سپاس ای راهنما
زبوسیدنیهای این روزگار، یکیشان بُوَد دستِ آموزگار
استادم، راهنمای عزیزتر از جانم، خداوند را سپاسگزارم که شما را در مسیر من قرار داد. به خاطر دارم اولین روز ورود من به کنگره همراه با حس ترس و خجالت بود، شما اولین کسی بودید که دست من را محکم فشردید برای من شما آرامش قلبم هستید.
در این سفر پر از فراز و نشیب شما همیشه برای من نقطهی امن بودید؛ که با عشق و محبت، همچون مادری دلسوز من را راهنمایی میکردید. روزهای زیادی با دلشوره و نگرانی به کنگره آمدم؛ اما یک نگاهِ پر از عشق شما کافی بود که ناامید نشوم و به مسیر ادامه دهم.
خانم معصومه عزیزتر از جانم، امیدوارم بتوانم ذرهای از محبتهای بلاعوض شما را جبران کنم. بسیار از شما سپاسگزارم هیچ وقت محبت بیپایان شما را فراموش نمیکنم. هفته راهنما به شما راهنمای عزیزم و تمامی راهنمایان کنگره۶۰ بهخصوص آقای مهندس تبریک عرض میکنم.
نویسنده: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر معصومه (لژیون چهارم)
رابط خبری، ویرایش: راهنما همسفر معصومه (لژیون چهارم)
ارسال: همسفر راضیه رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون پنجم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی ارگ کرمان
- تعداد بازدید از این مطلب :
53