English Version
This Site Is Available In English

همه راهنمایان از یک سرچشمه آموزش می‌گیرند

همه راهنمایان از یک سرچشمه آموزش می‌گیرند

ششمين جلسه از دوره شانزدهم کارگاه‌های آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی‌ گرگان به استادی ایجنت همسفر زینب، نگهبانی همسفر زهره و دبیری همسفر غزاله با دستور‌جلسه‌ی «هفته‌ی راهنمایان (DST، تازه‌واردین، ویلیام، جونز، ورزش، موسیقی)» روز یکشنبه ۲۶ دی ماه ۱۴۰۴ ساعت۱۵:۳۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:

شخصی که خود، نور را به دیگران می بخشد محال است در تاریکی بماند. خدا را سپاسگزارم توفیق حاصل شد در جمع شما بزرگان باشم از نگهبان و دبیر عزیز تشکر می‌کنم؛ که این خدمت را به من واگذار کردند که بتوانم خدمت کنم و آموزش بگیرم. ابتدا هفته راهنما را به همه راهنمایان عزیز تبریک می‌گویم، به آقای مهندس و خانواده محترم ایشان و هم‌چنین تمام راهنمایان سراسر کشور به ویژه نمایندگی شعبه گرگان؛ و یک تبریک ویژه دارم به راهنمای خوبم خانم ملیحه؛ که واقعا من را که درخزانی بودم باعث شد بهار را ببینم، و الان در این جایگاه خدمت کنم، جای ایشان واقعا در این‌جا خالی است دست ایشان را می‌بوسم و امیدوارم که همه عزیزان مثل ستاره بدرخشند. اول از همه باید بگویم که همه راهنمایانی که شال‌های قشنگ نارنجی و سبز به گردن خود دارند، ابتدا مانند همه افرادی که وارد کنگره می‌شوند با تمام نا‌امیدی وارد شدند و راهنمای تازه واردین آن‌ها را با آغوش باز پذیرفتند و سه جلسه مشاور شدند و قطعا علامت سوال‌های فراوانی در ذهن آن‌ها بود که این جا کجاست؟ خیلی‌ها این قدر درد داشتند واقعا دقیقه‌های آخر زندگی خود را شمارش می‌کردند، نفس‌های آن‌ها حبس بود، خیلی درد داشتند، خیلی زخمی بودند و فکر می‌کردند این‌جا هم مثل جاهای دیگر به نتیجه نمی‌رسند؛ ولی آمدند بعد سه جلسه مشاوره، وارد لژیون شدند و واقعا آن‌هایی که سر خود را با سر راهنما عوض کردند به نتیجه، درمان و رهایی رسیدند؛ سپس آموزش‌هایی که دیدند بر خود واجب دیدند؛ که حضور بیابند و مسیر راه را به دیگران نشان بدهند. راهنما در کنگره فردی است؛ که مسیرها را گذرانده، تمام سختی‌ها را چشیده و تجربه های بسیاری دارد. گاهی راهنما هم جذبه پدر دارد و هم مهر مادر. آیا وقتی که پدری یک داد سر بچه خود می‌زند بچه‌ای که اشتباه می‌کند آیا آن پدر، پدر بدی است؟ یا هنگامی بچه یک شئی تیز یا یک وسیله داغ در دست داشته، کشیده‌ایی به او بزند، قطعا آن فرزند بعد از گریه در آغوش همان مادر آرام می‌گیرد،چرا؟ چون بچه می‌داند اگر این مادر کشیده به صورتش زده است بخاطر صلاح او می باشد. راهنما هم همین است بعضی وقت‌ها اوایل لژیون می‌بینید این‌قدر درد و رنج رهجو‌ها را به دوش می‌کشید طوری که شب خواب ندارید، این‌قدر که ناراحت هستید؛ تا به مرور زمان راهنما با آموزش‌ها متوجه می شود نباید درد رهجو‌ها را متحمل شود. سخنان آن‌ها را گوش کند و راهکار به آن‌ها بدهد. همه راهنمایان از یک سرچشمه  آموزش می‌گیرند؛ و دلسوزانه عمل می‌کنند. ما انسان‌ها معمولا در قبال هر کاری که انجام می‌دهیم سعی می‌کنیم یک سود و منفعت داشته باشیم. برای خیلی‌ها سوال است که راهنما هیچ سودی ندارد چگونه بدون دستمزد خدمت می کند؟ برای خیلی از افراد که تازه وارد کنگره شدند یا افرادی که بیرون کنگره هستند اصلا قابل لمس نیست؛ که چرا بدون هیچ دستمزدی می‌آیند؟ مخصوصا که امروز هوا بارانی‌ است یا از جاهای دور می‌آیند، همه کار و مشغله دارند؛ ولی چرا می‌آیند؟ آیا دلیل آن را می‌دانید؟ چون آن‌ها دانند درد کشیدن چیست؟ درد را با جان و دل حس کردند، زخمی شدند، الان که به رهایی رسیدند نمی‌تواند آن آرامشی که الان دارند به دیگران هدیه ندهند و واقعا با جان و دل هدیه می‌دهند. ما در کنگره ۴ تا جشن داریم یکی از این جشن‌ها، جشن راهنما است. خداوند در قرآن چندین آیه برای سپاسگزاری بیان داشتند؛ وقتی سپاسگزاری کردید به شما نعمت بیشتری می‌دهد؛ اگر ناسپاسی کردید همان نعمت از شما گرفته می‌شود. هر چند تمام راهنمایان ما بدون چشم داشت خدمت می‌کنند. و شما شاهد آن هستید و می‌بینید؛ که همه آن‌ها مشغله،کار و زندگی دارند؛ اما این‌جا عاشقانه خدمت می‌کنند. اگر رهجویی سپاسگزاری نکند جایی بسی ناراحتی است. تمام خدمت‌گزاران در هر جایگاهی که خدمت می‌کنند واقعا از جان و دل کار انجام می‌دهند، همه آن‌هایی که به مقام انسانی رسیدند یک نوری در وجودشان است؛ که همان نور خداوند است. حالا من رهجو اگر خواستار باشم از این نور بهرمند می‌شوم و گرم می‌شوم و به آرامش می‌رسم؛ ولی اگر نخواهم خوب بحث آن فرق می کند. راهنما هم همین‌طور. راهنمایان شعبه گرگان که همه خوب هستند؛ ولی راهنمایی که مسیر درست را نشان بدهد نه این‌که مثلاً در بیرون کنگره با هم قرار بگذارند، یا این‌که مثل راهنمای در بست در خانه باشد و رهجو از مشکلات، غم و غصه‌ها بگوید. مطلبی از استاد امین می‌خواندم در جلسه راهنمایان برای افرادی که تازه شال دریافت کردند صحبت می‌کردند که یک راهنمایی به ایشان مراجعه کرده و اظهار داشت چند وقتی درد دست و پای شدیدی دارم و واقعا بدنم درد می‌کند، به او گفت تازه لژیون زدید؟ گفت: بله، گفت می‌شینید پای درد دل رهجو؟گفت: بله. گفتند اشتباه می‌کنید از آن‌ور بام می‌افتید آن درد از رهجو می‌آید، او از غم و غصه‌ها می‌گوید و روی سر شما خالی می‌کند و خود را راحت می‌کند و شما درد را متحمل می‌شوید؛ اگر راهنمای قدری باشید درست عمل می‌کنید، حرف رهجو را گوش دهید؛ ولی به او راهکار بدهید نه این‌که دردهای او را تحمل کنید. راهنمایان ما در گرگان خدا را شکر خوب عمل می‌کنند. رهجوهای خوبی پرورش می‌دهند. از راهنمای جونزی که در شعبه گرگان اول وقت حضور دارند نهایت سپاسگزاری را باید انجام بدهیم ما امروز اینجا جمع شدیم که بتوانیم به بهترین شکل سپاسگزاری کنیم. زمانی که من در وضع مالی بدی بودم و باورتان نمی‌شود از اول روز که تقریبا ۷ یا ۸ سال هست که کنگره هستم کم نمی‌گذاشتم. الان که در این جایگاه خدمت می‌کنم بخاطر تلاش راهنمای خوبم بوده و جالبه من تا خونه نمی‌رسیدم آن هدیه به من برگردانده می‌شد؛ چون با عشق این کار را انجام می‌دادم و نمی‌گفتم که به من برگرده، باورتان نمی‌شود خدا گواه است بیشتر از آن مبلغ به زندگی من برمی‌گشت. امیدوارم امروز بتوانیم به بهترین شکل سپاسگزاری کنیم؛ هرچند عزیزان ما بدون چشم داشت عمل می‌کند و امسال متفاوت‌تر از سال‌های قبل است، امسال حتی به ما گفتند: تقدیراز راهنمایان هم نداریم؛ ولی راهنمایان باعشقِ تمام مثل فرشته آمدند؛ من می‌گویم بدون چشم داشت آمدند. پس باید به بهترین شکل از این عزیزان سپاسگزاری کنم.

در ادامه:

 

مرزبانان کشیک: مسافر محمدعلی و همسفر مینا 

تایپ: همسفر زینب رهجوی راهنما همسفر نصیبه (لژیون یکم)

ویراستار: همسفر هما رهجوی راهنما همسفر مریم (لژیون دوم)

عکاس: همسفر شقایق: رهجوی راهنما همسفر مریم (لژیون دوم)

تنظیم و ارسال: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر مریم (لژیون دوم) نگهبان سایت 

همسفران نمایندگی گرگان 

عکاس: همسفر شقایق رهجوی راهنما همسفر مریم (لژیون دوم)

 

 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .