چهاردهمین جلسه از دوره بیست و دوم کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره ۶۰، نمایندگی ساوه ویژه مسافران با استادی ایجنت مسافر حسن و نگهبانی مسافر مهدی و دبیری موقت مسافر حسین با دستور جلسه« هفته راهنمایان، DST، تازهواردین، ویلیام، جونز، ورزشی، موسیقی» روز سهشنبه ۲۸ بهمن ماه ۱۴۰۴ راس ساعت :۰۰۱۶برگزار شد.
خلاصه سخنان استاد:
از دبیر،نگهبان جلسه و دوستانی که نوشتارها را قرائت کردند تشکر میکنم. دستور جلسه در مورد هفته راهنما میباشد و من این هفته راهنما را در راس به استاد بزرگ آقای مهندس گرامی و دکتر امین عزیز و خانواده محترمشان تبریک عرض میکنم و همچنین به تمامی راهنماهای کنگره ۶۰ و به راهنمای خودم مسافر محمد علیرضایی تبریک میگویم. خداوند را سپاسگزارم که من سال ۹۵ وارد کنگره شدم و حس من آقای علیرضایی را گرفت و انتخاب کردم و در این ۹ سال از راهنماییهای ایشان استفاده کردم که بتوانم در آسایش باشم. راهنما کسی است که خودش به درمان قطعی رسیده هم مواد و هم سیگار و در آزمون راهنمایی قبول شده و نمره قبولی را آورده است و این دورهها را گذرانده و بعد پیمان بسته و شال راهنما را از آقای مهندس دریافت و خدمت میکند. راهنما کسی است که راه را به من نشان میدهد یعنی انگشت اشاره، پس نشانگر راه من هست که باید این راه را بروم و به هدف خودم برسم. اگر راهنما به من حرفی را میزند و من آن را انجام ندهم چه در کنگره و چه در خارج از کنگره ۶۰ مطمئناً به آن آسایش نمیرسم.
آقای مهندس در سیدی (درگیری با خود) میفرمایند: کنار ما رودخانه در حال گذر است؛ ولی به انسان اختیار داده شده که خودش چه راهی را برود من اختیار دارم که از این رودخانه آب بردارم و استفاده کنم یا دلو را بندازم ته چاه یا با زحمت آب بیاورم. کسی که گوش به حرف راهنمایش بدهد و ببیند که راهنمایش چه میگوید آن چیزی را که میگوید انجامش بدهد و فرمانبردار باشد همان شخصی است که از رودخانه آب برمیدارد؛ ولی بالعکسش هم هست که خودم جلو بروم گوش به حرف راهنمایم ندهم آن شخصی هستم که آن دلو را انداختم ته چاه و با زحمت آب میکشم بیرون یا شاید اصلاً موفق نشوم به آن آب برسم.
من یک بار دیگر تبریک میگویم به راهنماهای شعبه خودمان و راهنمای تازه واردین آن زمان مسافر محمد خسروی مشاوره بودند به ایشان هم تبریک میگویم واقعاً راهنمایی خوبی کردند. اینها را میخواهم بگویم که وقتی من با حس خودم راهنما انتخاب میکنم و گوش به حرف باشم مطمئناً حس و حال خوبی از راهنما میگیرم. من هیچ وقت یادم نمیرود یک روز میرفتم وراهنمایم نبودند انرژی خاص و خوبی نمیگرفتم و برمیگشتم میآمدم. انسان همیشه سر دو راهی است. هر موقع سر دو راهی قرار میگرفتم و نمیتوانستم راه درستی را انتخاب کنم راهنمایی میگرفتم و مطمئنم به آن چیزی که راهنما میگفت انجام دادم به آسایش و آرامش رسیدم امیدوارم که قدر این راهنماها را بدانیم در کنگره ۶۰ سپاسگزارشان باشیم.
ما سپاسگذاری را از آقای مهندس یاد گرفتیم که به سه صورت زبانی، قلبی و عملی انجام بدهیم، و باید کسی را از ته قلبم دوست داشته باشم و قدردان باشم و آن را به زبان میآورم و عملی هم این است که از طریق پاکت قدردانی کنم. ما در کنگره ۶۰ چهار جشن داریم: جشن دیده بانان، جشن همسفر، جشن ایجنت و مرزبان و جشن راهنما و در این ۴ تا جشن آقای مهندس گفتند از طریق پاکت و دلنوشته حتی مهم نیست چه مبلغی داخل پاکت بگذاریم مهم این است که هر مبلغی هست پول نو تهیه کنیم و دلنوشته داخلش باشد و به نحو احسن از راهنما سپاسگزاری کنیم. آقای مهندس سپاسگزاری را به ما یاد داده که چه در کنگره و بیرون از کنگره هر کسی هر کاری برای ما انجام میدهد از آنها سپاسگزاری به عمل بیاوریم.

مرزبان کشیک:مسافر همایون
نگارش متن:راهنما همسفر ناصر
عکاس و تنظیم وارسال:مرزبان خبری مسافر علی
- تعداد بازدید از این مطلب :
139