English Version
This Site Is Available In English

نقش راهنما در ساختار درمان تدریجی کنگره‌60

نقش راهنما در ساختار درمان تدریجی کنگره‌60

همسفر مریم راهنمای تازه‌واردین:
راهنما به ظاهر یک کلمه است؛ اما آیا واقعاً می‌توان جایگاه راهنما و راهنمایی را در یک کلمه، یک بند یا یک جمله توصیف کرد؟ راهنما همانند نقطه‌ای سپید و روشن است که همراه با رقصندگان آسمانی در چرخش است؛ شعاع می‌افزاید و آن را به نقطه‌های سیاه و تاریک منتقل می‌کند تا آن‌ها نیز سپید و روشن شوند.

از مرزهای زمین و آسمان می‌گذرد تا از شرابی که نوشیده است، به آنان که در رنج دائم به سر می‌برند بنوشاند؛ شاید مرهمی باشد بر جراحات جسم و جان، روح و نفسشان، تا بتوانند از عقبه‌های سخت عبور کنند. حال که به حال خوش رسیده‌ام، چه کرده‌ام؟ آیا سپاسگزار هستم؟ آیا از کسی که مرا به این حال خوش رسانده است قدردانی می‌کنم ؟ آیا به یاد می‌آورم چه بودم و اکنون چه شده‌ام؟ آری، جهان‌ها سپاسگزارم و قدردان زحمات بی‌دریغ شما هستم.

اکنون که خود در جایگاه راهنمایی قرار گرفته‌ام، دریافتم که ابتدا باید آموزش‌های لازم را می‌گرفتم تا به مرحله‌ای بالاتر برسم؛ مرحله‌ای که همان جایگاه راهنمایی است؛ زیرا پذیرفتن و پذیرفته شدن در این جایگاه، نیازمند وجود عشق و محبت است؛ عشقی که همان کمک به انسان‌های در بند است. هیچ جایی جز کنگره‌۶۰ نمی‌توانست این عشق را در وجود من نهادینه کند و در پایان، این هفته‌ زیبا را خدمت بنیان‌گذار کنگره‌۶۰، خانواده‌ محترم ایشان و همه‌ راهنماهای کنگره ۶۰ تبریک عرض می‌کنم.

همسفر سپیده راهنمای تازه‌واردین:
این هفته‌ زیبا را در رأس، به مهندس دژاکام، خانواده‌ محترم ایشان، دکتر امین و به همه‌ راهنمایان کنگره‌۶۰، علی‌الخصوص راهنمایان شعبه گیلان، تبریک عرض می‌نمایم. راهنما به شخصی اطلاق می‌شود که راه را به رهجو، که جوینده‌ راه است، نشان می‌دهد؛ اما یک تفاوت اساسی بین راهنمایان کنگره60 ‌و راهنمایان خارج از این مکان وجود دارد  و آن، پیوند عشق و محبتی است که بین طرفین ایجاد می‌شود؛ پیوندی که هیچ‌چیز، اعم از حال خراب، نافرمانی، بی‌نظمی و بسیاری از مسائل رهجو، نمی‌تواند آن را از بین ببرد.

عشقی که در سلول به سلول رهجو نفوذ می‌کند، تا جایی که پا در جای پای او می‌گذارد، دستش را می‌گیرد و با او همسفر می‌شود. بارها در اثر ناهموار بودن مسیر، خسته و ناامید می‌شود و می‌خواهد آن دست را رها کند؛ اما راهنما هم‌چنان محکم و استوار می‌ایستد و نور و صوت و حس را چاشنی راه می‌کند.صدایی می‌پیچد، از تاریکی بیرون بیا، روزنه‌ نور را می‌بینی؟ با این صدا و نور، حسی ایجاد می‌شود به نام جاذبه که رهجو را به سمت صدا به حرکت وا می‌دارد.

ابتدا حرکت، کند است؛ اما پس از گذشت زمان و با آموزش‌های ناب و عشق و محبت راهنما، سرعت بیشتر می‌شود. با تابش نور، نیروهای درونی بیدار می‌شوند و عقل و ایمان ارتقا می‌یابند. آری، راهنما با چراغی در دست و با علم خویش، مرا از اعماق تاریکی بیرون می‌کشد. و من چگونه می‌توانم این محبت را جبران کنم؟ زمانی که از درد به خود می‌پیچیدم و خدا را صدا می‌کردم، شخصی از جنس نور به یاری‌ام آمد.

ای کسانی که مسیر زندگی من و سایر انسان‌ها را روشن کردید، عاشقانه دوستتان داریم. من پیمان می‌بندم عشقی را که به من تزریق نمودید، به دیگران تزریق کنم. این پیوند ادامه خواهد داشت؛ زیرا در پی هم روان شده‌ایم تا بدانیم آن‌چه را که نمی‌دانیم از هستی و نیستی. خداوندا، تاریکی‌ها را تجربه نموده‌ایم؛ ما را با روشنایی‌ها آشنا گردان تا به فرمان عقل نزدیک شویم و به مکانی برسیم که از آن‌جا انشعاب یافته‌ایم. آمین

همسفر متین راهنمای تازه‌واردین:
هفته راهنما به نظر من فقط یک مناسبت نیست؛ یک یادآوری بسیار مهم است که ما در کنگره‌۶۰ تنها نیستیم. راهنما یعنی چراغ مسیر، نه عصا. من این را فهمیده‌ام که راهنما قرار نیست به جای ما راه برود. راهنما مثل چراغ است؛ مسیر را روشن می‌کند، اما قدم برداشتن با خود ماست. همین تفاوت است که کنگره را با خیلی جاهای دیگر متفاوت می‌کند. راهنما کسی نیست که فقط حرف بزند؛ بلکه کسی است که خودش راه را رفته، سفر را تجربه کرده و بعد با علم و آموزش، مسیر را به ما نشان می‌دهد.

راهنما در کنگره‌60 یعنی انتقال تجربه و انتقال جهان‌بینی. یکی از چیزهایی که من در کنگره خیلی به آن باور دارم این است که راهنما فقط برای درمان جسم نیست؛ راهنما به ما یاد می‌دهد چگونه فکر کنیم، چگونه تصمیم بگیریم، چگونه از خواسته‌های لحظه‌ای عبور کنیم و چگونه به جای واکنش، انتخاب کنیم و این یعنی جهان‌بینی؛ چیزی که شاید بیرون از کنگره کمتر کسی بتواند آن را درست آموزش دهد. راهنما یعنی محبت همراه با قانون. یکی از سخت‌ترین و در عین حال زیباترین ویژگی‌های راهنما این است که هم مهربان است و هم محکم؛ هم دل دارد و هم حد و مرز. نه اجازه می‌دهد ما در خودمان غرق شویم و نه می‌گذارد با احساسات و بهانه‌ها مسیر را خراب کنیم.

من این موضوع را خیلی خوب فهمیده‌ام که اگر راهنما فقط مهربان باشد، شاید ما لوس شویم؛ اگر فقط سخت‌گیر باشد، شاید ما بترسیم؛ اما راهنمای کنگره تعادل را بلد است. وقتی وارد کنگره‌۶۰ شدم، خیلی چیزها را بلد نبودم. نمی‌دانستم چگونه گوش کنم، چگونه صبر کنم و چگونه خودم را اصلاح کنم. اینجا بود که نقش راهنما برای من معنا پیدا کرد. راهنما فقط کسی نبود که راه را نشان بدهد؛ بلکه اگر نبود، من در بسیاری از جاها از مسیر خارج می‌شدم. گاهی یک جمله از راهنما، یک نگاه، یا حتی یک تذکر ساده باعث می‌شد مسیرم دوباره اصلاح شود. امروز می‌فهمم که راهنما یعنی کسی که به جای قضاوت کردن، هدایت می‌کند.

هفته راهنما یعنی یادمان نرود قدردان باشیم. به نظر بنده یکی از مهم‌ترین پیام‌های هفته راهنما این است که قدر راهنما را بدانیم، نه فقط با حرف؛ بلکه با عمل. قدردانی واقعی یعنی حضور منظم در جلسات، گوش دادن واقعی، انجام تکالیف، حرمت نگه داشتن و مهم‌تر از همه، تغییر کردن. چون بزرگ‌ترین هدیه‌ای که یک رهجو می‌تواند به راهنمایش بدهد، این است که بهبود پیدا کند و انسان بهتری شود و اگر امروز یک نفر می‌تواند از تاریکی به سمت نور حرکت کند، به خاطر این است که یک راهنما چراغ این مسیر شده است. این هفته پُرشگون را خدمت مهندس دژاکام و تمامی راهنمایان کنگره‌60،  به‌ویژه راهنمایان گرانقدری که در کنارشان آموزش گرفتم و چراغ راه من شدند تا به آرامش برسم و خدمتگزار کنگره باشم، تبریک می‌گویم و سپاسگزارم. از خداوند می‌خواهم سایه‌شان مستدام باشد.

ویرایش: همسفر ثریا، راهنما همسفر منیژه (لژیون دوم)
ارسال: همسفر نجوا، راهنما همسفر هانیه(لژیون سوم)

همسفران نمایندگی گیلان

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .