راهنمایان کنگره ۶۰ با فرا گرفتن آموزشهای کنگره و رسیدن به دانایی این افتخار را کسب کردهاند که به عنوان راهنما در خدمت انسانهایی باشند که نیاز به کمک دارند تا آنها نیز با ورود به دنیای روشنایی رهایی را تجربه کنند، یک راهنما در کنگره ۶۰ با تمام وجود تلاش مینماید تا طعم شیرین رهایی و آزادی از اعتیاد را که پیشتر چشیده است، به دیگران نیز هدیه کند، این هفته را خدمت راهنمایان و رهجویان خانواده بزرگ کنگره۶۰ تبریک عرض میکنیم،
فرصتی ارزشمند فراهم شده است تا از زحمات بیدریغ راهنمایان قدردانی کنیم؛ عزیزانی که با عشق، تعهد و آموزش صحیح، چراغ مسیر درمان و رشد را برای رهجویان روشن نگاه میدارند. در این مصاحبه تلاش داریم از نگاه و تجربهٔ این بزرگواران بیشتر بشنویم و با جایگاه حقیقی خدمت راهنمایی آشناتر شویم.
در ابتدا گفتوگو را با راهنما مسافر ایمان شروع میکنیم:
لطفا خودتان را به رسم کنگره معرفی کنید:
سلام دوستان ایمان هستم یک مسافر، مدت مصرف ۸ سال، آنتی ایکس مصرفی هروئین، مدت ۱۱ ماه و ۱۰ روز سفر کردم، راهنمای سفر اول: مسافر محسن اصغری؛ راهنمای سفر دوم: مسافر امین سواری
رهایی: ۳سال و ۹ماه ورزش: بدمینتون
1-تفاوت راهنما با مشاور یا درمانگر چیست؟
در کنگره ۶۰، راهنما یک الگوست، نه فقط یک نصیحتکننده، بلکه نشاندهنده راه است. راهنما خودش مصرفکننده مواد مخدر بوده است، تخریب جسم و روان را کاملا با پوست و گوشت و استخوان خود لمس کرده است، سپس با متد DST درمان شده و به تعادل نسبی رسیده است، آقای مهندس هم در کتاب 14 مقاله میفرمایند، فقط کسی میتواند درمانگر اعتیاد باشد که خود نیز روزی مصرفکننده بوده باشد با روش مناسب درمان شده، آموزش دیده و مورد امتحان قرار گرفته تا به عنوان راهنما انتخاب شده است.
راهنما از روی تجربه واقعی حرف میزند، نه فقط کتاب و سخنان دیگران. اما مشاور یا درمانگر؛ در دانشگاه این رشته را تحصیل کرده است، از نظر علمی تخصص نسبی دارد، ولی ممکن است خودش تجربه اعتیاد نداشته باشد. در کنگره ۶۰ درمان فقط صحبت کردن نیست؛ الگو دیدن و قدمبهقدم حرکت کردن است.
رهجو وقتی راهنمای متعادلش را میبیند، باور میکند که تغییر ممکن است. این تفاوت را میتوان مثل حکمای ذوقی و بحثی که آقای مهندس بیان میکنند، ادراک کرد. حکمای بحثی اعتیاد همان مشاورین و درمانگرهایی هستند که بدون روش مشخص و کاربردی و عدم تجربه شخصی در حال ارائه راهکار اعتیاد به مصرفکنندگان مواد مخدر هستند و معمولا محصول خوبی هم در ادامه حاصل نمیشود.
حکمای ذوقی هم مثل راهنمای اول کنگره۶۰ آقای مهندس که اعتیاد را با تمام وجود حس کردند و توانستند روش جدیدی در درمان اعتیاد و بیماریهای مربوط به سیستم ایکس پیدا کنند که امروز آن را به عنوان روش DST میشناسیم. البته آقای مهندس در این روش از علم مورد بحث جهان هم استفاده میکنند.
2-چرا تأکید میشود راهنما باید خودش این مسیر را طی کرده باشد؟
چند دلیل مهم دارد، اول، درک واقعی درد و رنج اعتیاد است؛ کسی که خودش خماری، وسوسه، ترس و بیتعادلی را تجربه کرده، بهتر میفهمد رهجو چه میکشد. دوم، ایجاد امید؛ رهجو با خودش میگوید: «اگر او توانسته، من هم میتوانم.» این امید خیلی مهم است. انتقال تجربه(حقالیقین) در کنگره ۶۰ تجربه سرمایه است.
تجربه چیزی نیست که در کتاب کامل نوشته شود؛ باید زندگی شده باشد. راهنما حقالیقین اعتیاد است. این تجربه را به رهجو هدیه میکند. دلیل بعدی، شناخت چالشهای مسیر اعتیاد؛ راهنما چالشها و دامهای مسیر را میشناسد، زیرا خودش از آنها تا حدودی رد شده است. پس راهنما فقط حرف نمیزند، بلکه مسیر را نشان میدهد چون خودش آن را رفته است.
3-اگر رهجو نسبت به راهنمایش مقاومت داشته باشد، دلیلش چیست؟
ابتدای سفر این امر طبیعی است، رهجو هنوز سختش است بپذیرد که باید از کسی تبعیت کند. سالها خودش تصمیم گرفته و اشتباه مرتکب شده؛ حالا فرمانبرداری برایش سخت است. ترس از تغییر دلیل بعدی میتواند باشد،
تغییر یعنی خارج شدن از منطقه امن قدیمی؛ ذهن و نفس انسان در برابر تغییر مقاومت میکند. نداشتن ایمان به روش DST و کنگره۶۰؛ اگر رهجو هنوز آموزشها را جدی نگرفته باشد، طبیعی است که مقاومت کند.
در کنگره ۶۰ گفته میشود: تا وقتی فرمان نپذیریم و فرمانبرداری نکنیم نمیتوانیم به حال خوش برسیم. اگر مقاومتی وجود دارد، باید رهجو روی جهانبینی خودش کار کند زیرا همگی در بدو ورود آموزش میگیریم که هر چه داریم در پشت درب کنگره رها کنیم و وارد شویم، باید از منیتها رها شویم، باید بدانیم هر چه بودهایم و هستیم تا به امروز نتوانستهایم به درمان اعتیاد خود برسیم پس باید تسلیم در برابر آموزشهای کنگره قرار بگیریم از راهنما فرمانبرداری کنیم تا به رهایی از اعتیاد و حال خوش برسیم.
ضمن تشکر از راهنما مسافر ایمان، در ادامه از راهنما مسافر محمد خواهشمندم؛ خودشان را به رسم کنگره معرفی کنند:
سلام دوستان محمد هستم یک مسافر، مدت تخریب ۱۰ سال، آخرین آنتی ایکس مصرفی شیره مدت ۱۰ ماه و ۶ روز سفر کرده درلژیون ۱۴ به راهنمایی آقای اصغر غلامی روش درمان DST داروی درمان OT هم اکنون به شکر خدا ۳ سال و ۶ ماه که آزاد و رها هستم ورزش در کنگره والیبال
1-چرا خدمت راهنمایی در کنگره ۶۰ یک افتخار محسوب میشود؟
زیرا در وهلهٔ نخست، موجب تزکیه، پالایش و روبهرو شدن شخص راهنما با خویشتن خویش میشود. در ادامه، نجات دادن یک نفس برابر با نجات دادن تمام نفسهاست. انتخاب شدن برای خدمت به دیگران، بزرگترین افتخار برای یک انسان محسوب میشود. راهنمایی افتخار بزرگی است که پروردگار متعال آن را بر عهدهٔ کسانی قرار میدهد که با عمل خالصانهٔ خود در مسیر رضایت و خشنودی او گام برمیدارند.
2-نقش محبت در رابطهٔ بین راهنما و رهجو را چگونه میبینید؟
هنگامی که راهنما خالصانه و عاشقانه آموزش دهد و رهجو با فرمانبرداری کامل اطاعت کند، علاقه و محبت میان آنها شکل میگیرد؛ محبتی که پایه و اساس الگوبرداری رهجو از راهنما میشود. راهنماهای قوی و موفق، عشق و وابستگی رهجو به خود را به کنگره ۶۰ منتقل میکنند؛ یعنی با آموزش صحیح، رهجو را علاقهمند و دلبستهٔ کنگره میسازند، بهگونهای که اگر راهنما به هر دلیلی در کنگره حضور نداشته باشد، رهجو بتواند مسیر خود را با قدرت ادامه دهد.
3-آیا میتوان بدون راهنما به درمان قطعی رسید؟ چرا؟
خیر؛ زیرا این مسیر بسیار دشوار و پر از فراز و نشیب است و عبور از آن بهتنهایی امکانپذیر نیست. وجود یک راهنما یا استاد ضروری است؛ فردی که خود با گوشت، پوست و استخوان، مسیر اعتیاد و تخریبهای ناشی از آن را تجربه کرده باشد.

با تشکر از راهنما مسافر محمد، حال از راهنما مسافر مجید خواهشمندم؛ خودشان را به رسم کنگره معرفی کنند:
سلام دوستان مجید هستم مسافر، تخریب ۱۵سال آخرین آنتی ایکس مصرفی شیره، متادون، حشیش ده ماه سفر کردم به راهنمایی آقا محمد امینی به روشDST داروی OT رهایی پنج سال و نه ماه.
۱- آیا راهنما فقط مسئول درمان جسم است یا جهانبینی و روان را هم پوشش میدهد؟
به نظر من در کنگره، هر فرد، هر مسافر یا هر سفر اولی، مسئول درمان خودش است. راهنما ناظر بر اجرای «پک درمانی» کنگره ۶۰ و همچنین اجرای قوانین و حرمتهای آن است که به تبع آن، جهانبینی و روان نیز در همین چارچوب قرار میگیرد.
۲- مهمترین آموزشی که از راهنمای خود گرفتهاید چه بوده است؟
اگر بخواهم بهصورت تیتر و خلاصه بیان کنم: شناخت جایگاه فرمانبرداری و سپاسگزاری.
۳- سختترین بخش مسئولیت راهنمایی برای شما چه بوده است؟
به نظر من، زمانی که صحبت از عشق و محبت به میان میآید و گویی قفلی بر دستانمان زده شده باشد که تنها قادر مطلق توان گشودن آن را دارد، و آن قفل چیزی جز عشق به هدف نباشد.
اگر درد را احساس کردی زندهای، ولی اگر درد دیگران را حس کردی انسانی، درود بر شما که مصداق بارز این جملهاید و با حس کردن و به جان خریدن درد دردمندان، انسانیت، شرافت و عشق بدون چشمداشت را رنگ و معنا بخشیدید، بدرخشید و جاودان و پایدار باشید. از اینکه به سوالات پاسخ دادید، سپاسگزارم.
در پناه قدرت مطلق.
انجام مصاحبه: مسافر مرتضی ل9
تایپ: مسافران جمال ل14، علیرضا ل6
تنظیم و ارسال: مسافر جواد (نگهبان سایت)
سایت مسافران نمایندگی سهروردی اصفهان
(9)(2)(2)(1)(4)(2).jpg)
- تعداد بازدید از این مطلب :
243