English Version
This Site Is Available In English

خدمت به کنگره؛ گسترش پیام رهایی

خدمت به کنگره؛ گسترش پیام رهایی

ایام می‌آید تا به شما مبارک شود
ایام را مبارک باد از شما
انسان مظروف ظرف ایام است
مبارکی ایام به وجود انسان‌های پر‌برکت است
ایامی مبارک است که اعمال نیک، نیات خیر و گفته‌های پسندیده در آن مجال ظهور و بروز پیدا کند.

 

به رسم کنگره خود را معرفی نمایید و بفرمایید چه مدت است که در کنگره حضور دارید و در چه جایگاهی خدمت کرده‌اید.

سلام دوستان ژاله هستم همسفر علی؛ ۱۴ ماه و ۵ روز به راهنمایی مسافر خادمی و همسفر مهری سفر کردیم. آنتی‌ایکس مصرفی قرص و اپیوم، روش درمان DST داروی درمان OT مدت رهایی ۸ سال و ۶ ماه و در ادامه سفر تغذیه سالم، چهار ماه با روش دژاکام و به راهنمایی خانم سمیه (ح)، ۱۰ کیلو کاهش وزن داشتم. اولین تجربه خدمتم به مدت سه سال در قسمت سایت همسفران بود، بعد از آن مدتی را به‌عنوان مشاور تازه‌واردین لحظات خوبی را در کنار‌شان تجربه کردم. دبیر و نگهبان جلسات، مسئول آزمون و راهنمایی از خدمات دیگر من بودند؛ باید بگویم خدمت‌ها در واقع خدمت به خود‌مان است، من حتی از خدمت در آبدار‌خانه هم رشد کردم و چیز‌های زیادی آموختم؛ چون به چشم یک وسیله عیب‌یابی نگاه می‌کنم که قرار است عیوب و کاستی‌های نهفته در درونم را برای من نمایان کند تا بتوانم از فرصتی که کنگره۶۰ در اختیارم گذاشته برای رفع آن کاستی‌ها و ارتقا خود استفاده کنم.
 
همان‌گونه که فعالیت کنگره۶۰ بر پایه اصل کمک فرد رها شده به فرد در بند اعتیاد بنا شده است، وظیفه راهنما در این زمینه چیست؟

وقتی فردی در کنگره رها می‌شود خود را به نوعی مدیون این مکان امن می‌بیند، از هر طریقی سعی می‌کند این دین را به کنگره ادا کند؛ زیرا خدمت به این مکان مقدس یعنی گسترش پیام رهایی و همین‌طور خدمت به افراد خواهان رهایی. در این بین جایگاه راهنمایی یکی از جایگاه‌های مهم و اثر‌بخشی است که فرد رها شده می‌تواند با علمی که کسب کرده و تجربه به دست آورده، به فرد درگیر اعتیاد و تاریکی‌ها کمک کند؛ به‌خاطر این‌که توانسته از مسیری پر‌پیچ و خم به سلامت عبور کند و حالا حتی چشم بسته می‌تواند دست دیگران را بگیرد و از این مسیر عبور دهد، از طرفی زمانی‌که فرد نا‌امید درگیر گرفتاری‌های زیادی است، حال خوش راهنما و آرامش او را می‌بیند، می‌تواند به‌راحتی به سیستم کنگره‌۶۰ و به آموزش‌های راهنما خود اعتماد کند به امید این‌که او هم روزی مثل راهنما خویش خوبی‌ها و قشنگی‌های زندگی را با تمام وجود درک و لمس کند.

یکی از دلایل اصلی که یک همسفر وارد کنگره می‌شود حال مسافر خود است چرا این حس در ادامه سفر تغییر می‌کند و همسفر برای حال خود به این مکان مقدس می‌آید؟

نمی‌دانم این ذات بشر یا نتیجه تربیت غلط ما است که در اکثر مسائل خود را از هر عیب و مشکلی مبرا می‌دانیم و معتقدیم دیگران عامل رنج و مصیبت‌های ما هستند. اعتیاد مسافران هم که تا حد بسیار زیادی این اعتقاد همسفران را تایید می‌کند؛ بنابراین همسفران هم در ابتدا با این دید وارد کنگره می‌شوند؛ چون عامل تمام ناکامی‌ها خود را در اعتیاد مسافران می‌بینند؛ اما با حضور مستمر‌شان در این بستر آرام‌آرام مورد آموزش‌های کنگره قرار می‌گیرند، متوجه جایگاه خود‌شان در خدشه‌دار شدن زندگی می‌شوند و در ادامه مسئولیت‌های خویش را برای تغییر خود و مسافر پذیرا می‌شوند. از نظر من همسفری که درست سفر کند؛ وقتی‌که وادی‌های سوم و چهارم را درست درک کرده باشد دیگر فقط به‌خاطر خودش به کنگره می‌آید.

همان‌طور که شما قبلاً در جایگاه راهنمایی خدمت کرده‌اید؛ لطفاً از حس و حال خود از این هفته زیبا برای ما بیان کنید.

به عقیده من جایگاه راهنمایی شباهت زیادی به جایگاه مادری دارد؛ وقتی یک تازه‌وارد با حال بسیار خراب وارد لژیون می‌شود حس می‌کند نوزادی جدید را به دنیا آورده، شاید خودش هم در زندگی شخصی رنج‌ها و درد‌هایی داشته باشد؛ اما این دردها مانند درد زایمان نمی‌توانند مانع حس مادری شود؛ بنابراین نوزاد «فرد تازه‌وارد» را عاشقانه در آغوش می‌کشد، از عصاره وجود و تمام آموخته‌های خودش تغذیه می‌کند و هر روز شاهد رشد او است تا به روز رهایی برسد؛ ولی سخت‌ترین و قشنگ‌ترین کار این مادر فردای روز رهایی است که رهجویی را که به امانت از کنگره تحویل گرفته بایستی به این مکان مقدس پس دهد. 

منظور آقای مهندس حسین دژاکام از این‌که ما گوهر وجودی خود را گم کرده‌ایم چیست؟

گوهر وجودی به نظر من خود اصلی ما یا همان خویش خویشتن ماست. من اگر امروز در جایگاه راهنمایی می‌توانم به چندین نفر کمک کنم، گوهر وجودی من بوده و همیشه چنین قابلیتی داشته‌ام؛ اما در برهه‌ای از زمان آن را گم کرده بودم و کنگره آدرس آن را به من داد تا دوباره پیدایش کنم.

برای ما بیان کنید از این‌که در جایگاه مقدس راهنمایی خدمت کرده‌اید چه حسی داشتید.

مردم عادی از باغ و باغبان فقط میوه داخل میوه فروشی را می‌بینند؛ ولی باغبان از لحظه‌لحظه باغبانی خاطره‌های زیبایی دارد. از آماده شدن برای بهار و کاشت نهال تا رشد درختان، شکوفه و میوه دادن هر کدام از این مراحل در جای خود زیبا هستند. من اگر خود را باغبان لژیونم بدانم همه این مراحل را تجربه کرده‌ام و اگر روزی از جوانه زدن درختان باغم به وجد می‌آمدم، امروز هم از دیدن میوه آن لذت می‌برم.

در پایان صحبتی دارید بفرمایید.

صحبت من برای رهجویانی است که عاشق راهنما شدن هستند؛ چنانچه یک رهجو امروز به شکل واقعی و به صورت تمام عیار، رهجو باشد؛ قطعاً روزی به جایگاه راهنمایی خواهد رسید. در ابعاد وسیع‌تر همه ما در هستی رهجویانی هستیم که در صورتی‌که درست آموزش بگیریم روزی به مقام راهنمایی و فرماندهی خواهیم رسید.

مصاحبه کننده: همسفر الهام رهجو راهنما همسفر فاطمه (لژیون سوم)
عکاس: همسفر فاطمه (م) رهجو راهنما همسفر نجمه (لژیون پنجم)
ارسال: همسفر محدثه رهجو راهنما همسفر فاطمه (لژیون سوم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی امیر اراک

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .