به نام قدرت مطلق الله
1- بهرسم کنگره خودتان را معرفی کنید؟
سلام دوستان میکائیل هستم یک مسافر. آخرین آنتیایکس متادون، روش درمان DST، داروی درمان OT، دما ۱۰ ماه و ۶ روز سفر کردم راهنما آقا ناصر، رهایی ۵ سال و ۶ ماه، در ادامه سفر نیکوتین داشتم با راهنمایی آقا آرش، رهایی ۴ سال و ۵ ماه.
2- انسان عاشق راهنما میشود یا جایگاه راهنمایی انسان را به عشق میرساند؟
عشق یکی از زیباترین صفات یک انسان میباشد، جایگاه راهنما عشق را در درون راهنما بیدار میکند، عشق نه از نوع احساسی یا وابستگی بلکه عشق آگاهانه تا دیروز دریافت کرده و امروز دوست دارد ببخشد، حکایت اینکه تا دیروز او میگرفت، میخورد و لذت میبرد اما امروزه دهد و لذت میبرد.
۳- همیشه به رهجوها توصیه میشود برای راهنما شدن تلاش کنند، چرا توصیه رسیدن به هیچ جایگاهی (مرزبانی-اسیستانتی) مانند جایگاه راهنمایی نیست؟
از نظر بنده جایگاه راهنما بسیار در بیداری شخص مؤثر است، راهنما نقش مهمی در انتقال آموزش کنگره به رهجوها دارد و زمانی که این انتقال صورت میگیرد، آنجاست که راهنما در حال یادگیری میباشد، از نظر من بهترین زمان تزکیه و پالایش نفس، زمانی است که یکسری از نیروها در درون انسان بیدار میشوند، ۴ سال فرصت بسیار خوبی است، مرزبانی با اینکه سختترین خدمت در کنگره محسوب میشود، مثال خوبی آقای مهندس زدند که مانند راه رفتن روی گداختههای آتش میباشد، ساختار مدیریتی و اداری دارد، با اینکه برای بزرگ شدن یک مسافر عالی است اما زمان اندکی دارد.
۴- شادی رها کردن یک انسان از بند اعتیاد بزرگتر است یا غم عدم موفقیت در اتمام سفر رهجو؟
باید با واقعیت کنار آمد، قرار نیست همه سفر اولیها به درمان و رهایی برسند، اعتیاد بندهای خطرناکی دارد که بعضاً افرادی دست به خودکشی میزنند و یا باعث فروپاشی بنیان خانواده میشوند، برای رهایی از این بند باید رهجو تلاش بسیاری انجام دهد و به نظر بنده بزرگترین شادی یک راهنما تلاش رهجو و رسیدن به رهایی او میباشد.
۵- برای شما کدام موضوع در بین رهجوهایتان اهمیت بیشتری دارد، رها شدن از بند اعتیاد و درمان آن یا ماندگاری در کنگره و خدمتگزار بودن در سفر دوم؟
سؤالی بود که جوابش کمی سخت است و سؤال جالبی که من را به چالش کشید، چون این خدمتگزاران کنگره هستند که باید دستشان را ببوسم، ولی برای من رها شدن از بند اعتیاد و درمان آن میباشد.
6- میدانیم بارزترین شاخصه هر راهنما، حضور مستمر و منظم او طی سالیان متوالی در کنگره است، این عامل انرژی زیادی میطلبد، موتور محرک برای ایجاد این انرژی در شما چیست؟
کنگره گرههای خیلی دشواری را از زندگی انسان باز میکند که باورش برای خیلی آدمها سخت یا بهتر بگویم باورکردنی نیست، روشها در حد یک معجزه هستند و من به این راه ایمان دارم، این ایمان قلبی است که انرژی را در من صد چندان میکند.
7- چگونه شد که برای راهنما شدن اقدام کردید؟
اصلاً امیدی به راهنما شدن در من نبود، اولین بار برای آشنایی با امتحانات بود که شرکت کردم و به لطف خداوند شال سبز تازه واردین قسمت من شد ولی برای شال نارنجی و پیوستن به این جمع و دینی که نسبت به کنگره ۶۰ داشتم.
8- زمانی که یک رهجو بهمنظور درمان نزد شما میآید، چه احساسی درونتان ایجاد میشود؟
سعی میکنم مواظب رفتارم و حرف زدنم با رهجو باشم، به نظر من اولین برخورد در لژیون میتواند آینده یک رهجو را تحت تأثیر قرار دهد، احساس میکنم خودم مقابل یک راهنما قرار گرفتم.
9- بعد از اینکه رهجویانتان به رهایی میرسند چه حسی دارید؟
اینکه رهجو به درمان میرسد اول لطف خداوند و بعد تلاش رهجو میباشد و راهنما هم نقش مهمی دارد و یک حس معنوی رضایت از خود در برابر پیشگاه خداوند دارد.
10- به افرادی که دوست دارند راهنما شوند چه پیشنهادی میکنید؟
به نظر من زیاد به خودشان سخت نگیرند، همه جایگاهها در کنگره ۶۰ تعریف شده است و کافی است قوانین را رعایت کنیم و این مسیر کنگره است که به ما میگوید چهکار باید کرد.
مصاحبهگر: مسافر محمدحسین لژیون دوم
تایپو ویرایش: مسافر صالح لژیون چهارم
عکس: مسافر هادی لژیون چهارم
ارسال مطلب: دستیار مرزبان خبری، مسافر بهنام لژیون دوم
گروه خدمتگزاران سایت نمایندگی گیلان
- تعداد بازدید از این مطلب :
80