گاهی در زندگی انسانها، حضور بعضی آدمها شبیه اتفاق نیست؛ شبیه «نقطه عطف» است. برای من شما فقط یک راهنمای همسفر نبودید؛ شما آغاز یک نوع نگاه تازه به زندگی بودید. قبل از آشنایی با آموزشهای کنگره۶۰ تصورم از عشق، حمایت و مسئولیت آمیخته با ترس، وابستگی و کنترل بود. فکر میکردم دوستداشتن یعنی دائماً نگران بودن، یعنی برای درست شدن اوضاع دخالت کردن، یعنی برای آرام شدن دیگران خود را فراموش کردن، اما شما بیهیاهو، بدون تحمیل، با صلابت و آرامش به من یاد دادید که عشق اگر آگاهانه نباشد میتواند آسیب بزند. خانم زهرای عزیزم شما به من آموختید همسفر بودن یعنی سفرِ درون، یعنی بهجای متمرکز شدن بر تغییر دیگران، به ساختن خویشتن بپردازی، یعنی اینکه بفهمی حالِ خوب، مسئولیت شخصی من است، یعنی یاد بگیرم رها کردن با بیتفاوت بودن فرق دارد. در کنار شما فهمیدم آموزش فقط شنیدن نیست؛ زندگی کردنِ آموزش است.
یاد گرفتم هر جملهای که در لژیون گفته میشود اگر درست فهمیده شود، میتواند یک الگوی فکری را اصلاح کند. یاد گرفتم نظم، حضور بهموقع، نوشتن، گوش دادن و تفکرکردن، تمرینهایی ساده اما عمیق برای ساختن شخصیتی متعادل هستند. شما به من وابسته بودن را نیاموختید؛ آموختید مستقل رشد کنم. یاد دادید اگر روزی راهنمایی نباشد که تذکر بدهد، وجدان بیدارِ خودم راهنمایم شود. این بزرگترین هدیهای بود که میتوانستم دریافت کنم. امروز اگر در سختیها کمتر بههم میریزم، اگر در روابط آرامترم، اگر قبل از واکنش مکث میکنم، اگر مسئول سهم خودم هستم، اینها نتیجه آموزشهایی است که با صبر و درایت به من منتقل کردید. شما فقط سخن نگفتید الگو بودید و الگو بودن، بلندترین نوع آموزش است. هفته راهنما برای من فقط یک تبریک نیست؛ فرصتی است برای اعتراف به اینکه رشد من، بدون حضور راهنمایم ممکن نبود. در پایان، با تمام وجود از شما و از همه راهنمایان دلسوز کنگره۶۰ که بیچشمداشت، چراغ آگاهی را در مسیر انسانها روشن نگه میدارند صمیمانه قدردانی میکنم.
نویسنده و ویرایش: همسفر فتانه رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون اول) دبیر اول سایت
ارسال راهنمای تازهواردین همسفر طیبه نگهبان سایت
همسفران نمایندگی کمالالملک تهران
- تعداد بازدید از این مطلب :
178