جلسه ششم از دوره سی و سوم کارگاههای آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی لویی پاستور به استادی ایجنت همسفر هدی، نگهبانی همسفر منصوره و دبیری همسفر رویا با دستور جلسه «هفته راهنمایان (DST، تازهواردین، ویلیام، جونز، ورزش، موسیقی)» روز سه شنبه ۲۸ بهمنماه ۱۴۰۴ ساعت ۱۶:۳۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد
عرض تبریک دارم هفته راهنما را در رأس به آقای مهندس، خانواده محترمشان و تمام راهنمایان کنگره۶۰ بهخصوص شعبه لوئی پاستور بخش همسفران. با خود فکر میکردم چه چیزی در مورد راهنما بگویم؟ خودم هم دورهای سعادت نشستن در جایگاه راهنمایی را داشتهام.
بیرون از اینجا خیلی از عزیزان هستند که مثل من درس میدهند و در کار آموزش هستند؛ ولی یک تفاوت خیلی بزرگ دارد، آنجا چیزهایی که به ما میگویند براساس منابع آموزشی تدریس میکنیم؛ اما راهنما در کنگره۶۰ کسی است که همه چیزهایی که آموزش میدهد، خودش یک عمر زندگی کرده است؛ یعنی تمام دردها، آموزشها، افکار منفی، حالهای خراب را ذرهذره، DST یاد گرفته، سخت بوده، رنج کشیده و وقتی خودش تا حدی آموخت، تصمیم گرفت راهنما بشود.
رفت آزمون داد، مصاحبه شد و لژیون به او دادند؛ حالا بسمالله رهجو میآید جلویت مینشیند، براساس آموزشهایی که گرفتهای، دانهدانه مسائلی را که شاید یکبار گذراندهای باز هم باید بگذرانی. بزرگترین تفاوت راهنمای کنگره۶۰ با بیرون از اینجا که در واقع همه اساتید قابل احترام هستند، چه در بحث آموزشی و... فرقی نمیکند اینجا رنگ و بوی دیگری دارد. رب شما، راهنمای شما، کسی که جلوی شما قرار گرفته، یادم میآید زمانی که سفر اول بودم تا دوازده سیزده ماه اصلاً رهجوی خوبی نبودم؛ یعنی نگویم برایتان، خیلی زمان برد به آن درک برسم که ایشان درواقع براساس آموزشها به من مشاوره میدادند. ته دلم میگفتم: دلش خوش است، چه میداند من چه میکشم، چه دردی را تحمل میکنم، انگار نه انگار! با اینکه میدانستم او همدرد و همسفر بوده است؛ ولی چون به رهایی رسیده بود فکر میکردم او این روزها را ندیده و این حالها را نداشته است.
به آن باور عمیق و ایمان نرسیده بودم، کسی که جلوی من هست و به من میگوید چه کار کن، خودش یک روز همه این راهها را رفته است. حال امروزش را نبینم، یک ذره زودتر یک ذره دیرتر، بالاخره ما آمدهایم، وارد این فضا شدهایم و آموزش گرفتهایم. راهنماهایتان کسانی هستند که دردها و رنجها را کشیدهاند، آموزش گرفتهاند، در مسیر نور و صراط مستقیم قرار گرفتهاند. صراط مستقیم راه صاف نیست، پر از فراز و نشیب است؛ این نیست که بگوییم اگر در این راه قرار گرفتیم دیگر نمیتوانیم اشتباه بکنیم و قدیسه شدهایم؛ نه از این خبرها نیست. نیروهای منفی تا زمانی که قدرت انتخاب داشته باشیم در کنار ما هستند. تا زمانی که شما میخواهید بین خیر و شر یکی را انتخاب کنید، اینها هم هستند، اضداد هستند باید هم باشند، نباشند دیگر چیزی معنا ندارد.
این هفته یکی از جشنهای مهمی است که آقای مهندس در طول سال در نظر گرفتهاند برای تقدیر از راهنماهایی که این مسیر را رفتهاند، با شما میروند و آموزشها ادامهدار خواهد بود؛ اما من وقتی مقابل راهنمایم قرار میگیرم آنجا که میگویند تسلیم، رهجویانی که در این سیستم تسلیم بودهاند به بهترین شکل ممکن سفر کردهاند. زمانش را نمیگویم حال خوبشان را میگویم.
تسلیم از اول وجود داشته و باید هم وجود داشته باشد. اصطلاحاً در مشارکتها شنیدهاید و راهنما به شما گفته است سرت را با سر راهنما عوض کن. هیچ خود برتر بینی وجود ندارد. صرفاً بهخاطر اینکه این مسیر را رفته و حالا چراغ راه است و راه را روشن میکند که شما در تاریکی این طرف و آن طرف نیفتید، داستان این است.
حالا من در این هفته چهکار باید بکنم؟ باتوجه به صحبتهای آقای مهندس، رهجو در این هفته باید از راهنمای خودش تقدیر کند و سپاسگزار باشد. به چه صورت؟ به روش مرسوم کنگره؛ پاکت دادن. حالا باتوجه به جهانبینی این پاکتها را حاضر میکنید که این هم آموزش است. این هم آقای مهندس برای آموزش گذاشتند که اتفاقاً ببینیم با خودمان چند چند هستیم. من هدی با خودم چند چند هستم، چقدر میتوانم از راهنمایم تقدیر و تشکر داشته باشم.
آقای مهندس در مورد راهنمایان تازهواردین هم صحبتهایی داشتهاند؛ عزیزانی که سه جلسه میآیند و راهنمای تازهواردین داشتهاند باید از آنها هم تقدیر و تشکر کنند؛ البته که هیچ اجباری در کنگره وجود ندارد؛ ولی قدردان بودن چیزی است که درواقع به ما نشان میدهد در مسیر زندگیمان وقتی که سپاسگزار باشیم، مسیرها برایمان باز میشوند. تا زمانی که قدردان نعمتهایی که به ما داده شده است نباشیم، قطعاً نعمت از ما گرفته خواهد شد. شاید زمان ببرد، شاید سالها طول بکشد؛ ولی در نهایت اتفاق میافتد.
امیدوارم امروز همه ما بتوانیم در برابر اساتید و راهنماهایمان با تمام وجود قدردانی و سپاسگزاری انجام بدهیم. در نهایت میخواهم جملهای بگویم: خداوندا تسلیمم در برابر آنچه در توان من نیست؛ اما به ذات در تو هست. خداوندا تسلیمم در برابر قدرتی که نمیتوانم اتفاقات اطرافم را تغییر دهم؛ اما به ذات در تو هست.
رهایی سی سیدی همسفر زلیخا رهجوی راهنما همسفر خندان

رهایی چهل سیدی همسفر لیدا رهجوی راهنما همسفر سهیلا

تجلیل از راهنمای تازهواردین همسفر مریم ع.
.jpg)
تصاویری از جشن هفته راهنمایان








مرزبانان کشیک: همسفر الهام و مسافر مصطفی
عکاس: همسفر رها رهجوی راهنما همسفر زینب (لژیون دهم) و همسفر محدثه رهجوی راهنما همسفر خندان (لژیون هفتم)
تایپیست: همسفر آرزو رهجوی راهنما همسفر خندان (لژیون هفتم) و همسفر منیژه رهجوی راهنما همسفر معصومه (لژیون پنجم)
ارسال: همسفر پرنیا رهجوی راهنما همسفر راحله (لژیون سوم) دبیر سایت
همسفران نمایندگی لویی پاستور
- تعداد بازدید از این مطلب :
217