دوازدهمین جلسه از دوره هشتم کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره۶۰ نمایندگی صبا به استادی راهنما مسافر کامران، نگهبانی مسافر مهدی و دبیری مسافر امین با دستورجلسه «هفته راهنما» دوشنبه ۲۷بهمن ۱۴۰۴ ساعت ۱۵:۳۰ آغاز به کار نمود.
سخنان استاد:
سلام دوستان کامران هستم مسافر؛ خدا را شکر به ما این فرصت داده شد که در کنگره۶۰ حضور داشته باشیم، انشاءالله که هر کدام از ما بتوانیم از این فرصت نهایت استفاده را ببریم.کسانی که از کنگره فاصله میگیرند میتوانند شهادت بدهند که اتفاقات عجیب و غریبی برایشان میافتد وقتی از کنگره، فاصله میگیرند. شکر گذاری بابت حضور ما در کنگره، شکرگذاری از صمیم قلب است،حکایت آن کسی نیست که در کمپ ساعت ۵صبح بیدارش کردند و سر جلسه میگوید که خدا را شکر میکنم که امروز اینجا هستم و در دلش فحش میدهد. هفته راهنما را تبریک میگویم اول از همه خدمت راهنمایان مهندس دژاکام که بلد بودن آنها باعث شد که مهندس بتواند این راه را کشف بکند. مهندس به استادهای خود میگوید که من اگر میدانستم که مسئله شما،مسئله مواد مصرف کردن من است، من آنقدر به شما ارادت دارم که مواد را کنار میگذاشتم و سقوط آزاد میرفتم. البته اگر مهندس این کار را میکردند هیچ وقت متد <DST> پیدا نمیشد. به خود مهندس تبریک میگویم که اولین راهنما کنگره۶۰ و راهنما و الگو همه ما هستند.
من اگر بخواهم جایگاه راهنما را بدانم، میتوانم از احترامی که مهندس به راهنماهایشان میگذارند،متوجه بشوم که جایگاه راهنما برای کسی که خودش استاد هزاران نفر است،چه معنایی دارد. همچنین به راهنماهای نمایندگی خودمان تبریک میگویم. این بهترین دوره خدمتی من است. این هفته، هفته راهنما است ولی من امروز کمتر به عنوان راهنما صحبت میکنم و بیشتر به عنوان یک رهجو که باید از راهنمای خود تقدیر بکند، صحبت میکنم. من به عنوان یک مصرف کننده مواد مخدر که هیچ کس مرا دوست نداشت و قبول نمیکرد، وارد یک مکانی شدم که دیدم این آدمها قیافهای شبیه به من دارند ولی رفتارشان متفاوت است. من سابقه حضور در<NGO> دیگر هم داشتم. ولی متاسفانه به حال خوب نرسیده بودم.

من به عنوان یک رهجو وقتی که درگیر سفر اول خودم هستم اگر یک مقدار حسهای من باز بشود میتوانم در مورد جایگاه راهنمای خودم بینش پیدا بکنم و متوجه بشوم که اصلا چرا باید از راهنما تقدیر بکنم. من سعی کردم در این سالها بهترین دلنوشته و مبلغ در پاکت را انجام بدهم،نه برای راهنما بلکه برای دل خودم این کار را کردم. به عنوان یک راهنما این را میدانم که اگر یک نفر کاری برای من بکند، نمیتوانم آن کار را از یاد ببرم.کاری که راهنما برای ما میکند خیلی جایگاه بالایی دارد. من چگونه میتوانم کاری که راهنما برای من کرده است را فراموش کنم.ما که الان اینجا نشستیم نتیجه زحمت یک نفر است که کاری برای ما کرده است.اینکه من یک پاکت بدهم و بگویم راهنمای من که نیاز ندارد، راهنما نیاز ندارد تو که نیاز داری! تو باید به اندازه فهم خودت پاکت بدهی، اتفاقا خیلی مهم است مبلغی که میدهی چه مقدار باشد.من به رهجوهای خودم این مطالب را مستقیم میگویم که تو باید به بهترین شکل ممکن از راهنمای خودت تقدیر کنی. آنقدری که راهنمای من، برای من مهم است باید از او تقدیر بکنم. از اینکه به حرفهای من گوش دادید متشکر و ممنونم.
عکس: مسافر ابوالفضل
تایپ: مسافر مجتبی
ویرایش و ارسال: مسافر حیدررضا
خدمتگزاران سایت نمایندگی صبا
- تعداد بازدید از این مطلب :
53