English Version
This Site Is Available In English

راهنما یعنی عشق بلاعوض

راهنما یعنی عشق بلاعوض

جلسه چهارم از دوره چهلم سری کارگاه‌های آموزشی، عمومی کنگره۶۰ نمایندگی شیخ‌بهایی اصفهان‌ با استادی راهنما مسافر عیسی، نگهبانی مسافر موسی و دبیری مسافر محمدرضا با دستور جلسه «هفته راهنمایان؛ "D.S.T"، تازه‌واردین، ویلیام، جونز، ورزش و موسیقی» در روز پنجشنبه ۳۰ بهمن‌ماه ماه ۱۴۰۴ ساعت ۱۶:۰۰ آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد:

سلام دوستان، عیسی هستم یک مسافر

ابتدا جا دارد فرارسیدن اولین روز ماه مبارک رمضان را خدمت همه عزیزان تبریک بگویم. ان شاءالله دوستانی که می‌توانند و مشکلی برایشان پیش نمی‌آید، از نظر جسمی بتوانند روزه بگیرند. طبق چیزی که ما در کنگره۶۰ یاد گرفتیم، وقتی موضوع شکافته می‌شود، کارهایی که باید انجام بدهیم و نباید انجام بدهیم را می‌فهمیم. واقعاً دستورات اینطور نیست که شمشیری بالای سر ما باشد که الزاماً باید فلان کار را انجام بدهیم. وقتی می‌گویند روزه بگیریم، آقای مهندس دژاکام خیلی ساده تشریح کردند که روزه گرفتن برای بدن خودمان مفید است و هر دستوری خاصیتی دارد. ان شاءالله همه بچه‌ها بتوانند بهره‌مند شوند. سفر اولی‌های عزیز نیز ان شاءالله بعد از پایان سفرشان می‌توانند اقدام به روزه گرفتن کنند.

هفته راهنما را نخست خدمت آقای مهندس دژاکام و سپس به تمامی راهنمایان عزیز شعبه و کنگره۶۰، علی‌الخصوص راهنمای عزیز خودم آقا هادی تبریک می‌گویم. در مورد جایگاه راهنما اگر بخواهم کمی توضیح بدهم، بچه‌های سفر دوم می‌دانند، چون راهنما داشتند و در تلاش هستند ان‌شاءالله خودشان راهنما شوند. جایگاه راهنمایی اینطور به دست می‌آید که شخصی که مصرف‌کننده بوده، وارد کنگره۶۰ می‌شود و سفرش را به‌ درستی انجام می‌دهد. وقتی به پایان سفر اول رسید و چهل سی‌دی را نوشت، در امتحانی شرکت می‌کند که شبیه کنکور است، با همان سنگینی و همان تعداد زیاد سوالات. بچه‌ها برای این امتحانات آمادگی پیدا می‌کنند، زحمت می‌کشند و مراحل را پشت سر می‌گذارند. هر دو هفته یک‌ بار امتحان می‌دهند تا آماده امتحان نهایی راهنمایی شوند.

بعد از قبولی، باید برای مصاحبه حضوری به تهران بروند. آن‌جا با دیده‌بان مربوطه و دستیاران دیده‌بان در قسمت تازه‌واردین و شال نارنجی مصاحبه می‌کنند. خوشبختانه امسال شرط وزن ایدئال هم اضافه شده است. کسانی بودند که قبول شدند؛ اما به‌ خاطر وزنشان نتوانستند شال بگیرند، چون اقدام نکرده بودند. بنابراین کسی که اقدام می‌کند، باید وزن خود را به حد نصاب برساند. این مراحل طی می‌شود و حتماً باید تاییدیه ایجنت و مرزبانی بابت حسن خلق در شعبه دریافت شود. فرد باید از یک‌ سری فیلترهای خاص عبور کند تا بتواند شال بگیرد. پس از دریافت شال، دوره‌های آموزشی را پشت سر می‌گذارد و در لژیون‌های مختلف شرکت می‌کند، قبل از آنکه لژیون خودش را تحویل بگیرد.

یعنی اینطور نیست که قبل از اینکه لژیون خودش را تحویل بگیرد، مثلاً بگوییم کسی پنج یا شش ماه در گروه‌های دیگر بوده و به‌ عنوان راهنما انتخابش کنند، در حالی که خودش هنوز هزار گرفتاری دارد. نمی‌خواهیم منع کسی را جایی بکنیم، می‌خواهم بگویم جایگاه راهنمای کنگره۶۰ واقعاً حساب‌ شده است؛ اینکه یک نفر برسد به جایگاهی که معلم یک عده دیگر در درمان اعتیاد باشد و این موضوع به‌ خوبی در کنگره۶۰ برنامه‌ریزی شده است. آقای مهندس با تدبیری که دارند، جایگاه راهنمایی را بسیار ارزشمند قرار دادند. به تعبیر آقای دکتر امین که در همین هفته صحبت می‌کردند، «راهنمایان ژنراتور یا جلوبرنده اهداف کنگره۶۰ هستند».

واقعاً اگر حساب بکنیم، در کنگره۶۰ اگر راهنما نباشد، رهجو سرگردان است. چیزی که اوایل کنگره۶۰ اتفاق افتاده بود این بود که لژیون‌ها فقط عمومی بودند و بعد از جلسه عمومی، تقریبا یک‌ سری انحرافات برای رهجوها ایجاد شده بود. به همین دلیل لازم شد لژیون‌ها تشکیل شوند و برای هر لژیون فردی به‌ عنوان مسئول انتخاب شود که به او راهنما گفتند. از همان اول هم، با اینکه تعداد نفرات کم بود، اصلأ کسی را به‌صورت انتصابی و آماتور سر لژیون نگذاشتند. مثلاً اینطور نبود که آقای مهندس به دوستان یا نزدیکان یا کسانی که زودتر آمده بودند بگویند شما باشید. نه، گفته بودند همه باید امتحان بدهند. از همان اول، هرچند شاید سوالات مثل امروز نبود، امتحان دادند و به‌ صورت گزینشی انتخاب شدند. هر کسی بر اساس لیاقتش انتخاب شد.

اهمیت اینکه هر رهجو باید راهنما داشته باشد در این است که راهنما کسی است که آن راه را رفته است. الان من که سفر اولی آمده‌ام و می‌خواهم سفرم را شروع کنم، با هزار چالش و گرفتاری وارد مسیر شده‌ام. طبیعی است که باید دستم در دست کسی باشد که این راه را رفته است. اگر بگویم پایم درد می‌کند، یا صبح بگویم کمرم درد گرفته، خوابم نبرده یا یک عدد قرص می‌خورم، همه این‌ها معلمی می‌خواهد که این مسیر را رفته باشد. راهنما دقیقاً راه‌بلد این مسیر است. هم از جنس خود رهجو است و هم خودش مصرف‌کننده بوده و درک می‌کند. 

من سال‌های قبل از کنگره۶۰ از چند کلینیک دارو می‌گرفتم. هیچ‌ کدام درک نمی‌کردند که خماری یعنی چه. وقتی می‌گفتی حالم خوب نیست، فقط دو سی‌سی متادون بیشتر می‌دادند، بدون اینکه بفهمند روان و جسم انسان به‌ هم ریخته است. این موضوع در تمام دنیا هم اتفاق می‌افتد؛ وقتی حال فرد خوب نیست، دوز دارو را بیشتر می‌کنند و به همین شکل ممکن است کسی ده سال از یک کلینیک، متادون بگیرد؛ اما در کنگره۶۰ این‌طور نیست. وقتی یک رهجو می‌گوید حالم بد است، راهنما می‌داند چه چیزهایی را باید بررسی کند؛ اینکه آیا به جسم خودت فشار آورده‌ای، آیا افکارت به‌ هم ریخته، آیا موضوع به غذا مربوط است یا به خواب. راهنما معلم این کار است و برای درمان اعتیاد، کسی است که خودش این مسیر را رفته است.

در کنگره۶۰ ما دعا می‌کنیم که «خدایا ما را از قهر به مهر و از نفرت به عشق رهنمون ساز». به نظر من، جایگاه راهنما دقیقا تحقق همین دعا است. کسی که می‌خواهد عشق و مهر را تجربه کند، باید شال راهنمایی بگیرد و در لژیون عشق بلاعوض بدهد. خداوند می‌گوید اگر عشق می‌خواهی، بفرما این ده نفر را دوست بدار؛ بدون اینکه چشم‌داشتی، داشته باشی. هیچ راهنمایی چشمش به دست رهجو نیست.

اینکه ما هفته راهنما داریم و جشن می‌گیریم، به‌ خاطر ارزش این جایگاه است. راهنما آن‌قدر زمان می‌گذارد که اگر بخواهیم برای آن حقوق در نظر بگیریم، در حدود ده ماه، که دو ماه هم تعطیلی دارد، تقریبا سیصد ساعت باید حضور داشته باشد. حدود صد و بیست ساعت باید سر لژیون باشد. در حالی‌ که مراجعه بیست دقیقه یا نیم‌ساعته به روان‌پزشک، حتی برای کسانی که تازه مطب گرفته‌اند و شناخته‌ شده نیستند، کمتر از ششصد تومان نیست. بعد از گرفتن ویزیت، وارد مطب می‌شوی و دکتر می‌نشیند و تو باید صحبت کنی. خیلی وقت‌ها هم می‌گویند باید مشاوره روان‌پزشکی بروی. اگر کسی کم‌حرف باشد، می‌گویند خوبی، مشکلی نیست، اینجا را امضاء کن و برو، در حد یکی دو دقیقه. اگر هم پرحرف باشد، در نهایت یک قرص آرام‌بخش یا خواب‌آور برایش می‌نویسند.

اما در کنگره۶۰ واقعا این‌طور نیست. روی کاری که راهنماها انجام می‌دهند، هیچ قیمتی نمی‌شود گذاشت. همه آن‌ها زندگی، کار و درآمد دارند؛ اما به‌ خاطر عشق و محبتی که دارند، وقت می‌گذارند. بهترین جایگاه آموزش در کنگره۶۰ جایگاه راهنمایی است. اگر تصور شود راهنما فقط در حال تدریس است، به‌ خاطر این رمزی است که آقای مهندس در سی‌دی‌هایشان دارند؛ اینکه مطالب مهم را دائما تکرار می‌کنند. مطالب مهم به‌ دلیل اهمیتشان باید با تکرار گفته شوند تا در ذهن جا بیفتند.

وقتی راهنما به رهجو می‌گوید چگونه صحبت و رفتار کن، یا می‌گوید دروغ نگوید چون به خودت آسیب می‌زنی، این موارد کم‌کم در وجود رهجو نهادینه می‌شود. همین روند باعث می‌شود خود راهنما هم به سمت ضدارزش‌ها نرود و هر گره‌ای که سعی می‌کند از کار رهجو باز کند، معمولا آن گره در زندگی خودش هم باز می‌شود. در پایان، دوباره هفته راهنما را به همه عزیزان تبریک می‌گویم. دوستان، سایت کنگره۶۰ را سر بزنید و از مقالات استفاده کنید، آن‌ها را جدی بگیرید و مطالعه کنید. اساتید در مورد این مقالات صحبت می‌کنند و این موضوع برای پیشرفت کنگره۶۰ بسیار مهم است.

 

تایپ: مسافر مهدی (لژیون۲۰)، مسافر خشایار (لژیون۲۱)، مسافر جواد (لژیون۲۱)، مسافر محمد (لژیون۸)

ویراستار: مسافر حسین (لژیون۲۳)

سیستم صوتی: مسافر دانیال (لژیون۱۴)

دیتاشو: مسافر محمدحسین (لژیون۱۹)

تنظیم: مسافر رضا (لژیون۱۶) دبیر سایت

مرزبان خبری: مسافر علی

تهیه و ارسال: مسافر حمزه (لژیون ۱)

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .