English Version
This Site Is Available In English

قدردانی از راهنما کلید آرامش و رشد درونی است

 قدردانی از راهنما کلید آرامش و رشد درونی است

این هفته، هفته قدردانی از جایگاهی است که شاید خیلی‌ها عمق آن را درک نکنند، جایگاهی به نام «راهنما». جایگاهی که نه‌تنها تدریس است و نه فقط مدیریت یک لژیون؛ بلکه همراهی با دل‌هایی است که سال‌ها در اضطراب، ترس و بی‌قراری زیسته‌اند. اگر بخواهم از ابتدا بگویم، باید از روزهایی شروع کنم که زندگی برایم فقط نگرانی بود. خانه‌ای که باید مأمن آرامش می‌بود، پر از دلشوره شده بود، هر صدای تلفن، هر تأخیر، هر تغییر کوچک، طوفانی از فکر در ذهنم ایجاد می‌کرد.

سال‌ها اضطراب، نگرانی، اشک‌های پنهان، دل‌شکستگی‌ها و کنترل‌های بی‌وقفه، بخشی از وجود من شده بود. من خسته بودم، خسته از مراقبت افراطی، خسته از اینکه دائم حواسم به دیگری باشد و هیچ‌وقت حال خودم را نپرسم، خسته از اینکه فکر کنم همه‌چیز به دست من است، درحالی‌که بزرگ‌ترین تغییر باید درون خودم اتفاق بیفتد. من یاد گرفته بودم مراقب باشم، کنترل کنم، سؤال بپرسم، پیگیری کنم؛ اما هیچ‌وقت نیاموخته بودم چگونه رها کنم، چگونه توکل کنم، چگونه آرام بمانم. من خسته بودم نه فقط از شرایط، بلکه از خودم، از افکاری که بی‌وقفه می‌دویدند، از احساسی که مرا میان خشم، دلسوزی، ناامیدی و امید معلق نگه می‌داشت و در همان حال، وارد جایی شدم که نامش کنگره۶۰ بود و شما با نام راهنما فرشته نجات من شدید. شما با قدرت آرامش وارد شدید، راهنمایی که نه فقط راه را نشان می‌دهد؛ بلکه با صبر و آگاهی دست دل‌های خسته را می‌گیرد. شما به من گفتید که همسفر بودن، یعنی رشد کردن، نه فرسوده شدن، یعنی ساختن خود، نه قربانی شدن برای دیگری. شما به من فهماندید که محبت با وابستگی فرق دارد، دلسوزی افراطی می‌تواند مانع رشد باشد، کنترل مداوم، آرامش نمی‌آورد، بلکه ترس را عمیق‌تر می‌کند.

یاد گرفتم ترس و اضطراب من نه به دلیل مسافر، بلکه به دلیل ناآگاهی خودم است و سهم من در مسیر درمان، آموزش و اصلاح جهان‌بینی خودم است، شما به من نشان دادید که آموزش فقط برای تغییر رفتار مسافر نیست؛  بلکه خانواده هم باید درمان شود، دل من هم به مرهم نیاز دارد، ذهن من هم باید رشد کند و نگاهم به زندگی باید تغییر کند. دریافتم که مسیر همسفر بودن، مسیر آرامش خودم است، نه مسیر کنترل دیگری و من آرام‌آرام یاد گرفتم مرز داشته باشم، محبت کنم؛ اما وابسته نشوم، حمایت کنم؛ اما کنترل نکنم. یاد گرفتم اگر می‌خواهم تغییری پایدار رخ دهد، باید از درون خودم آغاز کنم، خانه‌ای که در آن آرامش جریان داشته باشد، بزرگ‌ترین کمک به یک مسافر است. شما بارها گفتید، قرار نیست جای دیگری زندگی کنیم و هرکس مسئول تغییر خودش است. شما فقط یک آموزگار نیستید؛ بلکه الگوی تعادل و وقار هستید در کلامتان نه افراط است و نه تفریط در رفتارتان نه ناامیدی است و نه هیجان‌های زودگذر، شما به من نشان دادید که قدرت واقعی در آرامش است.

در سخت‌ترین روزها که ذهنم می‌خواست دوباره به گذشته برگردد، وقتی ترس‌های قدیمی می‌خواستند دوباره مرا در آغوش بکشند، آموزش‌هایی که از شما شنیده بودم،  مثل چراغی کوچک در ذهنم روشن می‌شد و همان نور کم، کافی بود که سقوط نکنم.

جایگاه شما آسان به دست نیامده است، شما خودتان این مسیر را طی کرده‌اید، شما هم روزی در جایگاه یک همسفر نشسته‌اید، اشک ریخته‌اید، دل شکسته بودید، امید بسته بودید، بعد یاد گرفته‌اید و حالا با تجربه، آموزش و با صبر، دست دل‌های تازه‌وارد را می‌گیرید.

می‌دانم که شنیدن دردهای تکراری و نگرانی‌های مشابه، پاسخ دادن به سؤال‌هایی که بارها پرسیده شده، صبر و بزرگواری می‌خواهد؛ اما شما هر بار بدون خستگی در صدا و بدون سرزنش در نگاه با همان آرامش پاسخ می‌دهید، اگر امروز نگاه من به زندگی متعادل‌تر است، کمتر می‌ترسم، می‌دانم که خداوند مدیر حقیقی این جهان است و من فقط باید سهم خودم را درست انجام دهم، این ثمره‌ی آموزش‌های شماست.

شما کمک کردید من از نقش نجات‌دهنده‌ای که خود ساخته بودم، بیرون بیایم. فهمیدم قرار نیست کسی را با اضطراب و فشار به بهشت برسانم. یاد گرفتم آرامش من، بزرگ‌ترین سرمایه خانواده‌ام است. خانه وقتی امن است که دل همسفر آرام باشد و شما این آرامش را به من آموختید. امروز در هفته راهنما، می‌خواهم از ته دل بگویم سپاس برای ساعت‌هایی که وقت گذاشتید، برای آموزش‌هایی که زندگی مرا دگرگون کرد، سپاس برای صبری که در برابر ناآگاهی‌های من داشتید و سپاس برای ایمانی که به قدرت تغییر داشتید.

دعا می‌کنم همان‌طورکه دل‌های زیادی را از طوفان نجات داده‌اید، زندگی خودتان سرشار از آرامش و برکت باشد، همان‌طورکه خانه‌های بسیاری را دوباره گرم کردید، خانه شما هم همیشه لبریز از نور و امنیت باشد. هفته راهنما، هفته قدردانی از انسانی است که بی‌ادعا می‌آموزد، بی‌منت هدایت می‌کند و بی‌وقفه امید می‌کارد. با تمام احترام از طرف همسفری که آرامشش را مدیون آموزش‌های شماست.

نویسنده: همسفر زهرا رهجو راهنما همسفر وجیهه (لژیون دوم)
ارسال: همسفر مریم  رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون چهارم) دبیرسایت
همسفران نمایندگی سیرجان

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .