English Version
This Site Is Available In English

چه چیزی مهم‌تر است: نقش یا بازی؟

چه چیزی مهم‌تر است: نقش یا بازی؟

جلسه پنجم از دوره سیزدهم کارگاه‌های آموزشی خصوصی مسافران کنگرۀ 60؛، نمایندگی زال پارس با استادی راهنمای محترم مسافر رضا و نگهبانی مسافر جعفر و دبیری  مسافر علی اکبر با دستور جلسه:"هفته ی راهنمایان (DST،تازه واردین،ویلیام،جونز،ورزش،موسیقی...)"،سه شنبه 28 بهمن ماه 1404 ساعت 15:30 شروع به کارکرد.

خلاصه سخنان استاد:

سلام دوستان، رضا هستم یک مسافر. ابتدا از نگهبان جلسه گروه مرزبانی و همچنین از ایجنت نمایندگی محترم تشکر می‌کنم که این فرصت را به من دادند تا در این جایگاه خدمت کنم. توفیق شد تا چند دقیقه‌ای در خدمت شما باشم.
دستور جلسه‌ی این هفته، "راهنما" است. در ابتدا از استاد بزرگ‌ همه‌ی ما، معلم و آموزگارمان، آقای مهندس، تشکر می‌کنم. ما همیشه قدردان ایشان هستیم و واقعاً به گردن تک‌تک ما حق دارند. ایشان در این سیستم زحمات زیادی کشیده‌اند. وقتی به اطراف خود نگاه می‌کنیم، می‌بینیم که همه‌ی ما راهنماها به قول استاد خودم، زنده‌یاد صادق بوستانی، می‌گفتیم: "ما همه شاگرد شاگرد شاگرد آقای دژاکام هستیم."
یک مقداری می‌خواهم درباره‌ی نقش و بازی صحبت کنم و این موضوع را به دستور جلسه‌ی راهنما ربط دهم. وقتی ما کمی دقیق‌تر می‌شویم، واقعاً می‌بینیم که چه چیزی مهم‌تر است: نقش یا بازی؟ تشخیص این مسئله می‌تواند دیدگاه ما را تغییر دهد.
مثالی می‌زنم از هنرپیشه‌ها. یکی از هنرپیشه‌های برجسته، آقای راسل کرو است که در فیلم "گلادیاتور" نقش فرمانده‌ای را بازی می‌کند. فیلمنامه‌ی این فیلم بسیار قوی است و این فیلم جزو آن دسته از فیلم‌هاست که اگر چند بار هم آن را ببینی، باز هم لذت می‌بری. در این فیلم، فرمانده‌ای که از نظر اخلاقی درست است، نقش بسیار برجسته‌ای را ایفا می‌کند. حالا اگر فیلم دیگری از او ببینیم به نام "ذهن زیبا"، در این فیلم نقش یک فرد اسکیزوفرنیک را بازی می‌کند که توهم دارد و دو قطبی است. این دو نقش کاملاً متفاوت هستند، اما چه چیزی اهمیت دارد؟ بازی‌ای که او انجام می‌دهد.
حالا می‌آییم به هنرپیشه‌های کشور خودمان. آقای پرویز پرستویی در فیلم‌هایی مانند "مارمولک" و "لیلی با من است" نقش‌های بسیار قوی و جذابی بازی می‌کند. همینطور در فیلم "آژانس شیشه‌ای"، باز هم شاهد بازی‌هایی متفاوت از او هستیم. در واقع، در این فیلم‌ها، هنرپیشه‌ها نقشی را بازی می‌کنند که هرکدام به شیوه‌ای خاص اجرا می‌شود.
اما مهم‌ترین چیز، بازی است. در زندگی ما هم همینطور است. ممکن است من، رضا، یک زمانی نقش کارگر را داشته باشم، زمانی دیگر نقش یک استاد، یک جراح، یا حتی یک تاجر. بر اساس گذشته‌ام، بر اساس تجربیاتم، بر اساس آرشیو ، ممکن است در موقعیت‌های مختلف نقش‌های مختلفی ایفا کنم. اما نکته این است که بازی هر فرد در زندگی خود متفاوت است. هر فرد باید مسیر خود را برود، باید مشکلاتش را از سر راه بردارد و با اتفاقات زندگی مبارزه کند.

در لژیون هم همیشه این مثال خمیر را می‌زنم. وقتی خمیر را آماده می‌کنند، به آن فشار می‌آورند و بعد رها می‌کنند، دوباره فشار می‌دهند و رها می‌کنند. فقها به این روند قبض و بست می‌گویند؛ انقباض و انبساط. این فشارها و رفت و آمدها برای آماده‌سازی خمیر، مشابه همان چیزی است که در زندگی برای ما لازم است. این‌ها بخش‌هایی از مسیر ما هستند که باید تجربه کنیم.
آقای مهندس می‌فرمایند که مشکلات لعنت نیست و این جمله به ما یادآوری می‌کند که نوع تفکر و دیدگاه ما تغییر می‌کند. اگر دیدگاه‌مان را عوض کنیم، متوجه می‌شویم که بسیاری از مسائل در زندگی به گونه‌ای دیگر قابل درک و تجربه هستند.
در پایان باید بگویم که من، رضا، در ۴-۵ سال پیش پیمانی بستم و تعهدی دادم. دستم را بالا بردم و قبول کردم که مسئولیت بپذیرم و در این مسیر قدم بردارم. باید در این نقش هم بهترین بازی را از خودم نشان دهم. تمام تلاشم این بوده که در این ۴ سال بهترین خودم باشم. ممکن است در جاهایی اشتباه کرده باشم، اما این هم جزئی از مسیر و کار است. سعی و تلاش من این بوده که در این سیستم یاد بگیرم و به دیگران کمک کنم که حالشان بهتر شود.
ممنون از اینکه به حرف‌های من گوش دادید. ان‌شاءالله با مشارکت‌هاتون حرف‌های من را کامل‌تر کنید.

لژیون خدمتگزار:لژیون سوم

راهنمای محترم:مسافر رضا
مرزبان کشیک:مسافر رحمان

گروه سایت نمایندگی زالپارس
مرزبان خبری: مسافر حامد
تایپ و ویراستار: مسافر رحمان لژیون سوم
تنظیم برای سایت: مسافر رحمان لژیون سوم
عکاس: مسافر جلال لژیون ششم

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .