نهمین جلسه از دوره سیویکم سری کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره ۶۰، نمایندگی عطار نیشابوری ، ویژه مسافران در روزهای یکشنبه با استادی:راهنمای محترم مسافر بهروز و نگهبانی: مسافر محمد و دبیری: مسافر حسن با دستور جلسه ((هفته راهنما)) در تاریخ 26 بهمنماه ۱۴۰۴ ساعت 15:30 آغاز به کارکرد.

خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان بهروز هستم مسافر
از نگهبان و دبیر جلسه سپاسگزارم که اداره و مسئولیت جلسه را به من واگذار نمودند تا خدمت کنم و از شما دوستان آموزش بگیرم هفته راهنما را بهتمامی راهنمایان کنگره ۶۰ بهویژه راهنمایان نمایندگی عطار نیشابوری تبریک عرض میکنم.
در مورد دستور جلسه ((هفته راهنما)) عرض میکنم: که جناب آقای مهندس در طول سال ۴ جشن را در کنگره قرار دادهاند، هدف از برگزاری این جشنها این است که من قدردانی را یاد بگیرم و همیشه قدردان و قدرشناس مربی خودم راهنمای خودم باشم من به این قدردانی نیاز دارم درحالیکه راهنما به این قدردانی نیازی ندارد.
راهنما تمامی تلاش خود را میکند تا یک نفر را به درمان و حال خوش برساند من باید گذشته خود را فراموش نکنم که با چه حال خرابی وارد کنگره شدم و راهنما برای من چقدر زحمت کشید تابهحال خوش و رهایی برسم و در این هفته باید من قدردان زحمات راهنمای خودم باشم .
قدردانی به سه روش انجام میشود یک روش قدردانی بهصورت زبانی است که من با زبان خود از راهنمای خودم تشکر میکنم و روش دوم روش دلی و قلبی است که من با قلب و تمام وجود از راهنمای خودم تشکر میکنم و روش سوم باید بهصورت عملی انجام شود شاید من در طول سال از راهنمای خودم بسیار تعریف و تمجید کنم ولی این کافی نیست و آن را باید بهصورت عملی و با اهدای پاکت نشان دهم شاید در بیرون از کنگره روشهای قدردانی متفاوت باشد ولی جناب مهندس به ما یاد داده است که حتماً با اهدای پاکت از راهنمای خود تشکر کنیم.
در لژیون بهتر آن است که هر کس بهاندازه درک و آگاهی و در حد توان خود با دادن پاکت از راهنمای خود تشکر کند و این کار را بهصورت گروهی انجام ندهند،قدردانی در کنگره ۶۰ بایستی انجام شود و مهم نیست که در سفر اول باشیم و یا سفر دوم خدمتگزار باشیم راهنما باشیم یا هر جایگاه دیگر بایستی نسبت به راهنمای و مربی خود که به ما آموزش داده است قدردان باشیم و اینیکی از وظایف ماست.
راهنما در کنگره ۶۰ جایگاه بسیار ویژه و والایی دارد و درست است که بدون مزد و منت و با عشق خدمت میکند ولی من رهجو نباید نسبت به خدمت و تلاشی که برای رهایی من انجام میدهد بیتفاوت باشم و همیشه باید قدردان زحماتی که برای من کشیده است باشم.
حساب عاشق با عشق است و به معشوق کاری ندارد، راهنما فردی است که از دل تاریکیها گذر کرده است و امروز این تجربه و حال خوش را در اختیار من میگذارد و با آموزشهای کنگره ۶۰ به من دانش و آگاهی میدهد و بهتمامی حرفها و مشکلات من گوش میدهد و در همه حال آماده خدمت و کمک به من مسافر است.
کار راهنما بسیار مقدس است زیرا خداوند در کتاب شریف میفرماید: اگر انسانی را نجات دهید گویی تمامی انسانها را نجات دادهاید و اگر کسی را از بین ببرید گویی که تمام انسانها را از بین بردهاید. و کار راهنما نجات دادن و احیا کردن نفس انسان است،در سفر اول امکان ندارد که بدون داشتن راهنما بتوانید به رهایی و درمان برسید انسان همیشه به داشتن راهنما نیاز دارد مانند ورزشکاری که بدون مربی نمیتواند به موفقیت برسد.
از اینکه سکوت کردید و به صحبتهای من گوش کردید از همه شما ممنونم.

مرزبان کشیک: مسافر هادی
دیتاپرژکتور:مسافر حسن(لژیون هفتم)
تایپ و نگارش: مسافر علی (لژیون دوم)
عکاس: مسافر مصطفی( لژیون دوازدهم)
بارگذاری:مسافر علی(لژیون دوم)
- تعداد بازدید از این مطلب :
183