هشتمین جلسه از دوره هجدهم سری کارگاه های آموزشی خصوصی مسافران کنگره۶۰ نمایندگی هاتف با نگهبانی مسافر علیرضا و استادی ایجنت محترم مسافر یاسر و دبیری مسافر امیر با دستور جلسه " هفته راهنمایان (DST، تازه واردین، ویلیام، جونز، ورزش، موسیقی) " در روز سه شنبه 28 بهمن ماه 1404 ساعت 15:30 آغاز به کار کرد.
خلاصه سخنان استاد:
خداوند را شاکر و سپاسگزارم که توانستم یک بار دیگر در این جایگاه حاضر شوم و آموزش بگیرم امیدوارم حال دل همه خوب باشد.
هفته راهنما را در راس به جناب مهندس، بزرگ راهنمای کنگره ۶۰ و راهنمای همه ما، به همه راهنمایان به خصوص راهنماهای نمایندگی هاتف در قسمت DST، سیگار، ساختمان جسم ، ورزش و موسیقی تبریک میگویم امروز جشن راهنما است ولی متفاوتتر با سالهای قبل می باشد.
راهنمایان عزیز شعبه گفتند که جشن برگزار نشود و نیازی به جشن نیست ولی رهجو همانطور که در آخر پیام آقای مهندس آمده است بر رهجو واجب و ضروری است که به بهترین شکل ممکن از از راهنمایم قدردانی کنم و همواره قدردان و سپاسگزار راهنمایم باشم ، راهنما شدن در کنگره ۶۰ این نیست که بیاییم درمان بشویم و بعد شال راهنمایی بگیریم، یک پروسه عظیمی دارد مثل طی کردن هفت خوان رستم است، در مرحله اول خودش باید مصرف کننده بوده باشد، امتحان بدهد و در امتحان قبول بشود و در لژیونها کارآموزی کند در اوتی و کلینیک آموزش بگیرد و به تهران برود.
این موارد را که پشت سر گذاشت بعد بیاید مصاحبه بشود و اگر آنجا قبول شد پیمان ببندد که در متن پیام نوشته است که بیایید کمک کنید برای خارج کردن دیگران از تاریکی و هدایت کردن به سمت نور.
هر انسانی را که میبینی، احتیاج به راهنما دارد، از بدو تولد تا موقعی که از این جهان سفر میکند حتی در جهان دیگر هم احتیاج به راهنما دارد.
انسان با موجودات دیگر متفاوت است موجودات دیگر پدر و مادرش تا یک مدتی او را راهنمایی میکنند ولی انسان تا بخواهد دندان در آورد یک سال و نیم تا دو سال طول میکشد و نیاز دارد که یکی آن را راهنمایی کند به او شیر بدهد و او را حمل کند و بعد در دوران کودکی و نوجوانی و جوانی و میانسالی و در ادامه در هر زمینهای ما نیاز به راهنما داریم.
خواسته یا ناخواسته همانطور که آقای مهندس میفرمایند ما دچار اعتیاد شدیم و خیلی راهها را رفتیم ولی نتوانستیم بیرون بیاییم، کنگره و راهنمایم بود که به من کمک کرد تا از تاریکی بیرون بیایم، در دوران مدرسه که تحصیل میکردم من آنجا باید یاد میگرفتم، ولی در کنگره آموزش میبینم و آموزش را از راهنما و متون و صحبتهای آقای مهندس و کنگره می گیریم، یک رهجوی سفر اولی که به کنگره میآید و به دست راهنما سپرده میشود، یک امانت است که راهنما باید از آن محافظت کند و بعد او را به صاحب اصلیش تحویل بدهد و برای راهنمایان هیچ رهجویی فرق نمیکند و همه رهجوها برای راهنمایان یکسان هستند، رهجو وقتی که سر لژیون میرود دو برگ دارد که راهنما آن را امضا میکند و آن پیمانی است که بین راهنما و رهجو بسته میشود که جوینده راه باشد و من راهنما راه را برای او نمایان کنم.

ارسال: مرزبان خبری
- تعداد بازدید از این مطلب :
184