیر بار این درد تاب نمی‌آورد مگر می‌شد در سن کم که هم سن و سالانم به واسطه تحصیل و ورزش درحال‌رشد بودند من همچون گیاهی ژولیده و پلاسیده روزبه‌روز در حال ازبین‌رفتن و نابودی باشم آن هم به واسطه اضافه‌وزنی که من را درگیر خودکرده بود از نداشتن علم و آگاهی بود که هرگاه استرس به سراغم می‌آمد به سمت خوراکی‌های ناسالم هجوم می‌آوردم.

موقعی چشم‌باز کردم که خود را در وزن ۸۸ کیلو آن‌چنان فربه دیدم که دیگر زانوهایم توان تحمل این اضافه‌وزن را نداشت و در ۲۰ سالگی مثل افراد مسن مدام زانودرد را حس می‌کردم. خدا را شکر که کنگره در مسیر زندگی‌ام قرار گرفت آن هم به واسطه تحمل تاریکی‌ها و به واسطه آشنایی مسافرم با این مکان مقدس شکرگزار کسانی که بودند و ماندند و باعث رشد مالی و علمی این مکان شدند بر خود واجب می‌دانم که به شکرانه این دریافت و داشتن حال خوب از کنگره ۶۰. من هم با ماندن و خدمت‌کردن بازپرداخت‌کردن و جبران‌کردن عملی کنم مگر نه اینکه می‌گویند: «شکر نعمت نعمتت افزون کند کفر نعمت از کفت بیرون کند».

می‌خواهم شکر کنم آن‌قدر که این نعمت که واقعاً رحمت الهی است و روزی هر کسی نمی‌شود را در زندگی خود افزون کنم شکرگزار باشم نه به زبان؛ بلکه به عمل. بر خود واجب دانسته‌ام که هرازگاهی به سایت رفته مقالات بازدید و مطالعه کنم. در پیروی رشد علمی کنگره خود را ملزم به شرکت در امتحانات آخر ماه کرده‌ام تا سطح سواد و علم کنگره را با شرکت در این آزمون‌ها ارتقا دهم. در آن کورسوی تاریکی‌ها تجربه ازکارانداختن خمر طبیعی بدن و ضربه رساندن به نیکوتین طبیعی که خداوند آن را در وجودم هدیه داده بود را به تلخی هرچه‌تمام‌تر تجربه کردم تجربه کشیدن قلیان را کنار گذاشتم.

آن استفاده از خوراکی‌های ناسالم همه‌وهمه سیستم ایکس بدنم را نشانه گرفته بود و هر روز را به نابودی پیش می‌برد. با خود می‌گویم اگر کنگره‌ای نبود کجا می‌توانستم دوباره سیستم ایکس و خمر بدنم را بازسازی کنم و از تاریکی نیکوتین به این شیرینی خارج شوم و آن را تبدیل به روشنایی کنم؟ در این راه از پیشوای خود بنیان کنگره ۶۰ جناب مهندس دژاکام تشکر می‌کنم و از خداوند برای ایشان عمر باعزت و طولانی خواستارم. در ادامه از راهنمای عزیزم همسفر مهدیه که چراغ نوری در این راه برایم بودند سپاسگزارم ایشان که نگاه‌ها و تفکرهای غلط و بد را به جان خریدند و ماندند.

راهنمای ویلیام شدند تا به واسطه این جایگاه دست همسفرانی که تجربه مسافر بودن را دارند بگیرند و آنها را از جهل به‌طرف دانایی هدایت کنند باشد که حضرت عشق نگهدار ایشان نیز باشد.

نویسنده: همسفر سمیه رهجوی راهنما همسفر مهدیه (لژیون ویلیام)
رابط خبری: همسفر الهام رهجوی راهنما همسفر مهدیه (لژیون ویلیام)
ویرایش و ارسال: همسفر مهین رهجوی راهنما همسفر سمیه (لژیون دوم)
همسفران نمایندگی خیام نیشابوری

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .