English Version
This Site Is Available In English

شکرگذاری یعنی تشکر کردن

شکرگذاری یعنی تشکر کردن

من از این سی دی آموختم، شکرگزاری یعنی تشکر کردن و این‌که شکرگزار خالق بودن فقط زبانی نیست؛ سه مرحله دارد: تشکر زبانی، تشکر دلی یا قلبی، تشکر با قدم یا عمل، یکی از آموزش‌های مهم کنگره تشکر کردن است از خالق و مخلوق البته که خداوند نیازی به تشکر من ندارد؛ در واقع ما غذا را به نیازمند می‌دهیم به عنوان تشکر از خالق. فهمیدم در خانواده تشکر کردن را یاد نگرفته‌ام، باید همیشه از پدر و مادر خود تشکر کنم و قدر زحمات آن‌ها را بدانم و طلبکار نباشم. شکرگزاری را باید در تمام سطوح یاد بگیرم، کسانی که به ما خدمت می‌کنند فی سبیل الله از آن‌ها تشکر و قدردانی کنم.

جالب بود که جناب مهندس تا سال ۱۳۹۳ به راهنمایان کنگره‌۶۰ در هفته راهنما پاکت می‌دادند تا این‌گونه به ما قدردانی کردن را  آموزش دهند. این‌که من بدانم برای تشکر باید حتما پاکت بدهم حال هر کسی به وسع خودش باشد؛ البته که به راهنما هم آموزش می‌دهد که آن مبلغ نشانه ارزش گذاری و اهمیت قائل شدن است و اگر مقدار پول کم بود حالش خراب نشود. زیبا است که شخص باید از راهنمای خودش تشکر کند حتی اگر خودش راهنما باشد. متوجه شدم فقط در مناسبت‌ها می‌توانم تشکر کنم و هدیه بدهم و هدیه خریدن لژیونی ممنوع است هر کس باید خودش به تنهایی پاکت دهد.

در ادامه در این سی‌دی راجع به جهان‌بینی صحبت کردند: اینکه روزهایی که داریم سپری می‌کنیم شاید یک روزنه‌ای باشد برای شناخت دنیای درون و بیرون و بعضی معتقد هستند، تمام زندگی و دنیا آن‌چه است که به چشم می‌آید بزرگان حرفی را می‌گویند که ممکن است حرف او درست نباشد، مثل مولانا یا بزرگان روانشناسی یا... نباید لباس تقدس به آن‌ها بپوشانیم. ممکن است بعضی چیزها را بلد نباشند، مثلاً در آن زمان اعتیاد درمان نداشت یا همین الان هم برای کنترل خشم راه‌کارهای عجیبی می‌دهند در صورتی که خشم باید به صورت ریشه‌ای حل بشود؛ مثل این می‌ماندکه رودخانه‌ای را در شهر رها کنیم و بعد بگوییم چگونه جلوی آن‌را بگیریم، باید با علم و تجربه و آگاهی حل شود، وقتی که دانش کافی باشد دیگر خشم به وجود نمی‌آید.

دکتر صحرایی در تمام سطوح جامعه و بچه‌های کنگره ۶۰ از طریق بزاق دهان یک سری آزمایش‌ انجام دادند و دیدند که بچه‌های کنگره از لحاظ آرامش و کنترل خشم بالاتر هستند در صورتی که فقط در کنگره‌۶۰ جهان‌بینی کار می‌شود نه کنترل خشم و اضطراب و من خودم به عینه این را دیده و تجربه کرده‌ام؛ متوجه شدم تمام اتفاقات و ظواهر دنیا و آسمان دو وجهه دارد: صور ظاهر و صور باطن و اگر بزرگان به این موضوع توجه می‌کردند که این همه آسایشگاه روانی و بیمار وجود نداشت جالب است که انواع و اقسام قرص‌های روانگردان خواب آور و نئشه کننده و... همه مخدر هستند اما از نوع مخدر قانونی؛ متاسفانه اکثریت می‌گویند آنچه دیده می‌شود علمی است و چیزی که دیده نشود علمی نیست.

در ریاضیات و فیزیک علم داریم اما در روانشناسی و پزشکی همه چیز بر مبنای تجربه است؛ پس تجربه فوق علم است. در روانشناسی و پزشکی اصلاً علم محض نداریم بلکه علمی داریم که بر اثر تجربه به دست آمده است مثلاً فلوکستین را برای افسردگی می‌دادند و بعد از چند سال متوجه شدند سرطان‌زا است و باعث عقیم شدن می‌شود، پس منسوخ شد.

ما باید از جهان مادی کمی جلوتر برویم و  تجربه پیشینیان را با علم امروز درهم آمیخته کنیم و استفاده کنیم مثل همین تریاک که همه برچسب می‌زدند و مهندس دژاکام از آن برای درمان اعتیاد استفاده کردند و در این مسیر درمان بعضی بیماری‌های دیگر هم کشف شد و معجزه آن را دیدیم.

دیدگاه آقای مهندس دژاکام انسان را به فکر می اندازد که می‌گویند: هر چیزی دو بعد آشکار و پنهان دارد، زمین و آسمان و حتی جسم خودمان همین‌طور است؛ وقتی که می‌گوییم من، دقیقا منظور چیست ؟ تن، روح یا نفس؟ جسم یک ماشین تمام اتوماتیک است که در اختیار ما قرار گرفته است و جسم فیزیکی ما از خاک است و عناصر خاک در بدن ما است، روح چیزی است که از طرف خدا در ما دمیده شده است و انسان را به درستی و راستی دعوت می‌کند؛ نفس هم تعیین موجودیت می‌کند پس من همان نفس است که موقع مرگ فرشتگان مرگ آن را تحویل می‌گیرند و به دلیل این‌که خواسته دارد، انسان از نفس واحد به‌وجود آمده است و نفس تکامل خودش را طی می‌کند.‌ آموختم وقتی به جهان درون می‌روم یک‌سری خاطرات خودآگاه و ناخودآگاه دارم، خودآگاه مثل به‌یاد آوردن دریا در ذهنم و اما ناخودآگاه یک سفر چند میلیارد ساله است.

دانش الهی وجود دارد که جناب مهندس همیشه می‌فرمايند: ما در هر کجا قرار داریم بر مبنای عدالت است و باید در آن نقطه باشیم به خاطر آن نامه پیشین که از روز الست آغاز شده و به جلو آمده است. به یاد آوردم که گاهی آنقدر در دنیای خودم غرق می‌شوم که زیبایی‌های دنیا را نمی‌بینم.

در این دنیا باید به خویش خویشتن توجه کنم؛ آموزش می‌گیرم که با تفکر، ساختارها آغاز می‌شود و بدون تفکر، حرکتی انجام ندهم؛ بدانم بیهوده پا به این زندگی نگذاشته ام و مسئول اعمال و رفتار خودم باشم؛ دانایی را از جنس موثر آن بیاموزم و حکم عقل را در زندگیم اجرایی کنم و بدانم که آنچه باور است، محبت است. وقتی به زمین و آسمان توجه کنیم می‌فهمیم که چرا قدیمی‌ها می گفتند زمین و آب و اتش مقدس است، باید از آن‌ها مراقبت کنیم و به رحمت و بخشش ماورای خداوند ایمان داشته باشیم. انجام دادن کار درست در واقع کاشت بذر نیکو است، پس آن کنیم که فرمان است.

نویسنده: همسفر سهیلا رهجوی راهنما همسفر سپیده ه(لژیون هفتم)
رابط خبری: همسفر معصومه رهجوی راهنما همسفر سپیده(لژیون هفتم)
ویرایش و ارسال: همسفر نرگس رهجوی راهنما همسفر زینب(لژیون چهارم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی دکتر مسعود

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .