وادی دوازدهم ما را به صلح با مسیر میرساند، صلحی که در آن انسان نه از گذشته گریزان است و نه نگران آینده، بلکه با اطمینان مسیر را ادامه میدهد. این وادی پایان راه نیست، بلکه آغاز نگاهی عمیقتر به زندگی است، نگاهی که در آن در آخر امر، امر اول اجرا میشود، معنا پیدا میکند.
همسفر سمیرا همراه مسافرشان با چند سال تخریب وارد کنگره شدند با انواع آنتی ایکس روش درمان DST داروی درمان OT، سفر خودشان را شروع کردند با راهنما همسفر نفیسه و راهنما مسافر علیرضا کابلی، رشته ورزشی همسفر دارت و رشته ورزشی مسافر فوتبال، هم اکنون یک سال و چهار ماه است که آزاد و رها هستند.
چرا بدون عبور از سختیها و آزمونها، اجرای امر اول امکانپذیر نیست؟
خیلی از ما تلاش زیادی برای رسیدن به هدفمان انجام میدهیم؛ اما وقتی که در مسیر سختیها قرار میگیریم، عقبنشینی میکنیم، تسلیم میشویم و فکر میکنیم برای رسیدن به خواستهای که در ذهنمان داریم مسیر آن باید هموار باشد؛ اما این نیست، ما باید برای رسیدن به امر اول که در آخر اجرا میشود تسلیم نشویم و در دل سختیها و شرایط بد صبور باشیم. برای رسیدن به هر آنچه که در ذهنمان تصورش را داریم؛ باید یک مسیری را طی کنیم و این همان مسیری است که برای طی کردنش باید ثابت قدم و صبور باشیم تا از موانع بگذریم. وادی دوازدهم هم مانند بقیه وادیها قانونی است که اگر به آن عمل کنیم به آرامش و هر آنچه که در ذهنمان تصورش کردهایم میرسیم. ما میدانیم که مهمترین نکته این وادی زمان است که با گذر زمان به خواستههایمان میرسیم، البته گذشت زمان به تنهایی ما را به نتیجه نمیرساند. پارامتر دیگری که در کنار زمان مهم است، تلاش و حرکت ماست، حتی در دل سختیها برای رسیدن به هدف مورد نظرمان که ما به آخر امر که همان امر اولمان است میرسیم.
نقش زمان و تجربه در تحقق پیام وادی دوازدهم چیست؟
پیام بزرگ وادی دوازدهم برای ما این است که همیشه زمان را در نظر بگیریم و به آن احترام بگذاریم. یکی از دلایلی که باعث میشود در مسیری که حرکت میکنم به آن خواسته و هدفی که در ذهنمان تصور میکنیم برسیم زمان است، مثلاً من میخواهم گندم برداشت کنم، البته این نیست که بلافاصله این اتفاق برای من بیافتد، من باید اول زمین را خوب آماده کنم بعد بذر را بکارم و از آن مراقبت کنم و آبیاری کنم تا بعد از هشت ماه به گندم برسم، زمانی که من گندم را برداشت کردم این میشود امر اول من که در آخر اجرا شد و فرآیند زمان در تمام سطوح زندگی وجود دارد.

چرا اجرای امر اول به آخر مسیر موکول میشود؟
در وادی دوازدهم به اول و آخر امر اشاره میکند، یعنی ما باید برای رسیدن به هر آنچه که میخواهیم؛ باید از اول تا آخر یک مسیری را طی کنیم؛ باید حرکت کنیم تا در آخر به امر اول برسیم که این مسیر زمانبر است، یعنی برای حرکت از مبدأ به طرف مقصد به پارامتری به نام زمان نیاز داریم که چه بخواهیم و چه نخواهیم وجود دارد و نمیتوانیم آن را حذف کنیم؛ چون با شکست مواجه میشویم. در این وادی از واژه امر، یعنی خواسته استفاده شده است. یعنی من اول باید یک خواستهای داشته باشم که با انجام یکسری کارها به آن خواسته برسم، مثل آمدن من به کنگره که در اول با نیت درمان مسافرم آمدم؛ اما وقتی متوجه تخریبهای وجودی خودم شدم و فهمیدم که در این مکان میتوانم به تعادل برسم، این خواسته در من به وجود آمد که این مسیر را طی کنم که عبور از آن به راحتی نیست و باید به تدریج و با گرفتن آموزشها و نوشتن سیدیها به جهانبینی و سلامت روان برسم تا بتوانم این آموزشها را در زندگیام پیاده کنم، ما تصور میکنیم که بهترین راه کوتاهترین راه است، در نتیجه همیشه به بن بست بر خورد میکنیم. برای رسیدن به امر که در آخر اجرا میشود؛ باید حرکت و تلاش کنیم. نکتهای که در این وادی است حرکت به سمت تغییر، تبدیل و ترخیص است. من اگر بخواهم تغییر کنم این کار فقط در ذهن من اتفاق نمیافتد، بلکه باید مراحلی را طی کنم اگر بخواهم به عشق و آرامش برسم؛ باید طبق روند کنگره پیش بروم. در مسیر ارزشها باشم زمان را در نظر بگیرم تا در نهایت میوه دلخواه خود را برداشت کنم. مهندس دژاکام میفرمایند: «ما یک شبه دچار تخریب نشدهایم که یک شبه درمان شویم.» بنابراین هر فردی باید برای رسیدن به امر صبر تحمل خودش را بالا ببرد تا در آخر امر، امر اول اجرا شود.
وادی دوازدهم چگونه در درمان تدریجی کنگره۶۰ دیده میشود؟
ما در کنگره یاد گرفتیم هر مشکلی که داریم به صورت تدریجی آن را حل کنیم از ترک اعتیاد گرفته تا تزکیه و پالایش، نفس، قناعت و پس انداز کردن، محبت کردن، ارتباط برقرار کردن با دیگران، تربیت فرزندانمان و یا هر مسئله دیگری که باعث شد از حالت تعادل خارج شویم و در زندگی به مشکل بر بخوریم را حل کنیم تا به آن آرامش که خواهانش هستیم برسیم. درکنگره آقای مهندس برای درمان اعتیاد، درمان سیگار که خودش به تنهایی در طی سالها یکی از معضلات بود، درمان چاقی و انواع بیماریهای لاعلاج از روش DST استفاده میکنند. در روش DST ما باید به جسم، روان و تمام سلولهای وجودمان زمان لازم را بدهیم تا به حالت تعادل برسند. در روش DST سه پارامتر برای درمان وجود دارد، داروی درمان که همان OT است، زمان مناسب که همان پله های 21 روزه است، آموزش مناسب مصرفکنندگان به دلیل استفاده از مواد اضافی سیستم جسم و روانشان را دچار تخریب کردند، زمانی که وارد کنگره میشوند، علاوه بر استفاده از دارو، جهانبینی و آموزشها را یاد میگیرند تا در کنار درمان جسمشان، افکارشان هم به تعادل برسد، به نظر من روش DST در کنگره بهترین روش در جهان برای درمان است؛ چون با این روش مسافر به تدریج به یک انسان سالم و متعادل تبدیل میشود. با روش مهندس دژاکام فهمیدیم که هیچ دانهای زودتر از موعد مقررش جوانه نمیزند، مگر اینکه صبر داشته باشیم تا بتوانیم به تدریج به آن خواستهمان برسیم. انسان اگر صبر کردن را بیاموزد در تمام مراحل زندگی به تدریج به آرامش و تعادل خواهد رسید و زیباییها را مشاهده خواهد کرد.
کلام آخر:
خدارو شکر میکنم که با علم کنگره آشنا شدم و هر زمانی که به مشکلی برخورد میکنم، وادیها را در ذهنم مرور میکنم و به آنها عمل میکنم. از آقای مهندس دژاکام تشکر میکنم که با فراهم کردن این بستر باعث شدند که عشق و آسایش در زیر سقف خیلی از خانهها جریان پیدا کند.
طراح سؤال و مصاحبه کننده: همسفر طیبه رهجو راهنما همسفر یگانه (لژیون بیست و یکم)
عکاس: همسفر فاطمه رهجو راهنما همسفر زهرا (لژیون دوازدهم)
ویراستاری و ارسال: همسفر فاطمه رهجو راهنما همسفر مریم (لژیون پنجم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی میرداماد اصفهان
- تعداد بازدید از این مطلب :
42