English Version
This Site Is Available In English

راهنما؛ دستی که مرا از سقوط به آرامش رساند

راهنما؛ دستی که مرا از سقوط به آرامش رساند

جلسه نهم از دوره اول کارگاه‌های آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی عطار نیشابوری به استادی ایجنت همسفر طیبه، نگهبانی همسفر زهرا و دبیری همسفر زهرا با دستور جلسه «هفته راهنما» روز دوشنبه در تاریخ ۲۷ بهمن‌ماه ۱۴۰۴ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:

از نگهبان و دبیر جلسه تشکر می‌کنم و خداوند را شکر می‌کنم که به من فرصت دوباره‌ای داده شد تا در این جایگاه خدمت کنم و از همه شما عزیزان آموزش بگیرم. هفته راهنما را ابتدا به اساتید آقای مهندس، آقای مهندس و هم‌چنین به خانواده ایشان، خانم آنی که گروه همسفران را تشکیل دادند و به تمام راهنمایان کشور تبریک و تهنیت عرض می‌کنم و البته به راهنمایان شعبه عطار که با عشق، ایمان و عمل سالم و انرژی بالا خدمت می‌کنند تبریک می‌گويم.

این روز زیبا را به همسفر آمنه راهنمای خودم تبریک میگویم، با این‌که در جلسه حضور ندارند؛ ولی همیشه یاد و خاطره ایشان در ذهن و قلب من هست؛ اگر امروز این جایگاه‌ها را تجربه می‌کنم و طریقه درست زندگی کردن را یاد گرفته‌ام به‌خاطر از خودگذشتگی‌ها و زحمات ایشان در طول ۴ سال است. از صمیم قلب تشکر می‌کنم و همیشه قدردان‌ ایشان هستم. من ده سال است که در کنگره هستم؛ ولی هنوز سرمشق من همان درس‌هایی هست که خانم آمنه به من آموزش داده‌اند. سعی می‌کنم آموزش‌هایی که دیده‌ام را کاربردی کنم. امیدوارم که خداوند همیشه یار و نگهدارشان باشد و در تمام مراحل زندگی موفق باشند.

در سیستم کنگره سالی یک بار جشن راهنما برگزار می‌شود. همه ما سعی می‌کنیم در این روز از راهنمای خودمان تشکر و قدردانی کنیم. قدردانی از راهنما به سه صورت زبانی، دلی و با عمل است که هر کس بسته به توان خودش قدر‌دانی را انجام می‌دهد. چرا برای راهنمایان جشن می‌گیرم؟ برای این‌که ما به این موضوع پی ببریم؛ ابتدا باید به چند سؤال پاسخ بدهیم و فلسفه خدمت راهنمایی در کنگره۶۰ را بدانیم.

۱- چرا جایگاه راهنمایی در کنگره شکل گرفت؟
۲- چه کسی می‌تواند راهنما شود؟
۳ـ وظایف رهجو نسبت به جایگاه راهنما و خود راهنما چیست؟

در ابتدا می‌خواهیم ببینیم جایگاه راهنما در کنگره چگونه شکل گرفت؟ اگر به گذشته نگاه کنیم، زمانی‌که آقای مهندس درمان شدند، با خدای خودشان عهد بستند تا وقتی‌که زنده هستند در این مسیر به دردمندان و در راه‌ ماندگان کمک کنند تا به رهایی و سلامتی برسند و از دام اعتیاد رها شوند. اوایلی که آقای مهندس کنگره را تشکیل دادند فقط جلسات عمومی بود و به کسانی که مصرف‌کننده بودند برنامه می‌دادند. بعد از چند ماه که نزدیک رهایی افراد فرا می‌رسید، از پروسه درمان خارج می‌شدند.

آقای مهندس با تفکر کردن به این نتیجه رسیدند که این مشکل، با تشکیل لژیون حل خواهد شد. لژیون‌ها را تشکیل دادند و برای هر لژیون یک  راهنما در نظر گرفتند و این‌طور نبود که یک سفر دومی به‌عنوان راهنما انتخاب شود و مسئولیت لژیون را بر عهده بگیرد. جایگاه راهنمایی پروسه عظیم و سختی دارد که بعد از گذراندن چندین مرحله که شامل: شرکت در امتحان راهنمایی، تأیید و رضایت مرزبان، ایجنت شعبه و مرزبانان پارک را داشته باشم و بعد از این باید برای مصاحبه به تهران بروم. پروسه دریافت شال راهنمایی پروسه طولانی هست. تمام این سخت‌گیری‌ها به‌ این خاطر است که خواسته درونی ما برای خدمت در جایگاه راهنمایی سنجیده شود.

راهنما از وقت و زندگی‌اش باید بگذرد و خیلی از مسائل را باید هماهنگ کند تا بتواند در این جایگاه خدمت کند. راهنما باید هفته‌ای یک سی‌دی کامل بنویسد و دو سی‌دی دیگر را گوش و خلاصه برداری کند که به‌نظر من توفیق اجباری است. من باید این را بدانم که اگر شال راهنمایی را گرفتم، این نیست که انسان بی‌عیب و نقصی شده‌ام. استاد امین می‌فرمایند: تا وقتی‌که به مرحله‌ای از دانایی نرسی گره‌های درونی خودت را متوجه نمیشوی یعنی اگر کسی به من بگوید طمع کاری یا حسادت می‌کنی من ناراحت می‌شوم؛ چون باور نمی‌کنم که این خصلت‌ها در من وجود دارند؛ اما وقتی خدمت می‌کنم و دانایی من به‌وسیله دریافت آموزش‌ها بیشتر می‌شود و تزکیه و پالایش می‌کنم به خودشناسی می‌رسم و آن‌جا است که می‌فهمم کجای کار من ایراد دارد.

از همه شما می‌خواهم برای امتحان راهنمایی که در پیش داریم آماده شوید. این توفیق به شما داده شده است، قدرش را بدانید. خدمت راهنمایی سراسر خیر و برکت است. به شما اطمینان می‌دهم وقتی در این مسیر قرار بگیرید، نعمت‌های زیادی به‌دست می‌آورید؛ پس تلاش کنید و برای امتحان آماده شوید.

من به‌عنوان رهجو نسبت به راهنمای خودم که به من کمک کرده است تا نگرش من نسبت به زندگی و اطرافیان تغییر کند چیست؟ اگر راهنمایان نبودند من چطور می‌توانستم آموزش‌های آقای مهندس را دریافت کنم؛ پس حالا که این عزیزان حضور دارند؛ باید لکنود و ناسپاس نباشم و سعی کنم به بهترین شکل از راهنمای خودم تقدیر و تشکر کنم. امیدوارم این هفته، هفته قشنگی برای راهنمایان عزیز باشد و امروز جشنی خوبی برای راهنمایان داشته باشیم.

در ادامه عکس‌های مربوط به جشن را می‌بینیم

 

 

مرزبان کشیک: همسفر فهیمه و مسافر ابراهیم
تایپ: همسفر فاطمه رهجو راهنما همسفر زهرا (لژیون پنجم)
عکس: همسفر سارا رهجو راهنما همسفر صفیه (لژیون یکم) و همسفر ریحانه رهجو راهنما همسفر مهتاب (لژیون ششم)
ویرایش و ارسال: راهنما همسفر مهتاب (لژیون ششم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی عطار نیشابوری

 

 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .