آقای مهندس در سیدی راهنما و رهجو بیان کردند، کار ما در کنگره۶۰ درمان اعتیاد است؛ بنابراین یک سری قوانین و چارچوب را قرار دادند که در حرمت کنگره۶۰ توسط نگهبان قرائت میشود. ما نباید رابطه مالی با یکدیگر داشته باشیم. خورشید به همه جا میتابد، اگر به گل و گیاه بتابد رشد میکند و گل و میوه میدهد و اگر به پهن بتابد بوی تعفنش همه جا را میگیرد؛ پس جوهر آدمها ربطی به کنگره ندارد و مسئولیت زندگی هر شخصی به عهده خودش است. در کنگره۶۰، بیش از هزار نفر راهنما پرورش دادهایم، گاهی ممکن است؛ که چند نفر خطایی داشته باشند.
آقای مهندس بیان کردند به عقیده من بدترین راهنمایان کنگره۶۰، جزء بهترین انسانها هستند؛ چراکه به انسانها و دردمندان بدون هیچ چشمداشتی کمک و هدایت میکنند، اکثر راهنماها در قسمت مسافران و همسفران ۳۰ الی۴۰ نفر را به رهایی رساندهاند و راهنما برای ما بسیار ارزشمند است، البته ارزش راهنما در کنگره۶۰، بهاین شکل است ولی در انجیو و گروههای دیگر اصلاً راهنمایی ندارند و به این شکل نیست. خیلی از افراد به من مراجعه میکنند که مسافر من هنوز حالش خوب نیست من میگویم: خانم شما خودت نتوانستی ۳۰ سال درستش کنی، انتظار داری در کنگره ظرف یکسال معجزه رخ بدهد؛ پس جوهرهٔ هر فردی، به ما ربطی ندارد.
در حال حاضر کار راهنمایان در کنگره۶۰، سال به سال سختتر میشود و برای شرکت در آزمون سراسری راهنمایی باید بیش از یک سال مطالعه داشته باشند. راهنمایان مسافر و همسفر کنگره۶۰، به درستی علم و دانش درمان اعتیاد را می شناسند و همسفران، تمام قواعد بازی را بلد هستند و در رابطه با جهانبینی کاملاً آموزش دیدهاند. قضیه دوطرفه است بین راهنما و رهجو؛ یک سری وظايف، راهنما نسبت به رهجو دارد؛ بهعبارتی راهنما باید صادق باشد و برمبنای عشق، معرفت و عمل سالم کار کند.
پیوند محبتی که بین راهنما و رهجو برقرار است موتور محرک درمان است، راهنما باید با رهجو با عطوفت و مهربانی برخورد کند، با این وجود راهنما باید تعادل را نیز رعایت کند؛ چراکه همیشه محبت و مهربانی کارساز نیست در بعضی مواقع ممکن است از رهجو عصبانی شود و بگوید چرا تکلیفت را انجام ندادهای که در واقع این، جزء پروسه درمان است. راهنما باید احترام خود را حفظ کند و همیشه حد و مرز را رعایت کند، بهطور کلی راهنما فقط در مقوله اعتیاد و جهانبینی مشاوره میدهد و حق دخالت در امور شخصی و خانوادگی یا اقتصادی، با رهجو را ندارد.
اگر غیر از این باشد دیگر رهجو روی راهنما حساب نمیکند و قطعاً از مسیر درمان و آموزش دور خواهد شد. در واقع باید گفت راهنما، الگوی رهجو است، هر چه الگو بینقص باشد بهتر به نتیجه میرسند؛ پس راهنما باید بینقص باشد، اگر راهنما قوانين و حرمتها را رعایت نکند و به رهجو هم بگوید نادیده بگیر و توجه نکن، قطعاً آن رهجو یک رهجو نمیشود، راهنما باید خوبی رهجوها را بخواهد، هدف راهنما درمان و رهایی رهجو باشد. «عاشق را حساب با عشق است با معشوق چه حساب دارد» راهنما باید بداند رهجو امانت است دست او و متعلق به راهنما نیست بلکه باید رهجو را برای سیستم کنگره۶۰، تربیت کند.
راهنما باید بر اساس قوانین و چارچوب کنگره، رهجو را پرورش بدهد و اگر طبق قوانین کنگره حرکت کند راهنما موفق خواهد بود. راهنما نباید با رهجو مزاح کند و حد و مرز را باید رعایت کند و در مواقع اشتباه حتماً تذکر داده شود. کل اعضای کنگره بايد سیدی بنویسند، برای رهایی نیز چهل سیدی کامل باشد که وارد سفر دوم شوند درصورتیکه رهجو سیدی ننویسد یا نظم را رعایت نکند از گردونه سیستم خارج میشود و باید تمام پروتکلها رعایت شود. ما راه درمان اعتیاد را کشف کردهایم و قطعاً هم انتقال خواهد یافت.
رهجو هم مسلما در قبال راهنما وظایفی دارد: اگر رهجو میخواهد درمان شود باید مطیع و فرمانبردار راهنما باشد و قدرت پذیرش داشته باشد، تسلیم راهنما شود و احترام راهنما را کاملا نگه دارد، رهجو باید در تمام جلسات کارگاه و لژیون حضور داشته باشد و به تشخیص راهنما خود ایمان داشته باشد و درامور درمانی (پلههای مصرف دارو) کاملا مطيع باشد. در بعضی گروههای دیگر این قوانین اصلاً رعایت نمیشود، ولی در کنگره، ما باید طبق قوانین و چارچوب حرکت کنیم و معیار ما سن و سال نیست؛ بلکه درمان اعتیاد است.
ممکن است راهنما، ازنظر سن یا سواد از رهجو پایینتر باشد و این دلیل نمیشود که گوش به فرمان نباشد، رهجو برای خودش به کنگره میآید نه برای خانواده یا جلب نظر دیگران و اگر حتی دکترا هم داشته باشد راجب درمان اعتیاد چیزی بلد نیست و این راهنما است که در مورد درمان اعتیاد و جهانبینی بسیار آموزش دیده است چه راهنمای مسافر و چه راهنمای همسفر هیچ فرقی ندارد.
راهنما کسی است که مسیر تاریکی را طی کرده است و به رهایی رسیده است و با گذراندن آزمونهای سخت فنی و جهانبینی، شال راهنمایی را دریافت کرده است. رهجو موظف است به شال راهنما و جایگاه او احترام بگذارد تا خودش هم روزی به آن جایگاه برسد، همچنین رهجو باید بداند راهنما رئیس او نیست بلکه انگشت اشارهای است که راه را نشان میدهد و پیمودن مسیر با خود رهجو است. در ادامه این سیدی به ما یادآوری میکند که رهایی تصادفی نیست؛ بلکه نتیجه دقیق رعایت پروتکلها و احترام به ساختاری است که بر پایه احترام، علم و تجربه بنا شده است.
رابط خبری: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر اعظم (لژیون سوم)
نویسنده: راهنما همسفر اعظم (لژیون سوم)
ویرایش و ارسال: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر سکینه (لژیون دوم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی وحید
- تعداد بازدید از این مطلب :
171