English Version
This Site Is Available In English

کلیدی برای بازشدن قفل قفس

کلیدی برای بازشدن قفل قفس

برای راهنمای عزیز؛ خانم زینب می‌نویسم: روزی که از پله‌ها پایین آمدم و وارد شعبه لویی پاستور شدم جایی که مرزبان‌ها مرا بی‌دلیل به آغوش کشیدند و نمی‌دانستم به چه علت و چه گناه نکرده‌ایی باید در اجتماع مصرف‌کنندگانی که از‌ دست یکی از آن‌ها به ستوه آمده‌ بودم، حضور داشته باشم!

در تلویزیون دیده بودم که به این شکل خودشان را معرفی می‌کنند؛ سلام الناز هستم یک مسافر، با خودم می‌گفتم که چرا باید شخصی دچار اعتیاد شود؟ شاید همان سؤال مرا از پدری که لب به سیگار هم نمی‌زد به همسری که مصرف‌کننده بود و قصد سفری داشت تا من همسفرش باشم، رسانده بود. تمام سه جلسه حضورم در شعبه نگاهم روی راهنمایی زوم شده بود که انتخابش کردم و از همان روز اول حسی مرا به سمت او می‌کشید.

روزی که وارد لژیون شدم انگار که تمام این سال‌ها منتظر بودم تا تمام دردها، ناراحتی‌ها، نشدنی‌های زندگیم، بیماری کودکیم، ازدواجی که به کنگره منتهی‌ شده بود، حسرت‌ها و آرزو‌های دور و درازم را با گفتن که نه، جار زدن به دوش کسی بسپارم که بتواند در حمل‌کردن همه‌ آن‌ها مرا کمک کند. یادم است که از همان هفته اول هر چه در دلم پنهان بود را آشکار کردم و این آشکارسازی گویی کلیدی شد برای قفل قفسی که سال‌ها در آن بوده و کلیدش را با سکوت قورت داده بودم.

من در لژیون ‌و در کنار راهنمایم فهمیدم که دلیل بی‌قراری و نا‌آرامی‌های من‌، مسافرم نیست؛ بلکه در تاریکی خود و افکاری که مرا می‌آزارد فرو رفته بودم و توانایی حرکت نداشتم. تمام سال‌های زندگی سعی می‌کردم که آزارم به کسی نرسد تا آدم خوبی باشم؛ اما نمی‌دانستم که همه‌ آزارها را به سمت خودم روانه کرده بودم و من، من خوبی برای خودم نبودم و باید از زندانی که ساخته بودم خلاص می‌شدم.

اکنون که در آستانه پایان سفر اول هستم، آدمی شده‌ام که در تمام سه دهه زندگی‌ام نبودم و با من قبلی گویی غریبه‌ هستم و نمی‌شناسمش. من به لطف خدا، کمک‌ها و راهنمایی‌های راهنمایم که از روز اول مثل نوری بر من تابید تا راه خروج از تاریکی‌ها را بیابم، تغییر کردم و آن چیزهایی که روزی برایم مهم بود، دیگر مهم نیست. خواسته‌های قبلی دیگر جایی در زندگیم ندارند و از من قدیم ترخیص شده‌ام. برای تبدیل از خدا بهترین‌ها را می‌خواهم و حرکت را با نام قدرت مطلق آغاز می‌کنم به امید برکت الهی با آرزوی ترخیص و تبدیل به وجودی که با عشق آشناست.

نویسنده: همسفر الناز رهجوی راهنما همسفر زینب (لژیون دهم)
رابط خبری: همسفر مریم الف رهجوی راهنما همسفر زینب (لژیون دهم)
ارسال: همسفر سمیه رهجوی راهنما همسفر خندان (لژیون هفتم) دبیر سایت
همسفران نمایندگی لویی پاستور

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .