در پهنهی پُر رمز و رازِ سلوکِ درونی، جایی که هر گام، حکایت از مبارزهای نفسگیر دارد، مَقامِ راهنما چونان ستونی از نور بر فرازِ قلهها متمثّل میگردد. این جایگاه، رتبه نیست؛ بلکه تجلیِ تعهدی است که از دلِ رهایی برای هدایتِ رهروان برمیخیزد.
راهنما، معمارِ پلهای ارتباط با خویشتن است. او کسی است که با صبرِ صبورانه، بر سختیِ گذرگاهِ سالکان مُطّلع است و میداند که چگونه باید سخن را از قیدِ تعاریفِ ظاهری آزاد ساخت تا به عمقِ جان نفوذ کند. کلامِ او، نه دستور، که بذرِ بینشی است که در خاکِ آمادگیِ فرد، کاشته میشود تا درختِ استقلال در سایهی رحمتِ الهی به بار نشیند.
در فرهنگِ کنگره ۶۰، راهنما تجسّمِ آموزهی «دستمزدِ خدمت» است؛ بذلِ عِلم و تجربه بدونِ چشمداشتِ مادی، تنها با نیتِ پاکِ بازگرداندنِ گمگشتگان به آستانهی حیاتِ دوباره. او مرزبانِ میانِ میلِ نابودگر و ارادهی سازنده است و با آرامشی که از مسیرِ پیموده مییابد، طوفانِ تردید را در دلِ مبتلایان فرو مینشاند.
این مقامِ مُعظّم، نیازمندِ درکی عمیق از عظمتِ مسئولیتی است که بر دوشِ آن نهاده شده. او خود، زیباترین و ملموسترین دلیلِ زندهبودنِ اصول است. هر موفقیتی در این وادی، گواهِ صداقتِ راهنمایی است که چونان خورشید، بیمنت گرمای خود را میبخشد تا سایهها از سرِ راه برداشته شوند.بنابراین، این جایگاه، شایستهی احترام و تکریمی است که فراتر از کلماتِ زمینی میرود؛ تجلیل از معلّمی که مسیرِ بازگشت به «خویشتن» را با روشنترین چراغها، هموار میسازد.قصهی سفر از سیاهی به روشنایی، همواره نیازمند نوری است که ورای درکِ عادی عمل کند. راهنما، آن ساقِیِ خِرد است که در سختترین عطشِ روح، جامی از آبِ معرفت مینوشاند؛ آبی که نه تنها تشنگی را فرو مینشاند، بلکه ریشههای تشنه را به سمتِ چشمهی حیات هدایت میکند.
مأموریتِ راهنما، فراتر از مشاوره است؛ آن یک کیمیاگریِ اخلاقی است. او با درکِ کامل از ضعفِ بشر در برابرِ وسوسههای درون، به جای سرکوب، مسیرِ «تغییرِ شکلِ انرژی» را میآموزد. این تعلیم، چونان ریسمانِ نورانی است که فردِ سرگردان را از درونِ غارِ خویش بیرون میکشد و او را رو در روی آینهای تمامنما قرار میدهد که پیش از این، از دیدگانش پنهان بود.
و اما «خاتم»؛ این نقطهی اوج، نه پایانِ راه، که تولدی دوباره است. راهنما در این مرحله، هنرمندانه دست از حمایتِ مستقیم برمیدارد، نه به سببِ بینیازی، بلکه برای اثباتِ کفایتِ خودِ رهرو. او چونان آموزگاری است که دانشآموز را تا لبِ اقیانوسِ آموختهها میرساند و سپس، با لبخندی از سرِ رضایت، او را به سوی امواجِ استقلال میفرستد. او با این وداعِ شیرین، اثبات میکند که بزرگترین موفقیت، تربیتِ فردی است که دیگر نیازی به سایهی او ندارد.
ای معلّمِ طریق! در سکوتِ گامهای استوارِ کسانی که رهایی یافتهاند، صدایِ عمیقِ سپاسگزاری طنینانداز است؛ سپاسی که برای توصیفِ عظمتش، زبان قاصر است و تنها در تداومِ پاکیِ زندگی، به شایستگی ادا خواهد شد.نه شمعِ ما، که تو خودْ آتشِ نوری نه جامِ ما، که تو ساقیِ پُرشوری،از خویش گذشتی که رَها گردیم،
تا عِشقِ تو در قلبِ حقیقت نوریدر پایان تشکر وقدرانی می کنم از راهنمای عزیزم راهنمای تازه واردین خودم خانم ام البنین.... راهنمای عزیزم خانم مهدیه.....راهنمای تغذیه سالم خانم ام البنین عزیزم.....بابت تمامی زحماتی که برای من کشیدند.
نویسنده:همسفر زهرا.الف رهجوی راهنما همسفر مهدیه (لژیون اول)
رابط خبری:همسفر فاطمه.خ رهجوی راهنما همسفر مهدیه (لژیون اول)
ارسال:همسفر زهرا.خ رهجوی راهنما همسفر زهره(لژیون دوم)دبیر اول سایت
نمایندگی همسفران زاهدان
- تعداد بازدید از این مطلب :
23