English Version
This Site Is Available In English

راهنما بند محبت دارد

راهنما بند محبت دارد

جلسه چهارم از دوره چهارم سری کارگاه های آموزشی خصوصی کنگره ۶۰، ویژه مسافران نمایندگی یوسف با استادی ایجنت محترم مسافر محمدرضا، نگهبانی مسافر سپهر و دبیری مسافر مرتضی با دستور جلسه " هفته راهنما "  روز دوشنبه مورخ 27 بهمن‌ماه ۱۴۰۳، رأس ساعت 15:30 آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد:

خدا را شکر می‌کنم که یک‌بار دیگر این فرصت به من داده شد تا در این جایگاه قرار بگیرم و بتوانم خدمت کنم. دستور جلسه این هفته «هفته راهنما» است. همه ما دوست داشتیم مانند سال‌های گذشته جشن راهنما را با شکوه برگزار کنیم، اما با توجه به شرایط و حال‌وهوای این روزها، تصمیم گرفته شد مراسم ساده‌تر برگزار شود. البته این موضوع هیچ چیزی از جایگاه راهنماهای کنگره کم نمی‌کند و ما امروز اینجا هستیم تا بگوییم قدردان زحمات آن‌ها هستیم.

من همیشه نسبت به راهنمای خودم این نگاه را دارم که هرگز نمی‌توانم محبت او را جبران کنم. آقای مهندس جمله‌ای دارند که می‌فرمایند: «یک پسر هیچ‌وقت هم‌سن پدرش نمی‌شود.» من هم هرچقدر جایگاه‌های خدمتی را تجربه کنم، باز هم راهنمایم از من جلوتر است؛ چون من از او یاد گرفته‌ام. شاید ده سال پیش جمله‌ای به من گفته باشد، اما همان جمله امروز در یک بزنگاه مهم زندگی نجاتم می‌دهد. پس وظیفه دارم قدردان او باشم.

اگر بخواهیم تعریفی از راهنما داشته باشیم، همه می‌دانیم که راهنما انسان‌هایی هستند که در کنگره خدمت می‌کنند و وظیفه‌شان راهنمایی است؛ نه درمان. این نکته بسیار مهم است. ما گاهی فکر می‌کنیم اگر درمان نشدیم، راهنما نتوانسته؛ در حالی که اصلاً این‌طور نیست. راهنما کسی است که مسیر را رفته، آزمون‌ها را پشت سر گذاشته و به انتها رسیده است. او اشراف کامل به مسیر دارد و فقط راه را نشان می‌دهد: «اینجا بپیچ، اینجا صبر کن، اینجا حرکت کن.» اما کسی که اجرا می‌کند، خودِ من هستم. پس مسئولیت درمان صددرصد بر عهده رهجو است.

با این حال، نکته جالب این است که با وجود اینکه همه می‌دانیم مسئولیت درمان با رهجو است، اما در تک‌تک راهنماها این صفت وجود دارد که اگر رهجو پله‌اش را خراب کند، راهنما هم ناراحت می‌شود؛ انگار خودش در سفر بوده و سفرش خراب شده است. و اگر رهجو موفق شود، راهنما به همان اندازه خوشحال می‌شود. این ویژگی در این دوره زمانه بسیار کمیاب است. فقط در کنگره می‌توان چنین انسان‌هایی را پیدا کرد که بدون هیچ چشم‌داشتی، فقط دلشان می‌خواهد حال ما خوب شود.

در بیرون از کنگره، اگر کسی به شما سلام کند، ممکن است نیت دیگری داشته باشد. اما اینجا راهنما هفته‌ای سه جلسه وقت می‌گذارد، صبح‌ها بیدار می‌شود، دغدغه دارد، و با ده رهجو و ده «جن» درگیر است؛ چون هرکدام از ما با تاریکی‌های خودمان آمده‌ایم. راهنما باید با تاریکی‌های ما هم بجنگد. این انسان ارزشمند است. نفع ظاهری برایش ندارد، اما در باطن، طبق صحبت‌های پنهان، موضوعات دیگری وجود دارد که ما می‌دانیم.

در سی‌دی‌های اخیر، آقای مهندس می‌فرمایند: «وقتی از بندهای تاریکی آزاد می‌شوی، بندهای دیگری به تو وصل می‌شود.» راهنما بند محبت دارد؛ عاشق راه شده است. راهنما عاشق سلام و صلوات و احترام ظاهری نیست؛ او یک احساس و عشق واقعی را تجربه کرده که در هیچ مخدری پیدا نمی‌شود. روزی که رهجو رها می‌شود یا کار خوبی انجام می‌دهد، راهنما یک نشئگی درونی را تجربه می‌کند که هیچ لذتی در دنیا جای آن را نمی‌گیرد.

از جایگاه رهجو می‌گویم: وظیفه من است که قدردانی کنم. حتی اگر راهنمایم در شعبه دیگری باشد، باید بروم و به او بگویم که زحماتش دیده شده است. شکرگزاری قبل از هر چیز به نفع خود من است. وقتی شکرگزاری می‌کنم، در واقع به کائنات اعلام می‌کنم که این نعمت را دیده‌ام و قدردانش هستم؛ و قانون شکرگزاری این است که هرچه قدردانی کنی، همان را بیشتر دریافت می‌کنی.

اگر امروز که روز قدردانی است، ناسپاسی کنم، دو اتفاق می‌افتد:

اول اینکه نعمت بیشتری به من داده نخواهد شد، چون ظرفیت نشان نداده‌ام، دوم اینکه دیگران نیز زحمات من را نخواهند دید، چون من خودم قدردان نبودم.

در کنگره کمتر کسی پیدا می‌شود که بگوید «راهنما وظیفه داشت» یا «می‌خواست نکند». همه می‌دانیم که راهنما آمده تا حال خودش خوب شود و به دیگران کمک کند. بسیاری از بچه‌ها حتی وقتی می‌خواهیم به آن‌ها هدیه بدهیم، می‌گویند: «بگذارید برای جشن راهنما.» این یعنی تغییر درونی اتفاق افتاده است.

قانون قدردانی فقط مخصوص کنگره نیست؛ در زندگی هم همین است. اگر از پدر، مادر، همسر یا هرکسی که در زندگی‌مان نقش مثبت داشته قدردانی نکنیم، دیگر آن محبت را دریافت نخواهیم کرد. قانون ساده‌ای است، اما بسیار کاربردی.

من بیشتر از این صحبت نمی‌کنم و وقت را برای مشارکت دوستان می‌گذارم. به همه راهنماهای شعبه‌مان تبریک می‌گویم. خوشحالم که در کنار شما خدمت می‌کنم. همچنین به راهنمایان تازه‌وارد، راهنمایان دی‌اس‌تی و عزیزانی که قبول شده‌اند اما هنوز شال نگرفته‌اند نیز تبریک می‌گویم؛ همه آن‌ها جزو راهنماهای شعبه ما هستند. امیدوارم در ادامه بتوانیم در کنار هم به بهترین شکل خدمت کنیم.

ضبط صدا: مسافر محمدرضا خدمتگزار سایت
عکس، تایپ، ویرایش و ارسال: مسافر محمد خدمتگزار سایت

 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .