جلسه اول از دوره اول سری کارگاههای آموزشی عمومی کنگره ۶۰، نمایندگی ماهشهر به استادی ایجنت مسافر محسن، نگهبانی راهنما مسافر احمد و دبیری راهنمای تازهواردین مسافر حمیدرضا با دستور جلسه 《 جشن هفته راهنما 》 در روز سهشنبه ۲۸ بهمنماه راس ساعت ۱۵:۳۰ آغاز به کار نمود.

سخنان استاد:
سلام دوستان، محسن هستم، یک مسافر.
این هفته را در راس خدمت جناب مهندس، خانواده محترم ایشان، دیدهبانها و راهنمایان کنگره تبریک میگویم.
ما در کنگرهٔ ۶۰، چهار جشن داریم: جشن هفته راهنما، جشن هفته ایجنت و مرزبان، جشن هفته دیدهبان، و جشن هفته همسفر. دو هدف کلی را جشنهای کنگره دنبال میکنند: یکی یادگیری قدردانی کردن و سپاسگزاری، و دومی شناساندن افرادی است که به ما خدمت میکنند.
سپاسگزاری اولین قدم در مسیر آگاهی است، وقتی که قدرشناسی میکنیم، دیگر چیزهای منفی طرف مقابل را نمیبینیم. اگر ده تا عمل خوب دارد و یک عملش بد است، من آن نه عمل خوب را میبینم و آن یک عمل بد را کمکم فراموش میکنم. در نتیجه طرف مقابل هم آن یک عمل را کمکم درست میکند و خوب میشود.
قدردانی سه مرحله دارد: یکی به زبان است، یکی قلبی است و یکی هم عملی است که در کنگره به این صورت است که در یک پاکت نامه مبلغی را میگذاریم و آن قدردانی را انجام میدهیم.
چند نفر از راهنماهای همسفران خانم از شهرهای دیگر به ماهشهر میآیند، داشتم با خودم فکر میکردم که من از لحاظ توان جسمی از خانمها قویترم و مطمئناً توان بیشتری دارم، اما وقتی میبینم خانمها کم نمیآورند، به خودم میگویم که من باید بیشتر تلاش کنم. به آنها خداقوت و تبریک میگویم. من شخصاً همسفرم برایم در خدمت کردن یک الگو بوده است.
راهنما یک سری وظایف دارد و رهجو نیز هم وظایفی دارد. اگر در کتاب «عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر» خوانده باشید، در مورد شرایط حضور راهنما در جایگاه راهنما و برای پذیرش رهجو، چند نکته ذکر شده است:
سیدی را باید هر هفته بنویسد و رهجو هم باید سیدی خود را بنویسد. اگر میخواهم به رهایی برسم، باید سیدی را بنویسم. وقتی چند سال است لژیون دارم و سیدی را مینویسم، مطمئن باشید اگر ننویسم سطح انرژیام پایین میآید و حالم بالا و پایین میشود. پس باید سیدی را بنویسم.
حضور در پارک ورزشی و ورزش هر هفته (این هم مال راهنماست).
خب وقتی این قوانین برای راهنما وجود دارد، رهجو باید ده برابر تلاش کند و حضور داشته باشد. در طول جلسه و کارگاه باید بنشینم و صحبت نکنم. اگر به احترام کسی که مشارکت میکند خواستم از جلسه بروم، باید از نگهبان جلسه اجازه بگیرم. یک ساعت و ربع باید به زیباترین شکل در جلسه بنشینم و به هیچ عنوان صحبت نکنم. اگر میخواهم به رهایی برسم، باید قبل از ساعت شروع جلسه حضور داشته باشم.
نکته دیگر اینکه مسافران و همسفران هیچ ارتباطی نباید با هم داشته باشند. من به عنوان راهنما به خاطر رهجویم نمیتوانم بروم پیش یک راهنمای همسفر و بگویم رهجوی شما این ایراد را داشت. رهجو هم نمیتواند برود پیش راهنمای مسافر یا همسفر. این دو مقوله کاملاً از هم جدا هستند.
اگر میخواهم به رهایی برسم، باید دوربینم روی خودم باشد. تجربه چند ساله من در کنگره نشان داده هرکس (چه مسافر و چه همسفر) که دنبال راهنمای مسافر یا همسفر خودش بوده، حالش خوب نشده است. وقتی آقای مهندس قانونی میگذارد، باید اجرا شود اگر میخواهم حالم خوب بشود. برای من در این چند سال خیلی مواقع پیش آمده است که رهجو یا همسفری میآید و میگوید در مورد مسافرت صحبت کنم، اما به او میگویم نمیتوانید پیش من صحبت کنید و باید بروید با راهنمای خودتان صحبت کنید.
این را گفتم چون هفته راهنماست و در دستور جلسه هم وظایف راهنما و وظایف رهجو مطرح است. این را حتماً اجرا کنید. همچنین حرمتهایی که در کنگره وجود دارد (مثل رفت و آمد در بیرون از کنگره) را نباید داشته باشیم اگر میخواهیم حالمون خوب بشود.
به قول آقای ترابخانی: « من خار را در چشم دیگران میبینم ولی دسته بیل را در چشم خودم نمیبینم.» اگر اشتباهی هست، اشتباه خودم را اصلاح کنم.
«بدترین راهنمای کنگره از بهترین انسانهای بیرون از کنگره بهتر است.» یعنی هیچوقت به خودم اجازه ندهم پشت سر یک راهنما صحبت کنم، چون جایگاه راهنما خیلی بالاست، چون همه راهنماها تمام توانشان را میگذارند. پس هیچوقت به خودم اجازه ندهم بگویم این راهنما ضعیف است، همه یکی هستند.
بهتر است که در خیالم هم که شده، بگویم راهنمای من خیلی میداند. اگر این را نگویم، به رهایی نخواهم رسید.
انشاءالله امسال در شهریورماه در ماهشهر قبولی داشته باشیم. از همین الان توان بگذارید. و این را مطمئن باشید وقتی راهنما میشوید، نمیآیید به کسی چیزی یاد بدهید، تازه یاد خواهید گرفت وآن دانایی را به دانایی مؤثر تبدیل میکنید.










.
گروه سایت نمایندگی ماهشهر
تایپ: مسافر عارف
ویرایش و ارسال مطلب: مسافر فضیل
- تعداد بازدید از این مطلب :
120