English Version
This Site Is Available In English

آغوشی به وسعت آرامش

آغوشی به وسعت آرامش

به نام خدایی که خورشید، زمین، ماه، ستاره و همچنین آقای مهندس حسین دژاکام را آفرید. آقای مهندس سرشار از عشق، محبت، خلوص نیت، مهربانی، آرامش و تجربه هستند و تمام این‌ها را بدون هیچ چشم‌ داشتی به استادان و راهنمایان ما هدیه کرده‌اند. راهنماهای عزیز هم از ایشان آموخته‌اند و آنچه را که فرا گرفته‌اند با سبدی از اخلاص در اختیار ما قرار می‌دهند.

حدود 10 ماه بود که مسافرم به کنگره60 می‌آمد و در حال آموزش گرفتن بود. من هم دوست داشتم بیایم؛ اما همیشه کارهای روزانه را بهانه می‌کردم و می‌گفتم نمی‌رسم به کنگره بیایم. هر بار که مسافرم از کلاس برمی‌گشت، از او می‌پرسیدم چه خبر بوده و او هم برای من تعریف می‌کرد.

تا این‌که با یک چالش سنگین در زندگی‌ام روبه‌رو شدم و خیلی ناراحت بودم؛ شب و روز نداشتم. مسافرم کنگره60 را به من پیشنهاد داد. آمدم و طبق مقررات، بعد از سه جلسه راهنمای خود را انتخاب کردم. راهنمایی که از همان ابتدا معلوم بود قلبی مهربان، وجودی سرشار از آرامش و تجربه دارد. از همان روزی که من را در آغوش گرفت، احساس سبکی کردم و ایمان داشتم که کمکم می‌کند از این چالش سخت عبور کنم و همان‌ طور هم شد.

راهنمایی که روی صندلی روبه‌روی ما می‌نشیند و گاهی از سختی‌های زندگی خودش می‌گوید تا به ما بفهماند فقط ما نیستیم که مشکل داریم؛ همه انسان‌ها به نوعی با چالش‌هایی روبه‌رو هستند. گاهی مانند راهنمایی، برای چگونه زیستن و عشق ورزیدن آموزش می‌دهد، گاهی مانند مادری دلسوز آرامش می‌بخشد و گاهی مانند خواهری رازدار کنار رهجوهایش می‌ایستد.

من رهجو باید در همه جوانب گوش به فرمان او باشم و دستوراتش را مو به مو اجرا کنم تا نشان دهم این عشق و محبت یک‌ طرفه نیست. احساس می‌کنم راهنما با در دست داشتن فانوس‌هایی روشن با شعله‌ای ملایم، نه آنقدر بلند که دود نماید و نه آنقدر کم که خاموش شود، مسیر را برای ما روشن می‌کند. اگر درست گوش کنم و فرمان‌هایش را اجرا نمایم، یکی از آن فانوس‌ها را به من هدیه می‌دهد تا مسیر زندگی‌ام را پر از نور و آرامش کنم.

سعی می‌کنم با تمام وجود به دستوراتش گوش دهم و از تجربه‌هایش در زندگی استفاده کنم تا دست خالی از کنگره60 به خانه برنگردم؛ بلکه با یکی از آن فانوس‌های روشن به خانه بازگردم. احساس می‌کنم هر جلسه‌ای که غیبت کنم یکی از آن فانوس‌ها را از دست داده‌ام. از زمانی‌که به کنگره60 آمده‌ام، بسیاری از ضعف‌هایم برطرف شده است. در زندگی صبورتر و مقاوم‌تر شده‌ام و از آرامش خاصی برخوردار هستم.

در نهایت از راهنمای خودم و از همه راهنماهای عزیز و دوست‌ داشتنی و صبور شعبه ایمان که به محض ورود ما را در آغوش می‌گیرند و حال ما رهجوها را خوب می‌کنند، صمیمانه تشکر می‌کنم. امیدوارم دعای خیر من بدرقه راه خود و خانواده‌های گرامی‌شان باشد و مسیر زندگی‌شان همیشه پر از نور، سلامتی و آرامش باشد. در پایان از راهنمای عزیزم خانم بهاره صمیمانه قدردانی می‌کنم.

نویسنده: همسفر لیلا رهجوی راهنما همسفر بهاره (لژیون دوازدهم)
رابط خبری: همسفر هدی رهجوی راهنما همسفر بهاره (لژیون دوازدهم)
ویرایش و ارسال: همسفر سمانه رهجوی راهنما همسفر هدی (لژیون پانزدهم)
همسفران نمایندگی ایمان

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .