English Version
This Site Is Available In English

هفته راهنما ؛ تمرین سپاسگزاری، نه تعریف و تمجید

هفته راهنما ؛ تمرین سپاسگزاری، نه تعریف و تمجید

 چهاردهمین جلسه از دور دوم سری جلسات خصوصی کنگره ۶۰ نمایندگی علی عصارزاده با نگهبانی مسافر مصطفی، استادی راهنما محترم مسافر حسن و دبیری مسافر یاسین با دستور جلسه «هفته راهنما» یکشنبه بیست و ششم بهمن‌ماه ۱۴۰۴ ساعت ۱۵ آغاز گردید.

 خلاصه سخنان استاد:

 فقر انسان‌های ازیادرفته و در خاکسترها مدفون گشته، روزی به آن‌ها بازگردانده خواهد شد، مشروط بر اینکه قدرت‌طلب نمایند.

 سلام دوستان، حسن هستم یک مسافر.

 خداوند را شاکرم و سپاسگزارم بابت توفیق حضور در جمع دوستان. تشکر می‌کنم از مرزبانان محترم که این فرصت خدمت را در اختیار من قرار دادند تا در این جایگاه قرار بگیرم، آموزش بگیرم و خدمت کنم.

 لازم می‌دانم هفته راهنما را به‌تمامی راهنمایان کنگره ۶۰، به‌ویژه جناب مهندس دژاکام در رأس، و همچنین همکاران عزیزم در شعبه عصارزاده مشهد تبریک عرض کنم. این هفته را به همه شما عزیزان مبارک می‌گویم. ان‌شاءالله بتوانیم با همیاری یکدیگر جشن باشکوه و در شأن راهنمایان برگزار کنیم و قدردان زحماتشان باشیم و بیشتر متوجه شویم که چه خدمات ارزشمندی برای ما انجام می‌دهند.

 باتوجه‌به کمبود وقت، چندجمله‌ای دررابطه‌با هفته راهنما عرض می‌کنم و در ادامه از مشارکت دوستان استفاده خواهیم کرد.

 به قول جناب مهندس، راهنما مانند نور شمع است؛ شمعی که چراغ راه ما را روشن می‌کند. یک راهنما می‌سوزد تا به دیگران انرژی بدهد، تا مسیر را برای رهجو روشن کند. اما این سوختن برای تمام‌شدن نیست؛ برای فنا شدن نیست. راهنما می‌سوزد برای ماندن، برای جاودانگی. راهنما ابتدا راه را به خودش نشان داده است. حساب راهنما با رهجو نیست؛ راهنما بندهای زیادی را از دست‌وپای خود بازکرده است؛ بند مواد، بند سیگار و بسیاری از بندهای ضد ارزشی دیگر را. اما یک‌بند محکم‌تر به دلش بسته شده و آن بند عشق است.

 راهنما منتظر تأیید و تمجید دیگران نیست. منتظر تعریف رهجو نیست. به قول مهندس:

 «حساب عاشق را با عشق است، با معشوق چه حساب دارد.»

 اگر ما در اینجا جمع شده‌ایم و می‌خواهیم از راهنمای خود تجلیل کنیم، برای این نیست که او نیاز به تعریف دارد؛ بلکه برای این است که منِ رهجو یاد بگیرم شاکر داشته‌هایم باشم. ببینم چه نعمت‌هایی در اختیار من قرار گرفته تا رشد کنم و مسیرم را پیدا کنم.

 هفته راهنما برای این است که من یاد بگیرم سپاسگزار باشم. اگر شاکر نعمت‌ها باشم، نعمت‌ها بیشتر می‌شود. اگر قدر بدانم، راهنمایان بیشتری در مسیر زندگی‌ام قرار می‌گیرند تا راه درست زندگی‌کردن را به من بیاموزند. اما اگر نبینم، اگر ناسپاس باشم، طبیعتاً بهره‌ای هم نخواهم برد.

 یک راهنما باوجوداینکه درمان شده، رها شده و نیازی به هیچ ماده‌ای ندارد، هفته‌ای سه جلسه در کنگره حضور پیدا می‌کند و حتی صبح‌های جمعه نیز در پارک حاضر می‌شود. یعنی چهار جلسه در هفته خدمت زمانی انجام می‌دهد. اما گاهی رهجویی که برای درمان خودش می‌آید، دچار غیبت می‌شود. این‌ها نکاتی است که منِ رهجو باید به آن توجه کنم.

 چه عاملی باعث می‌شود یک راهنما این‌قدر منظم، مرتب و بدون هیچ چشمداشتی خدمت کند؟ چه نیرویی او را به این مسیر می‌آورد؟ این‌ها مسائلی است که باید در زندگی خودم ببینم و از آن درس بگیرم.

 راهنما خدمت زمانی انجام می‌دهد، خدمت علمی انجام می‌دهد، و بسیاری از راهنمایان علاوه‌برآن، خدمت مالی نیز دارند. بدون هیچ توقعی. نه برای پاکت، نه برای تشویق؛ بلکه انجام‌وظیفه می‌کند تا خودش در مسیر رشد باقی بماند و رهجو نیز راه را پیدا کند.

 پس این هفته فرصتی است برای اینکه بیشتر توجه کنم، ناسپاس نباشم و قدر بدانم. دوستان، بالاترین فرکانسی که می‌توانیم به هستی ارسال کنیم، فرکانس سپاسگزاری است. بالاتر از آن نداریم. سپاسگزاری یعنی ارتباط مستقیم با خالق هستی.

 وقتی شاکر باشم، وقتی بابت بستری که در کنگره ۶۰ برای من فراهم شده قدردان باشم، می‌توانم از بند مواد، بند سیگار و دیگر بندهای ضد ارزشی رها شوم. با نگاه به این عزیزان و الگوگرفتن از آن‌ها می‌توانم خودم را آزاد کنم.

 بیش از این وقت دوستان را نمی‌گیرم. امیدوارم در ادامه عزیزان مشارکت کنند تا همه ما استفاده کنیم.

 خیلی ممنون و سپاسگزارم که به صحبت‌های من گوش کردید.

 تصویربردار: مسافر ابوالفضل
تایپ: مسافر محسن
ارسال خبر: مسافر مصطفی
مرزبان خبری: مسافر مرتضی

 نمایندگی علی عصارزاده

 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .