«به نام خدایی که عشق و ازخودگذشتگی را آفرید.»
این هفته باشکوه را به جناب مهندس، راهنمای کنگره۶۰ و خانواده محترم ایشان، و همچنین استاد بزرگوارم سرکار خانم فرزانه تبریک عرض میکنم. واژه سپاس در برابر این همه ازخودگذشتگی شما عزیزان، تنها ذرهای کوچک است.
راهنمای عزیزم، روزها و شبهای من در تاریکی فرو رفته بود، اما شما امید را به من هدیه کردید. دستهای گرم شما، دستهای سرد و لرزان مرا گرفت و همچون شمعی سوختید تا من ساخته شوم.
شما دانایی، حال خوش، و سلامت جسم و روان را به من بخشیدید. سخنانتان همچون جواهر در ذهنم ماندگار است. برای من همچون خواهری رازدار بودید و چراغی در دست گرفتید تا بیهیچ چشمداشتی مرا به سرزمین نور و عشق ببرید.
با من پیمان بستید که در تمام لحظات همچون کوه کنارم بایستید تا بیاموزم: فکر کردن، امید داشتن و ایستادگی کردن. سخنانتان آنچنان دلنشین بود که تمام ناخوشیهایم از یاد رفت.
من نه تنها این هفته، بلکه تمام عمرم مدیون زحمات شما هستم. دعای خیر من و مسافرم بدرقه راهتان باد تا پایدار بمانید؛ برای ما و هزاران انسان دیگر. راهنما بارانی است بیمنت که جانها را سیراب و دلها را آرام میکند.
نویسنده: همسفر ندا رهجوی راهنما همسفر فرزانه (لژیون اول)
رابط خبری: همسفر عاطفه رهجوی راهنما همسفر فرزانه (لژیون اول)
ویرایش و ارسال: همسفر لیلا نگهبان سایت
همسفران نمایندگی دزفول
- تعداد بازدید از این مطلب :
40