من راهنمای همسفرم، زنی که سالها با دل نگران و چشمانی منتظر زندگی کرد. زن بودنم را در سکوتها، صبرهای طولانی و در شبهایی که امید را آرام در دل، زنده نگه میداشتم شناختم. کنگره۶۰ برای من آغاز بازگشت بود، بازگشت به خودی که سالها زیر بار ترس و انتظار گم شده بود. اینجا فهمیدم همسفر بودن یعنی دیدن خود و ساختن درون پیش از هر تغییری در بیرون.
"هر کسی کو دور ماند از اصل خویش
باز جوید روزگار وصل خویش"
من آموختم که مسئول نجات هیچکس نیستم و رها کردنِ کنترل، نشانه بیتفاوتی نیست؛ بلکه احترام به قانون زندگی است. وقتی دست از نجات دادن برداشتم، آرامش بیصدا به دلم برگشت. قانون به من امنیت، آموزش، آگاهی، زمان، صبری عمیق و زنانه داد. دیگر عجله ندارم و دیگر خودم را قربانی نمیکنم و برای دوست داشته شدن از حرمت خود عبور نمیکنم.
"تو پای به راه درنه و هیچ مپرس
خود راه بگویدت که چون باید رفت"
اگر امروز گاهی محکم حرف میزنم از سر بیاحساسی نیست، از دل زنی میآید که رنج بیقانونی را چشیده و ارزش چارچوب را فهمیده است. من مهربانی را در کنار عقل و عشق را در سایه حرمت آموختم.
من راهنما شدهام نه برای بالاتر بودن؛ بلکه برای شهادت دادن به این حقیقت که این راه شدنی است. زن میتواند آرام و آگاه باشد و مستقل بماند بیآنکه عشق را گم کند. امروز با تمام وجود باور دارم؛
"آب کم جو تشنگی آور بهدست
تا بجوشد آبت از بالا و پست"
باشد که هر همسفر در این راه، اول به خودش برگردد و خودش را ببیند و دوست بدارد و بعد با عشقی سالم و آگاه در کنار عزیزانش بماند و به دیگران یاری برساند که این دعای هر روز من است.
نویسنده: همسفر الهام (راهنمای لژیون ششم)
رابط خبری: همسفر سمیرا رهجوی راهنما همسفر الهام (لژیون ششم)
عکس: همسفر مائده (مرزبان خبری)
ویرایش و ارسال: همسفر افسانه رهجوی راهنما همسفر نگار (لژیون سوم) دبیر سایت
نمایندگی همسفران سهروردی اصفهان
- تعداد بازدید از این مطلب :
225