هفته راهنما، هفتهای است که یادمان میآورد چه کسی دست ما را در تاریکترین لحظات گرفت و با صبر مثال زدنی خود، چراغ امید را در دلهای ناامید ما روشن نگه داشت. وقتی برای اولین بار وارد کنگره شدم واقعاً گم شده بودم؛ انگار در یک تونل بلند و تاریک بودم و نمیدانستم پایان آن کجا است؟ راهنمایان عزیزمان، دقیقاً مثل فانوسهایی بودند که مسیر را نشان دادند. شما به ما یاد دادید که باید تجسس نکنیم، صداقت داشته باشیم و رها کنیم. این اولین قدم بود که متوجه شدم که چقدر از خودم دور شده بودم. راهنمایان با صبر و حوصله، تکههای شکسته ما را جمع کردند و به ما کمک کردند تا بفهمیم که ما بیماریم؛ اما این بیماری درمان دارد. راهنما فقط راه را نشان نمیدهد؛ راهنما همراه ما قدم برمیدارد، مثل یک دوست بسیار بزرگتر و باتجربهتر که میداند این سختیها میگذرند. شما به ما یاد دادید که باید هر روز صبح یک تصمیم جدید بگیریم، تصمیم به خوب بودن. امروز که نزدیک به سه ماه است که از سفر من میگذرد، هر قدمی که برمیدارم و هر لبخندی که میزنم مدیون کسانی است که با محبت و بدون هیچ چشمداشتی، وقتشان را برای ما گذاشتند تا ما دوباره به زندگی برگردیم. به رسم ادب و احترام از تمام راهنمایان عزیز، به خصوص راهنمای خودم خانم ساناز عزیزم که با مهربانی بیحد من را در این مسیر یاری کرده صمیمانه تشکر میکنم.
نویسنده : همسفر مهلا رهجوی راهنما همسفر ساناز (لژیون ششم)
رابط خبری: همسفر فریبا رهجوی راهنما همسفر ساناز (لژیون ششم)
ویرایش: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر نرگس (لژیون هفتم) دبیر دوم سایت
ارسال: همسفر توران رهجوی راهنما همسفر نجمه ( لژیون سوم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی گنجعلیخان
- تعداد بازدید از این مطلب :
19