ضمن عرض تبریک هفته گرامیداشت راهنمایان، اگر قبلاً میخواستم راهنمایان کنگره۶۰ را توصیف کنم، از واژه ناجی استفاده میکردم؛ اما بیشتر که فکر میکنم متوجه میشوم که این کلمه، بار منفی دارد و در صور پنهان آن گویی منفعتی نهفته است. امروز بهجای آن، کلمه ایثار را بهکار میبرم. چرا که آنها انسانهایی فداکار هستند، منفعت جمع را به منفعت خود ترجیح میدهند و افرادی شجاع میباشند. یک ویژگی مهم دیگر نیز این است که آنان، انسان دوست هستند، درد دیگران برایشان اهمیت دارد و نمیتوانند به راحتی از کنار آن گذر کنند.
شاید برای منِ همسفر سوال پیش بیاید که چرا و چگونه راهنمایم برایم آنقدر عزیز و تاثیرگذار است؟ با اینکه نسبت سببی ونسبی با یکدیگر نداریم. از نظر بنده، این عزیزان در ابتدا با کلام نافذشان که از جنس تجربه و حقیقت است، در حس، فکر و رفتار من حتی در شرایط زندگی من تاثیر به سزایی میگذارند. در حقیقت این امر تعیین کننده این است که من جبهه شر را انتخاب کنم یا که بلعکس.
انرژی راهنما و حضور پرمهر ایشان، مانند یک محافظ و یک هالهای در دور منِ رهجو ایجاد میشود و همچون یک عایق عمل میکند. برای مثال اگر نیروهای منفی صدها گلوله به سمت من شلیک کنند، با وجود عایق راهنما، شاید ۴۰ تا از آنها به من اصابت کند. چرا که در صور پنهان یک پیمان دلی و محکم از زمان قبل ورودم به لژیون با وی بسته شده است.
راهنما، همزمان و همقدم با من به جنگ نیروهای تخریبی میآید. این عزیزان همچنان که با خیر و شر درون خودشان در جنگ و جدال هستند، با تاریکیهای وجود منِ رهجو هم به مبارزه میپردازند. مبارزانی که سلاحشان عشق، خدمت، ایمان، آموزش و حرکت کردن است.
من به عنوان یک همسفر، به دلیل ترکشهایی که از بیماری اعتیاد خوردهام در اعماق چاهِ تاریکیها قرار گرفتهام. راهنما طنابی را از جنس عشق و به تصور من طلایی رنگ، به درون چاه میاندازد، من را بالا میکشد و نجاتم میدهد. زمانی که به بالای چاه میرسم صفر کیلومتر هستم اما برای ادامهی راه خواستهای قوی دارم و بسیار مصمم هستم.
او مرا به دوش نمیکشد بلکه به من راه رفتن را یاد میدهد. راه را نشانم میدهد و خطرات آن را برایم بازگو میکند. اگر بر زمین افتادم دستم را میگیرد و بلندم میکند، قوانین بازی را به من میآموزد. من قوی میشوم، دردهایم تسکین مییابند و در نهایت روزی میرسد که او میایستد و از دور من را تماشا میکند و برایم ایستاده دست میزند.
زمانی که این عزیزان به انسانهای دردمند دست یاری میدهند، بیشک آنیکی دستشان در دستان خداوندِ متعال است. این وعده خداوند است و همانا وعده او دروغ نیست.
در آخر این هفته زیبا را در ابتدا به آقای مهندس و تمامی راهنمایان کنگره۶۰، از جمله راهنمای عزیزم خانم الهام، راهنمای اولم خانم لیلای عزیز و راهنمای تازهواردینم خانم اکرم عزیزم تبریک و تهنیت عرض میکنم.
نویسنده و رابط خبری: همسفر فرنوش رهجوی راهنما همسفر الهام (لژیون چهارم)
ویرایش و ارسال: راهنمای تازهواردین همسفر الهام نگهبان سایت
همسفران نمایندگی یوسف تهران
- تعداد بازدید از این مطلب :
22