English Version
This Site Is Available In English

قدردانی از کسانی که مسیر را به ما نشان داده‌اند

 قدردانی از کسانی که مسیر را به ما نشان داده‌اند

جلسه سوم از دوره هجدهم کارگاه‌های آموزشی خصوصی کنگرۀ ۶۰؛ نمایندگی زال‌پارس؛ با استادی راهنمای محترم مسافر مجتبی، نگهبانی مسافر سعید و دبیری مسافر علی با دستور جلسه: «هفته ی راهنمایان(DST،تازه واردین،ویلیام،جونز،ورزش،موسیقی)» یکشنبه 26بهمن 1404 راس ساعت 15:30 آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:

سلام دوستان، مجتبی هستم، یک مسافر.
خدا را شاکر و سپاسگزارم که بار دیگر این فرصت به من داده شد تا این جایگاه را تجربه کنم و در مسیر خدمت، قدمی درست بردارم. از همه عزیزانی که امروز در این جلسه حضور دارند تشکر می‌کنم؛ همچنین از نگهبان، ایجنت و مرزبانان عزیز قدردانی می‌کنم.
هفته راهنما را خدمت اولین راهنمای کنگره ۶۰، جناب آقای مهندس، تبریک عرض می‌کنم؛ همچنین به خانواده محترم ایشان و همه راهنمایان کنگره ۶۰، به‌ویژه راهنمایان شعبه زالپارس.
از راهنمای خودم نیز صمیمانه سپاسگزارم؛ اگر امروز در این جایگاه هستم و توانسته‌ام در کنگره ماندگار شوم، به‌واسطه آموزش‌ها و محبتی بوده است که ایشان در حق من داشتند.
این هفته، هفته راهنماست؛ یعنی هفته قدردانی از آموزش‌هایی که در طول مسیر در کنگره می‌آموزیم. جشن راهنما در واقع جشن تشکر و سپاسگزاری است. ما در کنگره چهار جشن داریم و منظور از جشن راهنما، قدردانی از کسانی است که مسیر را به ما نشان داده‌اند. ما باید آنچه را که آموخته‌ایم، با رفتار و عملکرد خود به نمایش بگذاریم.
اساس و اصل کنگره بر این است که فردی که به رهایی رسیده است، به فردی که در حال مصرف است کمک کند. یعنی ساختار کنگره بر پایه انتقال تجربه و خدمت است؛ فردی می‌آید، درمان می‌شود، به رهایی می‌رسد و سپس به دیگری کمک می‌کند.
اساس هستی نیز بر همین قانون بنا شده است. در کل هستی، هیچ موجودی چیزی را فقط برای خود نمی‌خواهد و همه در حال خدمت به یکدیگر هستند. کنگره نیز این الگو را از طبیعت و هستی گرفته است. اگر امروز کنگره پابرجاست، به این دلیل است که کسانی که به رهایی رسیده‌اند توانسته‌اند این حس خوب را به دیگران منتقل کنند.
در وادی دوازدهم نیز دقیقاً به همین موضوع اشاره می‌شود: زمانی که انسان در مسیر درمان و در مسیر ارزش‌ها قرار می‌گیرد، تغییر، تبدیل و ترخیص در او شکل می‌گیرد. سه نیروی القا، احیا و تحرک نیز به کمک انسان می‌آیند.

القا یعنی انتقال اطلاعات و آگاهی؛ چه مثبت و چه منفی. نیروی القا در هستی فعال است، زیرا هر جزئی از هستی علاقه‌مند است آنچه را می‌داند به هم‌نوع خود منتقل کند. اساس کار کنگره نیز دقیقاً همین است: ما می‌آییم، درمان می‌شویم و زمانی درمان برای ما ماندگار می‌شود که خودمان نیز جزئی از این سیستم شویم و بتوانیم نقش درمانگر را ایفا کنیم.
روزی به ما کمک شد و امروز که به درمان رسیده‌ایم، باید جزئی از نیروهای القا، احیا و تحرک باشیم.
همه ما رهجو هستیم و در عین حال می‌توانیم راهنما نیز باشیم. ما می‌آییم تا راهنما شویم، تا رهجوتر باشیم. می‌آییم تا فرمانده شویم، تا فرمانبردارتر باشیم. در اصل، ما به اینجا می‌آییم تا مقام انسانی خود را که آن را فراموش کرده بودیم، دوباره به دست آوریم.
در کتاب ۶۰ درجه آمده است که انسان مقام انسانی خود را در جایی جا گذاشته و خود بر آن آگاه نیست؛ باید آن مکان را بیابد. آن مکان دقیقاً در همین جایگاه‌هاست. زمانی که منِ مجتبی متوجه می‌شوم که مسافر هستم، درمی‌یابم که مسافر باید توشه‌ای همراه داشته باشد و مسئولیت‌هایی را بپذیرد. متوجه می‌شوم که جوینده راه هستم و می‌توانم نشان‌دهنده راه نیز باشم.
اما وظیفه یک رهجو چیست؟ اگر رهجو بخواهد به نتیجه برسد، نخست باید تسلیم برنامه باشد. زمانی که انسان تسلیم برنامه شود و اشتباهات خود را بپذیرد، به نظر من پنجاه درصد مسیر را طی کرده است.
البته تسلیمِ تنها کافی نیست. ممکن است با تسلیم صرف، مصرف مواد کاهش یابد؛ اما درمان زمانی اتفاق می‌افتد که تسلیم همراه با باور و ایمان باشد. اینجاست که از ترک اعتیاد به درک اعتیاد می‌رسیم.
در سفر اول، ترک اعتیاد اتفاق می‌افتد؛ اما در سفر دوم، درک اعتیاد شکل می‌گیرد و همین باعث ماندگاری ما می‌شود. ما به این درک می‌رسیم که جزئی از هستی هستیم، به ما خدمت شده و اکنون ما نیز باید خدمت کنیم. در این نقطه است که انرژی لازم را دریافت می‌کنیم.
راهنما کسی است که این مسیر را پیش‌تر طی کرده، تسلیم قوانین و برنامه کنگره بوده و توانسته به رهایی برسد. او خود را درمانگر نمی‌داند؛ بلکه فقط نشان‌دهنده راه است و تذکر می‌دهد.
در قرآن نیز آمده است که پیامبر، یادآورنده است؛ یعنی وظیفه او یادآوری است. این موضوع برای همه ما نیز صدق می‌کند. راهنما باید آنچه را می‌گوید باور داشته باشد، به آن ایمان داشته باشد و خود به آن رسیده باشد تا بتواند آن را منتقل کند. سلاح او عشق و محبت است و می‌داند هر خدمتی که انجام می‌دهد، در نهایت برای رشد خودش است.
از اینکه با سکوت و توجه خود به سخنان من گوش دادید، از همه شما سپاسگزارم. 

لژیون خدمتگزار: لژیون چهارم
راهنمای محترم: مسافر مجتبی

مرزبان کشیک:مسافر حامد

گروه سایت نمایندگی زالپارس
مرزبان خبری: مسافر حامد
تایپ و ویراستار:  مسافر جعفر لژیون سوم
تنظیم برای سایت: مسافر رحمان لژیون سوم
عکاس: مسافر جلال لژیون ششم

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .