بهنام او که روشنگر دلهاست و دلهای سرد ما را از جهنم سرد و سخت به روشنایی گرم هدایت فرمود. هفته راهنما را خدمت آقای مهندس، بزرگ راهنمای کنگره ۶۰ و راهنمایان خودم تبریک عرض میکنم. راهنما را در یک جمله میتوان به معنی، نشان دادن راه توصیف کرد اما به طور واقعی راهنما را میتوان به اندازه یک کتاب قطور توصیف و معنی کرد. راهنما یعنی صبر و گذشت، لطف و محبت، نور و رحمت، خلوص و صداقت، احساس پاک و ایمان، امید به ادامه زندگی.
راهنما یعنی چهرهای شاد حتی اگر غم دارد، دلی بزرگ حتی اگر تنگ است، سنگ صبور حتی وقتی خودش درد دارد، راهنما یعنی معرفت، یعنی عدالت، یعنی عمل سالم و در آخر راهنما یعنی عشق، عشقی بیانتها، عشقی وصف نشدنی همه انسانها برای خدمت در جهان هستی کار میکنند ولی حقوق تعیین شدهای هم دارند اما راهنمایان کنگره ۶۰ با تمام وجود هستند و میکوشند تا دل مردهای را زنده کنند، قلب یخ زدهای را گرم کنند و خانههای ناامید را امید و آرزو ببخشند بدون آنکه حقوق و دستمزدی دریافت کنند.
همیشه با چهرهای شاداب و دلی بزرگ سر کلاس درس حضور دارد حتی اگر در دلش مشکل و غم باشد اما به وقت آموزش با توجه و صبوری خاصی حضور دارد که گویی او خوشبختترین و خوشحالترین انسان در جهان است. همانگونه که من در سفر اول همیشه نسبت به راهنمای خود تصور داشتم و با خود میگفتم یعنی میشود روزی من هم مثل راهنمای خود از غمها رها شوم و زندگیام بهشت شود. هرچند تمام راهنمایان کنگره ۶۰ همیشه در بهشت میباشند زیرا در مکانی آموزش دیدهاند و زندگی را فهمیدهاند که هیچکس نفهمیده است.
اما حسی که در زمان آموزش راهنما به رهجو دارد، شادابی و در قلبش عشق را بوجود میآورد و این باعث شد من فکر کنم راهنمای من همیشه از مشکلات به دور میباشد. او روزی پیمان بست و با خدای خود عهد کرد که مرحم و یاریرسان دردمندان باشد. راهنما همیشه در مقابل رهجو مقاوم و استوار حضور مییابد با اینکه در مسیر زندگی خود مسائل و مشکلاتی سختی دارد همچنان امیدوار و محکم میایستد. اگر زمانی هیچ رهجویی نیاید راهنما میآید.
این را میدانم که هرگز نمیتوانم زحماتی را که راهنما برای من کشیده است و اگر خشکیده و بیبار زندگیام را پربار و ثمر بخشید، جبران کنم. اما میدانم هر لحظه خندهای به لبهای من و خانوادهام باشد از زحمات و خدمات اوست. هر لحظه که تغییری در صفات گذشتهام ایجاد شود و رو به رشد و آموزش و عمل سالم قرار بگیرم از ذرهذره آموزشها و لحظاتی است که او از زمان و استراحت خود گذشت تا مرا به زندگی بازگرداند. راهنما به من یاد داد وقتی زمین خوردی برخیز و به عقب نگاه نکن و به جلو حرکت کن.
راهنما به من یاد داد وقتی مشکلی داری بگرد و با هوشیاری کلیدش را پیدا کن و مشکلت را حل کن. امروز میگویم؛ مشکلات درد دارند اما وقتی آنها را با صبوری و آگاهی حل میکنی چنان لذتی دارد که یادآوری دردش هم برایت شیرین است و همه آنچه که دارم راهنما آموزش داده است، راهنما به یاد داد تا چگونه نقطه تحمل خود را بالا ببرم و چگونه ببخشم بیآنکه انتظار باز پس گرفتن داشته باشم. من از راهنمای خود آموختم که درد و رنج ها، درک و فهم و درک و گنجهای ما هستند. در آخر راهنما یعنی گذشتن از خود و رسیدن به حق.
نویسنده: همسفر سمیه راهنمای تازهواردین
رابط خبری :همسفر منصوره رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون سوم)
تنظیم و ارسال: همسفر الهام راهنمای تازه واردین. نگهبان سایت
نمایندگی شعبه سالار
- تعداد بازدید از این مطلب :
63