English Version
This Site Is Available In English

فرصت جبران بدهیم

فرصت جبران بدهیم

اشتباه کودک یک تمثیل است؛ زیرا کودک خردسال است و ما نسبت به او خودمان را عقل کل و کامل می‌دانیم، برای تعلیم‌وتربیت کودک یک‌سری خط‌مشی در ذهن خودمان داریم که یک‌سری از این برداشت‌ها نسبت به تربیت کودک درست است؛ اما تعدادی از آن‌ها از بیخ‌وبن غلط است؛ ولی ما اصلاً متوجه این قضیه نیستیم و دلیل این است که خودمان کامل نیستیم؛ ولی اگر ما در مقابل خودمان بخواهیم قیاس کنیم؛ باید یک معیار درست وجود داشته باشد آن وقت متوجه می‌شویم که خود ما کلی اشکال داریم.

یکی از مسائلی که در بین همه ما وجود دارد، ایراد گرفتن است. ایرادگرفتن‌های مداوم فرد را منزجر می‌کند، نه‌تنها قدرت تفکر و اندیشه فرد را از او سلب می‌کند؛ بلکه او را بلوکه می‌کند و باعث ازبین‌رفتن اعتماد به نفس او می‌شود و بعضی‌اوقات هم چاره‌ای جز سکوت ندارد و گاهی شخص حاضر است در سرما، گرما در پارک یا محیط بیرون از خانه بماند.

موضوع اشتباه کودک، مانند همان داستان ملانصرالدین که با فرزندش سوار الاغ بود و زمانی که دوتایی سوار الاغ بودند مردم می‌گفتند چرا؟ وقتی هرکدام به‌تنهایی سوار شدند مردم می‌گفتند چرا؟ و زمانی که هر دو پیاده می‌رفتند باز هم مردم می‌گفتند چرا؟ آن کسی که دائماً از کار مردم ایراد می‌گیرد برایش مهم نیست که آن کار چیست، مهم این است که هر بار مشکلی را ببیند، برای مثال اگر فرزند من برای خرید نان بیرون از منزل می‌رود و پول خود را گم می‌کند من در مقابل این اشتباه دو رویکرد می‌توانم داشته باشم، اول اینکه شروع به تخریب شخصیت کودک کنم؛ یعنی او را به‌شدت مورد حرف‌هایی، مثل تو توانایی نداری و بچه‌های مردم از تو زرنگ‌تر هستند یا او را تحقیر و سرزنش کنم، خلاقیت و استعدادهای او را بگیرم و دوم اینکه می‌توانم به کودک اشتباهاتش را یادآوری کنم؛ اما هم‌زمان فرصت جبران را هم به او بدهم و بگویم حالا که پولت را گم کرده‌ای در مقابل باید پله‌ها را تمیز کنی یا ظرف‌ها را بشوری با این عمل درواقع یک فرصت در اختیار وی قرار داده‌ام تا خطایش را جبران کند، واضح است که راه دوم درست‌ترین نوع برخورد است و ما باید بیاموزیم که در تمامی مراحل و جایگاه‌های زندگی چنین برخوردی داشته باشیم و در مقابل اشتباهات دیگران آنها را درک کنیم و فرصت جبران را بدهیم؛ زیرا برخورد بد ما به دلیل عدم تعادل و قدرت تشخیص رخ می‌دهد، اگر به آن درجه از آگاهی برسیم که هر انسانی ممکن است خطا کند و ما هم از این قاعده مستثنی نیستیم.

در اعتیاد مصرف‌کنندگان حکم همان کودکی را دارند که دچار اشتباه شده است. در کنگره آن‌ها تخریب نمی‌شوند که چرا معتاد شده‌ای؟ یا چرا مصرفت بالاست؛ بلکه به همگی این فرصت داده می‌شود که با شرکت در جلسات کارگاه‌های آموزشی، شرکت در لژیون، خواندن کتاب‌ها و نوشتن سی‌دی با متد DST اشتباه خود را جبران یا اصلاح کنند. در کنگره روحیه هیچ‌کس ضعیف نمی‌شود؛ بلکه توانایی‌هایی که در فرد فراموش شده مجدداً به او یادآوری می‌شود.

من از وقتی که وارد کنگره شدم با راهنمایی‌های راهنما همسفر وجیهه متوجه شدم که به مسافرم احترام بگذارم با عشق و محبت با او رفتار کنم، نباید از مسافرم ایراد بگیرم یا در کارهای او دخالت کنم، او را رها کنم و این رها کردن به معنی بی‌تفاوت بودن نسبت به او نیست، روی خودم بیشتر کار کنم و محیط خانه را امن و آرام نگه دارم.

با گوش دادن به این سی‌دی یک عیب دیگرم را متوجه شدم و به من یادآور شد که آن را تصحیح کنم، من همیشه از فرزندانم در زمینه لباس پوشیدن، صحبت کردن، خرید کردن، درس خواندن و خیلی موارد دیگر ایراد می‌گرفتم، فکر می‌کردم کارم درست است و دارم به آن‌ها لطف و محبت می‌کنم، علم و تربیت را به آن‌ها آموزش می‌دهم، درواقع خودم را برتر از آن‌ها می‌دانستم که این سی‌دی به من آموزش داد چه اشتباهی کرده‌ام، اعتمادبه‌نفس فرزندانم را گرفته بودم پس باید جبران خسارت کنم اینکه اول دوربینم روی عیب‌های خودم باشد، نوع برخوردم را عوض کنم، رفتاری مناسب با آن‌ها داشته باشم و دانایی خودم را بالا ببرم تا بتوانم مشکلاتم را به‌راحتی حل کنم.

نویسنده: همسفر فرشته (ر) رهجوی راهنما همسفر وجیهه (لژیون دوم)
ارسال: راهنمای تازه‌واردین همسفر آرزو نگهبان سایت

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .