صفحات زندگیام را به عقب برمیگردانم، روزی در ذهنم تداعی میشود که با دنیایی تاریک و ظلمانی، با وجودی سرشار از ناامیدی، قدم به مکانی گذاشتم که از همان لحظه ورود، تفاوتش با دیگر جاها کاملاً مشهود بود. آرامشی آنجا حاکم بود که ناخودآگاه انسان را مجذوب خود میکرد. حال خوب دیگران، کورسوی امید را در آسمان تاریک وجودم روشن کرد.
دست به سوی نور دراز کردم و خود را در آغوش گرم فرشتهای مهربان با نشان راهنمایی یافتم. او با کلام نافذ و پرمهرش در قلب یخزده من ریشه دوانید و قدمهایم را محکمتر کرد تا بتوانم در مسیر کنگره قرار بگیرم و با دل سپردن به آموزشهای نابش، از این گردباد سبز خارج نشوم.
مسیر طولانی بود و سخت، با پستی و بلندی بسیار، گویی پا روی سنگلاخ میگذاری. هرچه محکمتر گام برمیداری، نیش سنگها بیشتر در پایت فرو میرود و صدای نالهات بلندتر میشود؛ اما فرشته مهربان چنان دستم را محکم گرفته بود که صعودم حتمی بود، به شرطی که خود را طلب نمایم. با کلام دانا و آموزشهای رهگشایش، مسیر هر روز روشن و روشنتر میشد. تغییر احوال در مسافرم و خودم بیشتر به چشم میآمد و هدف رهایی نزدیک و نزدیکتر میشد، تا اینکه بالاخره روز موعود فرا رسید و دیدار منبع نور و روشنایی میسر شد.
گرفتن شاخه گل سرخرنگ رهایی، چنان روح ما را نوازش کرد که مصمم شدیم در مسیر باقی بمانیم و تلاش کنیم برای یاری رساندن به دستانی که برای طلب رهایی، دست به سوی کنگره دراز کردهاند، با وجود اینکه میدانستیم مسیری سختتر از قبل پیش رو داریم. آموزش بیشتر، تلاش بسیار، گذشتن از بسیاری خواستههای حتی معقول، قرار گرفتن در مسیر آزمون راهنمایی، انجام مصاحبه و در نهایت دریافت شال راهنمایی از محضر استاد راهنمای بزرگ کنگره.
من مصممتر از قبل بودم؛ زیرا دوست داشتم در ازای آن همه تغییر، عشق و آرامشی که دریافت کرده بودم، در راستای هدف والای جناب مهندس گام بردارم و اینگونه گوشهای از محبتهای دریافتشده را جبران کنم و قدردان بنیان کنگره و راهنمایان عزیزم باشم. از خداوند بزرگ بسیار سپاسگزارم که توفیق داد چهار سال در جایگاه راهنمایی آموزش بگیرم، خدمت کنم و در حد توانم مرهمی باشم بر زخمهایی که ناشی از ترکش سختیها و ناملایمات اقیانوس پرتلاطم زندگی بودند.
هفته راهنما را تبریک عرض میکنم خدمت جنابمهندس، خانم آنی، استاد امین و همه راهنمایان عزیز کنگره که جنسشان از محبت است و پرچمدار سپاه عظیمی هستند که فرمانش جنگ نیست، بلکه فرمانش دادن محبت است به هر کس که درونش نور موج داشته باشد.
نویسنده: راهنما همسفر فاطمه (لژیون هشتم)
ویراستاری و ارسال: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر رعنا (لژیون نهم)
- تعداد بازدید از این مطلب :
90