English Version
This Site Is Available In English

دلنوشته گروهی لژیون ششم

دلنوشته گروهی لژیون ششم

همسفر زهرا:

هفته راهنما را به بنیان کنگره جناب مهندس دژاکام و خانواده محترم ایشان و به همه راهنمایان و راهنما عزیز خودم  همسفر صبح‌گل تبریک می‌گویم. انسان به مرتبه‌ای می‌رسد که چیزی جز خدا را نمی‌بیند نگاه کن که جایگاه آدمی تا چه حد رفیع است.

راهنما کسی است که گذرگاه‌های سخت را طی نموده تا به این درجه انسانیت رسیده است. راهنما در کنگره ۶۰ خدمتی که از جان‌ودل و با عشق بلاعوض به رهجو ارائه می‌دهد؛ هم‌چون گوهر شب‌چراغی است که در دل تاریک رهجو موج امید را روشن می‌کند و با کلیدهایی که در دست دارد؛ همان آموزش‌های ناب کنگره، به دست رهجویانی که دست یاری می‌طلبند می‌دهد تا آنها را از تاریکی نجات دهد.

این نور امید هر روز روشن و روشن‌تر می‌شود تا به جایی می‌رسی که جز خدا نبینی؛ مانند آموزگاری مهربان به من یاد دادی که چگونه پرواز کنم و اوج بگیرم و با گذشتن از وادی محبت، خود را به معبود خویش برسانم و؛ مانند ابری هستی که جان تشنه  کویری مرا از باران دانش سیراب می‌کنی همیشه دلگرمم کردی تا جاده‌های پر پیچ‌وخم  زندگی را با امیدواری طی کنم و دستم را گرفته‌ای تا از پرتگاه جاده زندگی سقوط نکنم.

راهنمایان در کنگره به رهجویان خود می‌آموزند که فرمان‌بردار باشند تا به فرماندهی عقل برسند. یکی از بزرگ‌ترین خاصیت‌های فرمان‌برداری این است که به ارتقا نفس کمک شایانی می‌کند و باعث می‌شود کارهای ضدارزشی که قبلاً به‌راحتی انجام می‌دادیم از آنها فاصله بگیریم و به سمت آرامش حرکت کنیم. وقتی در لژیون قرار گرفتم بادل و جان حرف‌های مرا گوش کردی حرف‌هایی که؛ شاید هر کسی گوش شنیدن آن را نداشت و با آموزش‌های ناب ترس، ناامیدی و غم‌هایم را برطرف کردی گویی آن‌ها را به زمین گذاشتم راهنما راه درست زندگی‌کردن را به من آموخت و چراغ راه من شد و مسیر زندگی من را هموار کرد.

می‌بینم که چگونه برای تک‌تک افرادی که؛ مانند من نیاز به کمک داشتند وقت می‌گذارید و با کلام گرم و محبت‌آمیز خود آنها را به آرامش دعوت می‌کنید. راهنما همان مادر بی‌نام‌ونشانی است که به‌جای غذای جسم به ما غذای جان می‌دهد و بی‌وقفه تلاش می‌کند. راهنما همانی است که احیاکننده همه  سلول‌های مرده توست و به تو می‌آموزد تا چگونه بیندیشی، قدم برداری و دوباره احیاشوی؛ باید بدانیم که در کنگره جایگاه راهنما یک جایگاه نیک است.

من به‌عنوان یک همسفر که در این مکان قرار گرفتم؛ باید به راهنما خود احترام بگذارم و این احترام؛ باید به‌صورت زبانی، قلبی و عملی باشد؛ مانند آموزگاری مهربان الفبای زندگی را برایم سرمشق گرفتی و درگوش من با صدای پرمهرت عشق، محبت، گذشت، صبر و مهربانی را زمزمه کردی و درس چگونه زندگی‌کردن را زیر سایه پرمهر تو آموختم. عاشق‌ترین مخلوق خدا این هفته پر از برکت را به شما تبریک می‌گویم و خداوند را بابت حضور در کنارم تشکر می‌کنم.

همسفر عاطفه:

راهنما یعنی: چراغی در تاریکی  کسی که با تجربه‌هایش مسیر را برای دیگران روشن می‌کند او نه‌تنها یک الگو است؛ بلکه منبعی از امید و آرامش است در دنیایی که گاهی پر از چالش و سختی به نظر می‌رسد وجود یک راهنما؛ مانند نسیمی ملایم است که دل‌ها را تسکین می‌دهد و به ما یادآوری می‌کند که همیشه راهی است.

راهنما کسی است که با عشق و صبر، درهای جدیدی را به روی ما می‌گشاید. او در سخت‌ترین لحظات به ما نشان می‌دهد که چگونه با مشکلات روبرو شویم و از هر تجربه‌ای درس بگیریم او کسی است که با فداکاری و بدون هیچ انتظاری برای بهترشدن زندگی دیگران تلاش می‌کند و همواره در پی ایجاد تغییرات مثبت است.

وجود یک راهنما نعمت بزرگی است که خداوند به ما عطا کرده است؛ مانند آبی زلال در دل کویر است که به ما حیات می‌بخشد و امید را در دل‌های ما زنده می‌کند. با احترام به راهنمایان خود ما نیز می‌توانیم از این چراغ‌های روشنگر بهره‌مند شویم و در مسیر رشد و تعالی قدم برداریم.

راهنما بودن مسئولیت بزرگی است؛ باید بداند که هر کلمه‌ای که بر زبان می‌آورد می‌تواند سرنوشت کسی را دگرگون کند گاهی اوقات یک جمله ساده می‌تواند بذر امید را در دل کسی بکارد؛ باید بیاموزد که درک عواطف و احساسات دیگران چه‌قدر مهم است و چگونه می‌تواند به آنها کمک کند تا از تاریکی به روشنایی برسد راهنما به ما یاد می‌دهد که عشق واقعی در تلاش و خدمت به دیگران نهفته است؛ باید با لبخند بر سختی‌ها غلبه کنیم خدمت به خلق بزرگ‌ترین وظیفه‌ای است که می‌توانیم بر عهده بگیریم و هرگز نباید از آن خسته شویم.

این هفته فرصتی است تا به یاد تمام کسانی بیفتیم که در این مسیر با ما بودند و تلاش کردند تا ما را به سمت نیک‌بختی و آرامش هدایت کنند؛ باید به یاد داشته باشیم که هر فردی در زندگی برای یادگیری و رشد معلمی است و هر کدام از ما می‌توانیم راهنمایی برای دیگران؛ حتی در مقیاس کوچک باشیم.

بیایید با عشق و شوق در مسیر خدمت به یکدیگر گام برداریم و همواره به یاد داشته باشیم که اگر کسی قدر زحمات شما را ندانست غمگین نشوید زیرا؛ مانند گنجشک‌ها که هر روز آواز می‌خوانند و هیچ‌کس از آنها تشکر نمی‌کند شما نیز؛ باید به راه خود ادامه دهید در نهایت تنها خداوند است که ما را به‌درستی می‌بیند و به ارزش واقعی‌مان پی می‌برد.

در پایان می‌خواهم از همسفر صبح‌گل راهنما عزیزم به‌خاطر همراهی و حمایت‌های همیشگی تشکر کنم ایشان در ناخوشی‌ها و چالش‌هایی که با آن‌ها روبرو بودم با صبر و تحمل بی‌نظیر در کنار من بودند و مرا یاری کردند تا در این مسیر دشوار گام‌های بلندی بردارم و هرگز امیدم را از دست ندهم. وجود ایشان به من یادآوری کرد که خداوندی است که اگر چه خود تنها است؛ اما آرامش‌بخش دل تنهایان است برای همیشه سپاسگزارشان خواهم بود این هفته باشکوه و پربرکت را به ایشان و تمامی راهنمایان دلسوز کنگره ۶۰ تبریک می‌گویم و آرزو می‌کنم همیشه در مسیر زندگی موفق و شاداب باشند.

همسفر فخری:
هفته راهنما را به استاد بزرگ جناب مهندس دژاکام و خانواده محترم ایشان تبریک می‌گویم و از خداوند متعال برای این خانواده بزرگ سلامتی و شادی روزافزون خواستارم.

سلام راهنما عزیزم هفته راهنما مبارکت باد امروز می‌خواهم از تو راهنما عزیزم بگویم کسی که در تاریکی زندگی چراغ راهم شدی تو بودی که با حرف‌های قشنگت مسیر مرا روشن کردی به درد دل‌های من گوش دادی و روزهایی که در تاریکی بودم با آموزش‌های تو نور را پیدا کردم و یاد گرفتم که زندگی با تمام سختی‌های خود زیبا است.

با هر جمله‌ات دلی را آرام می‌کنی وقتی در جلسات کلامت را می‌شنوم دلم پر از آرامش می‌شود به من آموختی زندگی دوباره قابل ساختن است و هر شکستی پلی به‌سوی موفقیت است و هیچ‌چیز غیرممکن نیست برای همه ما الگویی شدید به ما یاد دادی که عشق و صبر درمان همه دردها است.

هر روز با آموزش‌های تو قوی‌تر می‌شویم امیدوارم بتوانم محبتت را هر چه‌قدر کوچک جبران کنم به‌پاس تمام راهنمایی‌هایت و لبخندهایت این هفته را با عشق و احترام به شما تبریک می‌گویم  ای راهنما عزیز ای چراغ زندگی ما و ای الهام‌بخش، همیشه تابنده باشی.

همسفر سیما:

راهنما عزیزم معلم زندگی از زمانی که به واسطه تاریکی اعتیاد قدم در این مکان مقدس نهادم؛ چون طی نمودن از تاریکی‌ها و رسیدن به روشنایی نیاز به یک استاد و معلم دارد آن زمان بود که با واژه راهنما آشنا شدم و فهمیدم که او تنها کسی است که کاملاً می‌تواند مرا درک کند؛ چرا که او هم سختی‌ها و تاریکی‌های اعتیاد را دیده است.

شما راهنما عزیزم بهترین معلم و استاد زندگی من هستید؛ چرا که باوجود شما توانستم گره‌های کور زندگی‌ام را باز کنم و این گره‌ها تنها به واسطه آموزش‌های نابی بود که از کلام شما دریافت نمودم و توانستم بر مشکلات زندگی‌ام فائق آیم در این برهه حساس که انسان‌های زیادی برای حل مسائل زندگی خود نزد مشاوره‌های زیادی می‌روند و هزینه‌های گزافی را متقبل می‌شوند که بازدهی خوبی برایشان ندارد؛ اما به لطف خداوند ما از این نعمت‌های فراوان و رایگان در کنگره بهره‌مند هستیم و انسان‌هایی که دارای جهان‌بینی قوی و از سطح آموزش و آگاهی بالایی برخوردار هستند که توانسته‌اند ناجی بسیاری از انسان‌ها شوند.

در این مکان مقدس هستیم و این جای سپاس از خالق مطلق  دارد؛ باید همیشه قدردان این نعمت بزرگ باشیم من همیشه برای شما و برای همه راهنماهای کنگره ۶۰ بهترین‌ها را از خداوند بزرگ خواستارم الهی که عمرتان باعزت و پربرکت و زندگیتان در آرامش و آسایش برقرار باشد.

رابط خبری: همسفر عاطفه رهجوی راهنما همسفر صبحگل (لژیون ششم)
عکاس: همسفر میترا رهجوی راهنما همسفر رقیه (لژیون پنجم)
ویرایش: همسفر گلسا رهجوی راهنما همسفرمریم(لژیون دوم) دبیر اول سایت
ارسال: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر مریم (لژیون دوم) نگهبان سایت

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .