همسفر مرضیه
راهنمای عزیزم
در مسیر پر پیچوخم زندگی، جایی میان ناامیدیها و گرههای ذهنی، دستی پیدا شد که نه برای گرفتن، بلکه برای بخشیدن آمده بود؛ دستی که روشنایی را نشانم داد، نه راه را به جای من رفت و نه بارم را برداشت، اما یادم داد چگونه خودم برخیزم و خودم حرکت کنم!
تو برای من فقط یک راهنما نیستی؛ تو همسفری هستی که درد را میفهمد، چراغی هستی که بیمنت میتابد و مهربانیای هستی که در سختترین لحظهها آرامم میکند.
در کنگره آموختم که هرکس باید در دل خود فرو رود و حقیقت را در درون خویش بجوید؛ اما چه زیباست که در این سفر، تو کنارم بودی تا نلغزم، تا نترسم، تا باور کنم که میشود دوباره ساخت، دوباره برخاست و دوباره زندگی کرد!
هفته راهنما بهانهایست برای گفتن یک دنیا سپاس؛ سپاسی برای صبر بیپایانت، برای نگاه مهربانت، برای دانشی که بیچشمداشت بخشیدی و برای اینکه در تاریکیها، چراغی شدی که مسیر را نشانم داد.
امیدوارم روشنایی که در دلها میکاری، هزار برابر به زندگیات بازگردد. باشد که همیشه سلامت، آرام و سرافراز باشی.
با احترام و عشق
همسفر فریده
چهره مهربان شما در اولین نگاه به دلم نشست. با صدایی پر مهر، عشق، گذشت، صبر، مهربانی و چگونه زیستن را در گوشم زمزمه کردید و سخنانتان آنچنان دلنشین بودند که تمام غمهایم را از یاد بردم و با آموزشهایی که از شما گرفتم، ناامیدیام را تبدیل به امید کردم.
راهنمای مهربانم خانم فاطمه، از خداوند منان میخواهم که باران رحمتش همیشه در زندگیتان جاری باشد. برای تمام لحظاتی که در کنار من و دیگر رهجویان بودید و آموزشهای ناب کنگره را به ما منتقل کردید، قدردان و سپاسگزاریم.
کسی که هیچ وقت فراموشتان نمیکند فریده.
همسفر فروغ
از دلنوشتههایم ساده نگذر و به یاد داشته باش این دلنوشته را. زمانیکه وارد کنگره شدم با کولهباری از غم، اندوه، نگرانی و ناامیدی بودم؛ ولی با تمام غمهایی که داشتم، با تمام مشکلات زندگی و نداشتن وقت، کنگره را قبول کردم و وارد لژیون شدم.
وقتی مرا در آغوش گرفتید گویی تمام دردها و غمهایم از بین رفت. اینجا به خودم گفتم جای خوبی را انتخاب کردی. از اینکه میدیدم تنها نیستم و افراد زیادی مثل من وجود دارند، بیشتر به خودم امید پیدا میکردم.
بعد از همه اینها فهمیدم که خودم بیشتر از مسافرم بیمار هستم و نیاز به آموزش دارم؛ بنابراین باید خودم را تغییر بدهم نه دیگران را. راهنماییهای شما خانم فاطمه عزیز و دوستداشتنی، چراغ راه من شد تا از تاریکیهای وجودم خارج شوم.
اینک برای عزیزترین ناجی زندگیام مینویسم، برای تقدیر و سپاس از بزرگی، محبت و عشقش؛ شما مثل باران هستی که جان تشنه مرا سیراب کردی؛ مانند آموزگاری مهربان به من یاد دادید که چگونه پرواز کنم و اوج بگیرم! همیشه با حرفهایتان دلگرمم کردید تا جاده پر پیجوخم زندگی را با امید بپیمایم. لب پرتگاه بودم ولی نور امیدم شما بودید که نجاتم دادید. گاهی مثل مادر نگرانم بودید و عمق غم را از وجودم میخواندید و گاهی رازدار تمام گفتههایم بودید.
عاشق ترین مخلوق خداوند این هفته را به شما تبریک میگویم و بهخاطر حضورتان در کنگره از خداوند سپاسگزاری میکنم.
همسفر آسیه
به نام خداوند عشق و محبت
روزی که وارد کنگره شدم از خاطرم گذشت، آن روزها پر از ترس و ناامیدی بودم، هیچچیز را باور نداشتم؛ حتی احساسم را. وقتی صحبت از انتخاب راهنما شد، گفتند اینجا باید از روی حسم راهنما انتخاب کنم و این اولینباری بود که من از روی احساسم کاری را انجام میدادم و چهقدر حس من قشنگ و زیبا انتخاب کرد! آنقدر عشق خداوند وجود شما را پر کرده بود که لبریز از محبت و آرامش بودید.
وقتی دستان گرم شما دستان یخزده مرا گرفت، این گرمی، عشق و محبت باعث بازشدن یخهای وجود من شد تا بتوانم درک کنم، بپذیرم و آموزش بگیرم.
وقتی وارد لژیون شدم شما با کلامی پر از مهر الفبای زندگی، عشق، محبت، صبوری، راه و رسم درست زندگیکردن، حتی درست فکرکردن و تلاش مستمر را به من آموختید و با راهنماییهای بهموقع خود مرا در مسیر درست قرار دادید؛ همچون مادری دلسوز، صبورانه در کنارم ایستادید تا بتوانم تغییر کنم و به آرامش برسم.
راهنما؛ یعنی کسی که راه را نشان میدهد و با عشق میسوزد تا من ساخته شوم.
راهنمای عزیزم مانند معلم راه انسانیت را به من آموزش دادید؛ همچون مادر آگاهی دادید و مانند خواهری مهربان، همرازم بودید و اما من رهجو نمیتوانم و نمیدانم چگونه از این همه لطف و مهر شما سپاسگزاری و قدردانی کنم! هرچه فکر میکنم با کلمات نمیتوانم ادای مطلب را بهجا بیاورم، تنها دارایی من دعای خیری است که بدرقه راهتان میکنم.
هفته راهنما را در رأس به آقای مهندس حسین دژاکام و خانواده محترم ایشان و تمام راهنمایان کنگره۶۰ بهخصوص راهنمای مهربانم تبریک و تهنیت عرض میکنم.
ویرایش: رابط خبری همسفر اکرم رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون اول)
عکاس: همسفر ناعمه رهجوی راهنما همسفر مهدیه (لژیون هفتم)
ارسال: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر مهدیه (لژیون هفتم) دبیر سایت
همسفران نمایندگی وکیلی یزد
- تعداد بازدید از این مطلب :
243