English Version
This Site Is Available In English

احیا کردن انسان‌ها رسالت راهنمای کنگره۶۰

احیا کردن انسان‌ها رسالت راهنمای کنگره۶۰

جلسه هفتم از دوره هفدهم کارگاه‌های آموزشی خصوصی همسفران کنگره‌۶۰ نمایندگی هاتف به استادی ایجنت گروه خانواده همسفر ناهید، نگهبانی همسفر مریم و دبیری همسفر اعظم ، با دستور جلسه «هفته راهنما» روز یکشنبه ۲۶ بهمن ماه ۱۴۰۴ ساعت ۳۰ : ۱۵ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:

این هفته را خدمت تمام راهنمایان DST، راهنمایان تازه‌واردین و راهنمایان ویلیام و جونز تبریک عرض می‌کنم شما می‌دانید که حرف زدن در مورد راهنما فوق‌العاده سخت است. راهنما در کنگره۶۰ یک الگو است و کسی است که در حالی که برای احیا شدن خودش تلاش می‌کند، هم‌زمان دیگران را هم احیا می‌کند. به نظر من راهنما کسی است که تا عمق تاریکی‌ها رفته، کاملاً تاریکی‌ها را درک کرده، برگشته و از دل تاریکی‌ها سوغاتی آورده که می‌خواهد به وسیله آن، افراد دیگری را که در تاریکی هستند نجات بدهد.

اگر کسی خودش کاری را تجربه نکرده باشد، نمی‌تواند به درستی دیگران را راهنمایی کند. راهنمای کنگره۶۰ کسی است که با تمام گوشت و پوست و استخوانش سختی‌ها را لمس کرده و می‌تواند همسفر را درک کند، با آن حال‌خرابی‌هایی که مسافرش داشته، آن به‌هم‌ریختگی‌ها و آشفتگی‌هایی که خودش در زندگی دیده و چشیده، هم‌زمان با مسافر آمده و توانسته است با همراهی مسافر به سفر دوم برسند. هم‌چنین منابع اطلاعاتی او به حدی بوده که به نمره کامل رسیده و توانسته است در آزمون قبول شود و از دست آقای‌مهندس شال راهنمایی را دریافت کند. پس راهنما کسی است که از گذرگاه‌های سخت عبور کرده و حالا چراغ راه شده، بلدِ راه شده است؛ بنابراین اگر کسی بخواهد از تاریکی‌ها عبور کند، قطعاً به یک راهنما نیاز دارد؛ به کسی که همان تاریکی را از همان جنس تجربه کرده باشد.

چرا در کنگره می‌گویند وقتی وارد کنگره می‌شوی؛ باید با حس خودت راهنما را انتخاب کنی؟ چون حس من شخصیتی از من درست کرده و ویژگی‌هایی در درون من به وجود آورده که آن ویژگی‌ها به شخصیت و وجود من تبدیل شده است و من با آن حس اولیه‌ همان ویژگی‌ها را درون راهنمایم پیدا می‌کنم. اکثر راهنماها بعد از آن‌که لژیون‌هایشان را تشکیل می‌دهند، این نکته را کاملاً متوجه می‌شوند و می‌گویند: گره‌هایی که در وجود خودم بود، در وجود رهجوها هم بود.

گاهی در دوره راهنمایی یک‌سری مشکلاتی در سر راه ما قرار می‌گرفت که به خودمان می‌گفتیم: واقعاً این مشکلات برای چیست؟ این مشکلات لزوماً به دلیل وجود مشکل در خود شخص نیست، به این دلیل است که تجربه کند، یاد بگیرد و در آینده بتواند به رهجویش یاد بدهد؛ بنابراین دوره راهنمایی دوره بسیار مهمی است، از یک طرف یک دوره محدود است و از طرفی فرصتی چهار ساله و زمان خوبی برای تفکر است.

یکی از ویژگی‌هایی که یک راهنما دارد و امروز می‌خواهم بیشتر راجع به آن صحبت کنم، ویژگی احیا کردن است. اسم جمعیت ما «جمعیت احیای انسانی کنگره ۶۰» است. احیا کردن ویژگی‌ است که مخصوص خداوند است، خداوند است که زنده می‌کند و می‌میراند و این ویژگی به راهنما هم داده شده تا بتواند شخصی را که به عنوان همسفر وارد لژیون او می‌شود، احیا کند.

یک همسفر با حال خراب وارد کنگره۶۰ می‌شود، دست‌کمی از یک فرد میت ندارد، او با حس‌های بسته می‌آید و در واقع هیچ حس بازی ندارد و راهنما این فرد را احیا می‌کند؛ اما برای احیا کردن شرطهایی نیاز است: این‌که یک راهنما خودش بخواهد رهجویش را احیا کند. در واقع همان روزی که شال را دریافت می‌کند، برای احیا کردن همسفران و برای خدمت کردن پیمان می‌بندد و این آمادگی را اعلام می‌کند. پس از آن، راهنما به توان نیاز دارد تا بتواند رهجو را احیا کند و بعد از آن به علم احیا کردن نیاز دارد.

یک راهنما وقتی که شال را دریافت می‌کند و لژیون می‌زند، تازه خدمتش آغاز می‌شود. البته نباید فکر کنیم شخصی که می‌خواهد راهنما شود؛ باید علمش کامل باشد؛ نه، بلکه علم او باید به‌روز باشد و در زمان خودش این علم را کامل کند و با تجربه‌ای که در لژیون به دست می‌آورد، آن علم را کاربردی کند.

شخصی که به کنگره۶۰ می‌آید و می‌خواهد احیا شود، باید یک‌سری ویژگی‌ها داشته باشد؛ از جمله این‌که خواسته درمان داشته باشد، خودش متوجه اوضاعش باشد و حداقل یک مقدار متوجه این باشد که نیاز به احیا شدن و نیاز به کمک دارد تا راهنما بتواند از این خواسته‌ای که در وجودش هست استفاده کند و او را احیا کند. دیگر این‌که تسلیم راهنما شود تا راهنما بتواند او را احیا کند و در آخر، او قابل احیا شدن باشد. راهنما برای احیا کردن نیاز دارد که به رهجویش طعام احیا شدن را بدهد که همان منابع آموزشی است که آقای‌مهندس در اختیار ما قرار دادند.

یک نکته‌ای را بگویم: «اگر ما به شیرینی درس زندگیمان را از آموزگار بگیریم که خیلی خوب است و توانسته‌ایم موفق شویم؛ ولی اگر از آموزگار یاد نگرفتیم، باید از روزگار یاد بگیریم.» به احترام تمام راهنمایان کنگره۶۰ که با تمام وجودشان برای احیا نمودن انسان‌ها تلاش می‌کنند، دست می‌زنیم و حس خوبمان را به آن‌ها منتقل می‌کنیم.

مرزبانان کشیک: همسفر زهرا و مسافر محسن
تایپیست: همسفر زینب رهجوی راهنما همسفر مریم (لژیون دوازدهم)
عکاس: همسفر محبوبه رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون هشتم)
ویراستاری و ارسال: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر رعنا (لژیون نهم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی هاتف

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .