تو نوری در تاریکترین روزهای زندگیام بودی. هر لبخند تو شعاعی از امید را در دل تاریکم میتاباند و هر نوازش دستانت پیامی از آرامش قلبم را نوازش میکند. عشق تو، چراغی است که راهم را روشن میکند، راهی که بدون تو هرگز نمیتوانستم آن را طی کنم. زندگیام را سراسر غم، ناامیدی و تاریکی فرا گرفته بود و هر چهقدر دست و پا میزدم از این تاریکی نمیتوانستم خارج شوم. بعد از سالها تاریکی و ناامیدی دری به روی من باز شد. باید بگویم دری رو به بهشت برایم باز شد. در آن قدم گذاشتم. فرشتهای با پوشش سفید و نورانی مرا در آغوش کشید و حسی که در آغوش آن فرشته داشتم، همانند زمانی بود که مادرم مرا در آغوش میکشید و همانطور هم بود. فرشتهای مهربان مانند مادر که در قبال مهربانیاش چیزی از من نمیخواست. راهنمای خوبم، شما فرشته زندگی من هستید و زندگی من را نجات دادید. شما من را دلگرم کردید تا جاده پر پیچ و خم زندگی را با امید طی کنم. دستان پرمهرتان را میبوسم و هفته راهنما را به تمامی راهنمایان کنگره۶۰ تبریک میگویم.
نویسنده: همسفر الهام رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون چهارم)
ارسالمطلب: همسفر زهرا نگهبان سایت
نمایندگی همسفران شعبه فردوسی مشهد
- تعداد بازدید از این مطلب :
122