ششمین جلسه از دوره دهم سری کارگاههای آموزشی عمومی مسافران و همسفران کنگره ۶۰ نمایندگی سیرجان، با استادی: راهنمای DST مسافر سعید، نگهبانی: مسافر محمد و دبیری: مسافر ناصر، با دستور جلسه «هفته راهنما» در روز پنجشنبه ۱۴۰۴/۱۱/۳۰ رأس ساعت ۱۶:۰۰ آغاز به کار نمود.
خلاصه سخنان استاد:
فرا رسیدن ماه مبارک رمضان را به شما عزیزان تبریک عرض میکنم و امیدوارم بتوانیم نهایت استفاده را از این ماه عزیز ببریم. به قول کنگرهایها، ما مدیونیم؛ اگر ماه رمضان نبود، روش D.S.T هم کشف نمیشد و امروز ما این حال خوب را نداشتیم.
در ادامه، از آقای مهندس و خانواده محترمشان تشکر میکنم و هفته راهنما را به ایشان تبریک میگویم. همچنین، این هفته را به راهنمایان خودم، و تمامی راهنمایان عزیز تبریک عرض میکنم.
دستور جلسه این هفته، "هفته راهنما" است. راهنما کیست؟ راهنما کسی است که یک مسیری را قبلاً رفته و تمام پیچ و خمهای مسیر را میداند و بقیه را در این مسیر هدایت میکند. پس شرط اولیه آن، این است که خودش مسیر را رفته باشد و با پیچ و خمهای آن آشنا باشد تا بتواند دیگران را راهنمایی کند. این شبیه به یک معلم ریاضی است که تا خودش نتواند مسائل مختلف را حل کند، هیچ آموزشی نمیتواند به دانشآموزان زیر دستش بدهد. در کنگره نیز به همین صورت است؛ راهنما باید آموزش گرفته باشد و بتواند مشکلات خودش را حل کرده باشد تا در مسیر بتواند بقیه را آموزش دهد.
زندگی ما همراه با اتفاقات متعددی است که این اتفاقات باعث تغییرات جدیدی میشوند و برخی از این اتفاقات همراه با مسئولیت هستند. یکی از این مسئولیتها، همین راهنما شدن است. عزیزانی که راهنما شدهاند، قبل از آن مصرفکننده بودهاند، سپس وارد کنگره شدهاند و با قبول یک سری مسئولیتها، توانستهاند مشکلات درونی خود را برطرف کنند.
یک راهنما تعدادی رهجو دارد. رهجوها با مشکلات عدیده و عقاید گوناگون به سراغ راهنما میآیند. هر رهجویی که میآید و صحبتی یا مشکلی را بیان میکند، یک آینه تمامقد برای راهنماست. راهنما میتواند مشکلات خود را درون رهجو ببیند و در پی رفع این مشکلات برمیآید. پس این یک نعمت بسیار بسیار بزرگ است. استاد امین در یکی از سیدیها میفرمایند: "کسانی که تاریکی را تجربه کردهاند، تجربیاتی دارند که میتوانند از این تجربیات در مسیر ساخته شدن خودشان استفاده کنند. اگر میدانستند چقدر مستعد هستند برای کمک به دیگران، هرگز دریغ نمیکردند."
پس یک مسئله بسیار مهم این است که اگر امروز من در جایگاه راهنمایی قرار میگیرم، بیشترین نفعش به خود من میرسد. من میتوانم در این مسیر خودم را بسازم و آن مشکلاتی را که هنوز درون من وجود دارد و مرا از هدف اصلی دور کرده است، مرتفع سازم و در مسیر اصلی قرار بگیرم. پس این مسئله را خیلی جدی بگیریم که خداوند این موقعیت را در راه ما قرار داده و این فرصت را به ما داده است که ما بتوانیم در راه کمک کردن به دیگران، باعث کمک خودمان بشویم. اگر ما بتوانیم حتی یک ذره باعث حال خوشی دیگران بشویم، صد برابرش بازگشتش در زندگی خودمان است.
من بعد از دو سه سال تجربه راهنمایی به این باور رسیدم که هر رهجویی که سر لژیون من قرار میگیرد، یک درس است برای من که من بتوانم از آن رهجو درس بگیرم. اگر بتوانم از درسی که امروز یا در آینده در مسیر من قرار میگیرد، نهایت استفاده را ببرم، خیلی خوش به حالم میشود؛ وگرنه زیانکارم و زندگیم نسبت به قبل هیچ تغییری نکرده است. امیدوارم که بتوانیم آن نیروهای از دست رفتهای را که سالیان سال، شاید از روز الست، خداوند در اختیارمان قرار داده بود و از دستشان داده بودیم و اختیار انجام خیلی از کارها را نداشتیم، به مرور زمان به دست بیاوریم و در جهت ارتقا و تعالی خودمان قدم برداریم.
خیلی ممنون که با سکوت قشنگتان به صحبتهای من گوش کردید.
- تعداد بازدید از این مطلب :
9