درد و رنج، الفبای یادگیری است. انسان تا دچار مصیبت، مشکل، درد و رنج نشود به دنبال راه چاره نمیافتد. تا زمانی که همه چیز روبهراه و بر وفق مراد باشد انسان تلاشی برای تغییر نمیکند. مادر شادیها رنج است زمانی که رنج به وجود میآید انسان به دنبال راهحل میگردد و در پی استاد میرود.
انسان رنجدیده گوش شنوا دارد و این گوشکردن است که باعث تغییر میشود. زمانی که انسان به رنج میرسد به دنبال کسی میگردد که کاربلد باشد؛ سراغ هر کسی نمیرود به سراغ استاد میرود که نتیجهاش یادگیری است. زمانی که یاد گرفت تغییر میکند و صاحب دانش میشود و اینگونه از رنج خارج میشود. هنگامی که از رنج خارج شد اگر فراموش نکرد که هیچ؛ اما اگر فراموش کرد مجدداً به تاریکی میرسد.
انسان به میزان رنجی که میبیند، میتواند آبادانی به وجود بیاورد و دانش بیشتری کسب کند. موضوع مهم و تعیینکننده آن است که رنج و محرومیت را چگونه تفسیر میکنیم؛ چنانچه انسان فهمید و خارج شد و آن را فراموش نکرد، به رشد میرسد. اگر در دیگران احساس آرامش، شادی و امنیت ایجاد کردیم بازتابش در خودمان ایجاد میشود و همچنین برعکس؛ اگر در دیگران ترس، ناامیدی و... به وجود آوردیم بازتاب آن هم در خود ما ایجاد میشود. جهانبینی میگوید هر چیزی را که در بقیه به وجود آوردی، در درون خودت نیز ایجاد میشود.
زندگی و لذتبردن از جمع، زمانی برای فرد اتفاق میافتد که (مَن) کنار برود! انسانهای نادان و دانا با هم برابر نیستند؛ اما همه انساناند. در ذات انسان بودن همه با هم برابر هستیم. نکته مهم اینجا است که هر چیزی که در بیرون وجود دارد و ما آن را میبینیم؛ مطمئناً در درون ما نیز موجود است؛ فقط باید به دنبال آن بگردیم و آن را پیدا کنیم.
اگر همه چیز عالی باشد، یکنواخت میشود و هیچ تغییری در حس به وجود نمیآید و اگر تغییر حس نباشد، فهم در انسان صورت نمیگیرد و توانایی در او شکل نمیگیرد و در نتیجه آن شخص ضعیف و تکبعدی میشود. سکون خواست نیروهای تاریکی است و حرکت خواست نیروهای مثبت است. فردی که میل به تلاش و حرکت نداشته باشد به تاریکی نزدیک میشود و این کار چنان ظریف انجام میشود که خودش هم باور نمیکند.
نیروهای منفی خدمتکار میخواهند و نیروهای مثبت خودشان کار خودشان را انجام میدهند و خدمتکار نمیخواهند. اگر انسان گناهی مرتکب شود باید تنبیه شود؛ زیرا زمانی که فردی در جهت شر و تاریکی حرکت کند، کالبد وجودی او بیت حشرات میشود و آن تاریکی در کالبد آن شخص خانه میکند و هنگامی که انسان سختی کشید نیروی تاریکی میگوید اینجا جای من نیست و خارج میشود.
زمانی که سختی کشیدی قدر زندگی را میدانی. انسانی که گذشت میکند و جهانبینی و علم زندگی را یاد میگیرد، رستگار میشود. انسان باید منیت خود را کنار بگذارد تا به رشد برسد. اگر توانستی دشمن را به دوست تبدیل کنی؛ علم زندگی را آموختهای و اگر جهانبینی را یاد گرفتی از پرتگاهها نجات مییابی.
منبع: سیدی «علم زندگی» (دکتر امین)
نویسنده: راهنما همسفر سارا
رابط خبری: همسفر طاهره، مرزبان خبری
ویرایش و ارسال: راهنما همسفر افسون، نگهبان سایت
همسفران نمایندگی نائین
- تعداد بازدید از این مطلب :
55