خداوند را هزاران بار شکر میکنم برای حضورم در کنگره ۶۰، برای اینکه لحظات و ثانیههای عمرم را با کنگره سپری میکنم. کنگره برای من فقط درمان اعتیاد نبود، کنگره یعنی رسیدن به رهایی، یعنی رسیدن به تمام خواسته. این هفته ارزشمند را خدمت بزرگترین راهنما و معلم قرن آقای مهندس تبریک میگویم، خدمت خانم آنی بزرگ، استاد امین، خانم آنی کماندار و خانم شانی عزیز تبریک عرض میگویم.
راهنما مانند:چراغی است که راه را به رهجو میآموزد. من بعد از ورود به کنگره هیچگاه گمان نمیکردم که به این زودی بتوانم شال خوشرنگ راهنمایی را بر گردنم بیندازم. شاید همه اینها حاصل زحمات بی دریغ راهنمای تازه واردین من خانم سمیه عزیز که در همان ابتدا مرا چگونه مشتاق کنگره کردند باشد و مهمتر از آن راهنمای عزیزتر از جانم خانم مهدیه است. گذشتن از جان خود برای جان بخشیدن به دیگران و اینکه تا ابد مدیون و قدردان شما راهنمای عزیزم هستم. هیچ چیز به اندازه راهنما شدن نمیتوانست تا به این اندازه برای من زهره آموزنده باشد. در خدمت راهنمایی نه تنها مرور منابع آموزشی بلکه عمل کردن به هر آنچه در کنگره آموختهایم که من تمام اینها را مدیون شما خانم مهدیه عزیزم هستم.
کنگره فقط درمان یک مصرف کننده یا رسیدن به حال خوب و حس رهایی همسفر نیست. من توانستم در کنگره بندهای زیادی را از وجود خودم باز کنم. بند کینه، بند نفرت، بند حسادت و مهمتر از همه اینها در راه سلامتی جسمم بند نیکوتین و بند اضافه وزن را که وجود تمام اینها مانع از رسیدن من به اهداف و خواستههای معقول زندگیم میشد. هیچ کدام از اینها بدون حضور راهنما ممکن نبود. از راهنمای عزیزم خانم مینا سپاسگزارم بابت رهایی نیکوتین که بدون کمک ایشان قطعا امکان پذیر نبود. از خانم امالبنین عزیزتر از جانم راهنمای جوینزم که با مهر و عطوفت و صبوری مرا راهنمایی می کنند تا دوباره بتوانم جسم خودم را به سلامتی کامل برسانم و فرمانروایی عقلم را به دست بگیرم.
نویسنده:راهنما همسفر زهره
ارسال:همسفر زهرا.خ رهجوی راهنما همسفر زهره (لژیون دوم)
نمایندگی همسفران زاهدان
- تعداد بازدید از این مطلب :
24