English Version
This Site Is Available In English

دل‌نوشته یک مسافر در باب هفته راهنما -نمایندگی یاس اصفهان

دل‌نوشته یک مسافر در باب هفته راهنما -نمایندگی یاس اصفهان

سلام دوستان زینب هستم یک مسافر.

روزی من شبیه بنایی مخروبه بودم؛ دیوارهایی ترک‌خورده، ستون‌هایی خمیده از فشار و سقفی که هر لحظه ترس فروریختنش را داشتم. شاید از بیرون ظاهری آراسته داشتم؛ اما درونم پر بود از ویرانی، از شکستگی‌هایی که به چشم نمی‌آمد، از فشاری خاموش که صدایش را فقط خودم می‌شنیدم.

در همان روزها شما آمدید؛ نه چون رهگذری که نگاهی بیندازد و عبور کند؛ بلکه چون استاد بنّایی که با عشق به بنا می‌نگرد نه با تحقیر و نه با سرزنش. ویرانی‌هایم را دیدید؛ اما مرا ویران خطاب نکردید. آرام و صبور، آجر به آجر مرا از نو ساختید نه باعجله، نه با فشار و نه از سر اجبار؛ بلکه بی‌منت، با عشق و دانشی که بوی تجربه می‌داد.

هر بار که می‌خواستم فروبریزم، ستونی تازه در وجودم برپا کردید. هر ترک عمیقی که در جانم نشسته بود، با کلام و راهنمایی‌تان ترمیم شد.شما باور داشتید که حتی یک بنای فرسوده می‌تواند دوباره آباد شود و روزی به خانه‌ای امن بدل گردد. امروز اگر ایستاده‌ام، اگر به‌جایی صدای ناامیدی، نوای امید در دلم طنین‌انداز است همه را مدیون صبوری، دقت و نگاه مسئولانه شما هستم.

راهنمای عزیزم، برای تک‌تک آجرهای امیدی که در وجودم گذاشتید سپاسگزارم؛ برای ستون‌هایی که مرا استوارتر و مقاوم‌تر ساخت سپاسگزار و برای این که از مخروبه‌ای خاموش، بنایی آباد ساختید، متشکرم. ممنونم که آمدید، ماندید و استاد بنّایی شدید که با عشق و بی‌منت، ویرانه‌ها را بازسازی می‌کند.

من با تمام وجودم، با تمام عشقم، قدردان شما هستم و از خداوند مهربان می‌خواهم هر نوری که در دل من روشن کردید در زندگی‌تان هزاران برابر بتاباند. راهتان سرشار از خیروبرکت
و سایه‌تان مستدام باد.

تایپ: مسافر زينب - لژیون بيستم - نمایندگی یاس اصفهان
ویرایش: مسافر منا - لژیون بیست و یکم - نمایندگی یاس اصفهان
ارسال:همسفر فاطمه

 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .