استاد امین فرمودند: فلز همان دانایی است، تا فرد تغییر نکند فلزش تغییر نمیکند؛ اما آن چیزی که انسانها را کنار همدیگر نگهمیدارد انرژی است. مثل سطح انرژی یک الکترون، که تعیین میکند در کدام مدار قرار بگیرد، مدارهایی که انرژی نزدیک به هم دارند وقتی کنار یکدیگر قرار میگیرند الکترونها را با هم یکی میبینیم. هیچ کدام شبیه هم نیستند؛ ولی چون ما آنها را نمیشناسیم فکر میکنیم شبیه هم هستند. قانون فیزیک میگوید که فرقی ندارد جنس شما چه باشد انرژی شما هرچه باشد در کنار همان که هم انرژی شما است قرار خواهید گرفت. پس ما دو مطلب داریم: یکی فلز و جنس و دیگری انرژی است.
ما انسانها را در زندگی میبینیم و با آنهایی نشست و برخاست میکنیم که سطح انرژیمان به هم نزدیک است. ممکن است این برخوردها و این نشستها برای ما خوشایند باشند و ممکن هم است که خوشایند نباشند و این به فلز ما بستگی دارد؛ اگر فلزمان با همدیگر جور باشد وقتی با هم هستیم تبادل انرژی میکنیم و تولید و زایش به وجود میآید؛ اگر این سطح انرژی نزدیک بود؛ ولی فلزها مثل هم نبودند انتقال انرژی اتفاق میافتد، زمانی که دو انسان مثل هم نیستند وقتی کنار هم قرار میگیرند کسی که فلزش بهتر است خرد میشود؛ یعنی وقتی یک آدم خوب با یک آدم بد همنشین میشود آدم خوب ضرر میکند.
گاهی به هر دلیلی که خداوند خودش میداند به انسانها نوری نمیدهد. تشخیص خداوند همیشه بر هر خواستهای ارجحیت دارد؛ اما گاهی ما انسانها متوجه این موضوع نیستیم و مرتب میخواهیم کمکی کنیم و از خودمان به آن شخص نوری بتابانیم و در حقیقت آن انسان را به راه درست هدایت کنیم. در واقع متوجه این مسئله نیستیم که آن فرد ظرفیت تغییر را ندارد و ما داریم زور زیادی میزنیم. گاهی این پافشاری به جایی میرسد که خودمان هم منحرف شده و راه را گم میکنیم. در اینجا است که قانون تعادل را باید رعایت کنیم و به هر شخصی به میزان ظرفیت او بها دهیم.
انسان باید تلاش خود را کند؛ ولی باید به اندازه باشد، نباید بیش از حد اصرار کند؛ چون در این صورت مشکل جدیدی به وجود میآید چه بسا تبدیل به کلاف سردرگمی میشود که شرایط از آغاز هم بدتر میشود. ما نمیتوانیم کسی را به زور وادار به درمان کنیم؛ چون در آموزشهای کنگره آموختهایم شخص تا خواسته نداشته باشد و تا جنس و فلز وجودی او تغییر نکند به درمان نمیرسد. حال آنکه برخی از افراد انتخاب کردهاند در تاریکی بمانند. شاید مدت کوتاهی در کنار آنها باشیم و راهنماییشان کنیم؛ اما مادام که از ما جدا شدند دوباره به تاریکی باز میگردند.
مسئله انرژی و هم فرکانس بودن بسیار مهم است. باید تلاش کنیم علم و دانش خود را بالا ببریم تا با افراد صالح و سالم همفرکانس باشیم؛ یعنی سطح انرژی ما با آنها برابر باشد و همنشین انسانهای پاک و سالم باشیم. مسلماً اگر به دنبال ضدارزشهایی مثل اعتیاد باشیم و خود را با انسانهای سطح پایین همفرکانس کنیم، استاد دانشگاه هم بشویم باید با یک انسانی هممنقلی شویم که شاید چهار کلاس هم سواد ندارد و این فقط انتخاب خود ما است.
.gif)
منابع: سیدی فلز وجودی از استاد امین
نویسنده: راهنمای تازهواردین همسفر سکینه
رابط خبری: راهنمای تازهواردین همسفر دلشاد
ویرایش: همسفر الهام رهجوی راهنما همسفر سپیده (لژیون هشتم) دبیر سایت
ارسال: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر مریم (لژیون اول) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی قیدار
- تعداد بازدید از این مطلب :
81