به نام یزدان پاک.
چه زیبا است نقش طارق آن ستاره درخشان در سیاهی شب که علامت و راهنمایی است برای اهل طریق که قدم در راه خروج از تاریکی و ظلمت نهادهاند و چه بسا که اینها بدون راهنما در تاریکی سرگردان میمانند. به راستی که واژه راهنما برازنده عزیزانی هست که تلخی و پیچ و خم های زندگی را تجربه نمودهاند ،و با کوله باری از دانایی و آگاهی تجربیات خود را در اختیار کسانی که خواستار رهایی از دنیای تاریکی هستند میگذارند.راهنما شدن عشق میخواهد،دل میخواهد ،حرکت در مسیر راهنمایی کنگره ۶۰ همه چیز را بیمه میکند و از برکات خدمت و دعای خلق است.
همسفر معصومه و مسافرشان ابراهیم با هیجده سال تخریب آنتیایکس مصرفی شیره وارد کنگره شدند به مدت ده ماه و دوازده روز با متد DST و داروی OT به راهنمایی مسافر ولیالله وهمسفر الهام سفر کردند. مدت رهایی چهار سال و سه ماه، رشته ورزشی تنیس روی میز.
همسفرنصیبه با مسافرشان ولیالله با بیش از چهارده سال تخریب، آنتیایکس مصرفی تریاک خوراکی وارد کنگره شدند به مدت ده ماه و بیستوپنج روز با متدDST و دارویOT به راهنمایی مسافر بهرنگ و همسفر الهام سفر کردند. مدت رهایی مواد چهار سال و هفت ماه و بیستودو روز ، رهایی سیگار سه سال و ده ماه راهنما مسافر رجب
خودم سفر جونز داشتم با وزن اولیه ۸۳ کیلو با روش دژاکام، راهنما همسفر الهام و مدت سفر سیزده ماه ، کاهش وزن بیست کیلو و رهایی یک سال و یک ماه.
همسفرعطیه با مسافرشان اسماعیل با چندین سال تخریب آنتیایکس مصرفی شیره خوراکی وارد کنگره شدند، به مدت یازده ماه با متدDST و دارویOT به راهنمایی مسافر مرتضی و همسفر معصومه سفر کردند. مدت رهایی سه سال و هشت ماه، ورزش در کنگره: ایروبیک
مهمترین دلیل شما برای شرکت در آزمون چه بود و احساس شما پس از قبولی و تشکیل لژیون چه بود؟
همسفر معصومه: خدمتکردن، آموزشگرفتن و رسیدن به حالخوش. حسوحال فوقالعادهای داشتم از اینکه قرار است آنچه را که خودم در راه سفر و درمان تجربه کردم و از راهنمای عزیزم آموزش گرفتم را در اختیار همنوعان خود بگذارم و به آنها کمک کنم و در ادامه خودم هم همچنان به آموزش گرفتنم ادامه دهم.
همسفر نصیبه: بعد از رهایی مسافرم و احساس آرامش در خانوادهام تصمیم گرفتم که در آزمون شرکت کنم و اگر قسمت باشد که قبول شوم، بتوانم حتی یک نفر را به حال خوش برسانم و خدمت کنم. زمانی که قبول شدم خیلی خوشحال شدم که به آرزویم رسیدم.
همسفر عطیه: من کمک کردن به دیگران را خیلی دوست دارم و همیشه به این فکر بودم که به کسانی کمک کنم که بیشترین نیاز را دارند. بعد از دو ماه آمدن به کنگره به خودم گفتم کسانی که بیشترین نیاز را دارند مصرف کننده و خانوادهاش هستند؛ چون در بیرون از کنگره افرادی مثل من نگاهشان به مصرف کننده نگاه تحقیرآمیز است من باید تمام تلاشم را بکنم که حداقل نگاه یک نفر را تغییر بدهم و آن آگاهی که از اعتیاد به دست آوردم را انتقال بدم و از قطار کنگره جا نمانم. لحظه قبولی، حسِ بندهای را داشتم که اجازه ورود به محرمخانه عشق را پیدا کرده و تشکیل لژیون، شروع یک سفرِ عمیقِ دیگر بود، سفری برای ساخته شدن دوباره خودم و از آن روزی که قبول شدهام تا به الان همواره در حال دریافت حس خوب هستم که بسیار برایم لذتبخش است.
چه مدت از تشکیل لژیون شما میگذرد و احساستان را در جایگاه راهنمایی بفرمایید؟
همسفر معصومه: ۲ماه و یک هفته. راهنمایی خیلی لذتبخش و پر از آموزش است. خدا را شکر میکنم که اجازه خدمت در این مسیر به من داده شد؛ چون برای آموزش گرفتن بیشتر به این خدمت نیاز داشتم، انشاءالله که بتوانم خدمتگزار خوبی برای کنگره باشم.
همسفر نصیبه:۲ ماه، واقعاً احساس خیلی خوبی دارم به من آرامش میدهد. انشاءالله بتوانم این حس خوب را انتقال بدهم.
همسفر عطیه: اکنون ۲ ماه از تشکیل لژیون میگذرد. جایگاه راهنمایی برای من، جایگاه ساختن خودم است. در این جایگاه فهمیدم که راهنما بودن؛ یعنی عاشقِ لژیون بودن بدون مالکیت. حسی شبیه به باغبان دارم که هر روز شاهد جوانه زدن و شکوفایی انسانهایی است که روزی با ناامیدی وارد شدند.
زیباترین و بهترین تعریفی که شما از واژه راهنما دارید، چیست؟
همسفر معصومه: رسیدن به وادی چهاردهم؛ عشق و محبت.
همسفر نصیبه: از خود گذشتن و عشق و محبت.
همسفر عطیه: راهنما؛ یعنی عاشق صبور؛ کسی که با چراغ تجربه و محبت، در جاده یخبندان تا مسیر را برای دیگران هموار کند. راهنما، تجلی نور خداوند در کالبد یک انسان است که بدون هیچ چشمداشتی، قلبش را برای احیای انسانیت باز میکند. راهنما؛ یعنی کسی که وقتی جای زخمهایت را به او نشان میدهی، از آن پس همه تلاشش را میکند که از آن سمت به تو آسیبی نرسد. راهنما؛ یعنی کسی که وقتی از دردهایش به او میگویی، از آن پس همه تلاشش درک متقابل، برای عبور از زخم و دردها میباشد نه انکار درد ...
بعد از قرار گرفتن در جایگاه راهنمایی، دیدن چه واکنش و رفتارهایی در رهجوهایتان شما را به چالش کشیده و به این باور رسیدید که این قطعاً گره وجودی خود شما هم است؟
همسفر معصومه: وقتی رهجویی در مقابلم قرار میگیرد باید خودم را در آن رهجو ببینم. گرهای که در رهجوی من وجود داشت، گره بزرگی نیز برای من بود که هنوز حرکتی برای باز کردن آن نکرده بودم؛ بیانکردن موضوع از طرف رهجو باعث شد تا من هم برای باز کردن آن گره همراه با او حرکت کنم. خدا را بسیار شکر میکنم بابت اینکه به من فرصتی داد تا خودم را بسازم.
همسفر نصیبه: من واکنشی را در رهجویم میبینم که خودم در دوران سفرم این گره را داشتم و توانستم با کمک راهنما حل کنم و انشاءالله بتوانم با راهکار مناسب به رهجویم کمک کنم.
همسفر عطیه: وقتی دیدم رهجویم نمیتواند گذشته را فراموش کند و این موضوع مرا آزرده کرد، متوجه شدم که این آینه وجود خودم است. دریافتم که در صور پنهان من هم این وجود دارد. لژیون برای من بزرگترین کلاس خودشناسی است تا بفهمم هنوز چقدر نیاز به پالایش دارم.
بزرگترین موهبت راهنمایی برای شما چه بوده است؟
همسفر معصومه: این بود که یاد گرفتم دید بهتری نسبت به قبل از زندگی داشته باشم. به مشکلاتی که دارم اصولی فکر کنم و راهحل درستی پیدا کنم و ترس و ناامیدی را از خودم دور کنم.
همسفر نصیبه: برای ساختن و آموزش خودم، که انسان همیشه نیازمند آموزش است.
همسفر عطیه: تغییر نگاهم به اعتیاد، تعادل و آرامش در زندگی شخصیام است. آموزشهایی که در لژیون تکرار میکنم، اول در گوش خودم زمزمه میشود. راهنمایی باعث شد من معنای واقعی زندگی را درک کنم و یاد بگیرم که چگونه در طوفانهای زندگی، با آموزشهای جهانبینی، ادامه دهم؛ چون سیستم در حال حرکت است و من اگر در سکون باشم به خودم ظلم کردم.
انتظار شما از رهجویانتان چیست؟
همسفر معصومه: دوست دارم در مسیر کنگره باشند و از آموزشهای ناب آن برای درمان و حل مشکلات به بهترین نحو استفاده کنند و در ادامه فرمانبردار خوبی باشند تا انشاءالله فرمانده لایقی شوند.
همسفر نصیبه: ابتدا، قوانین و حرمت کنگره۶۰ را رعایت کنند، فرمانبردار باشند تا روزی فرمانده خوبی شوند. وقتی به حال خوش رسیدند در کنگره بمانند و خدمت کنند و این حال خوش را انتقال دهند.
همسفر عطیه: انتظار دارم که به حرمتها و قوانین احترام بگذارند. تنها چیزی که یک راهنما را شاد میکند، دیدن تغییر نگاه و بیداری رهجو است. انتظار دارم فرمانبردار باشند تا روزی به جایگاه فرماندهی شهر وجودی خودشان برسند و بدانند که نظم، اولین قدم رهایی است.
در اوایل ورودتان به کنگره فکر میکردید که بتوانید یک روزی راهنما شوید؟
همسفر معصومه: در همان ابتدا به این موضوع فکر نمیکردم؛ چون عاشق خدمت مرزبانی بودم؛ ولی در ادامه کمکم به خدمت در این جایگاه علاقه زیادی پیدا کردم و بیصبرانه منتظر خدمت راهنمایی بودم.
همسفر نصیبه: اصلاً فکر نمیکردم در این تصور بودم که بعد از رهایی مسافرم دیگر به کنگره نیایم؛ ولی تغییرات مسافرم باعث شد بمانم و خدمت کنم.
همسفر عطیه: من بعد از رهایی مسافرم به کنگره آمدم و فکر میکردم آمدن من دیگر نیازی نیست؛ ولی با یک جمله راهنمای عزیزم در کنگره ماندگار شدم. خانم معصومه به من گفت از کجا میدانی که در آینده فرزندت در این دام گرفتار نشود؟ آیا میدانی چگونه باید برخورد کنی؟ روزهای اول که به کنگره میآمدم با حالی خراب به خانه میرفتم؛ چون از اعتیاد هم تنفر و هم ترس داشتم؛ وقتی دوستان اعلام سفر میکردند مخصوصاً شیشه و هروئین. اولین باری بود که از نزدیک میشنیدم حالم خیلی بد میشد و تازه مطمئن شده بودم که همسرم یک مصرفکننده بود و این مرا خیلی آزار میداد؛ اما آموزشهای جناب مهندس چنان تغییری در من ایجاد کرد که کمکم تصویر خدمت در ذهنم شکل گرفت و از آنجایی که دوست داشتم بیشتر در کنگره حضور داشته باشم از همان اول فقط به فکر شال نارنجی بودم و همیشه خودم را با این شال کنار راهنمام تصور میکردم و به خودم میگفتم تو باید ادامهدهنده این مسیر باشی.
کلام آخر؛ اگر سخنی برای رهجوها دارید، بفرمایید؟
همسفر معصومه: خدا را شکر میکنم و از آقای مهندس و خانواده محترمشان و همچنین راهنمای خودم همسفر الهام بینهایت سپاسگزارم و این هفته قشنگ را به آنها تبریک میگویم. از همه رهجویان عزیز تقاضا دارم که در آزمونهای داخلی شرکت کنند تا نقاط ضعف و قوت خود را شناسایی کنند و سطح دانش و مهارتهای علمی خود را بالا ببرند تا در آزمون اصلی موفق باشند.
همسفر نصیبه: هرچیزی زمان خود را میطلبد و برای رسیدن به هرچیزی باید زمانش فرا برسد؛ اما باید تلاش و پشتکار و امید داشته باشند و رسیدن به خواستههای معقول واقعاً لذتبخش است و باعث آرامش میشود. امیدوارم همیشه در کنار خانواده سلامت و پایدار باشند.
همسفر عطیه: عزیزانم، قدر فرصتی که در اختیار دارید را بدانید. سفر در کنگره، سفری از ظلمت به نور از خواب به بیداری است؛ در این مسیر خسته نشوید، صبور باشید و به روش درمان ایمان داشته باشید. یادتان باشد که راهنما فقط راه را نشان میدهد؛ اما این شما هستید که باید با قدمهای استوار، این مسیر زیبا را طی کنید و کنگره را اولویت اولتان در زندگی قرار دهید. فرمانبردار امروز استاد فرداست.
از راهنمایان گرامی تشکر میکنم که وقت ارزشمند خودشان را در اختیار ما قرار دادهاند.
طراح سوال و مصاحبهکننده: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر نصیبه (لژیون هفتم)
عکاس: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر فیروزه (لژیون پنجم)
ویرایش و ارسال: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر آمنه (لژیون هشتم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی نیمایوشیج
- تعداد بازدید از این مطلب :
105