English Version
This Site Is Available In English

راهنما چراغی در دستان صبور

راهنما چراغی در دستان صبور

سلام دوستان زهرا هستم یک همسفر

هفته راهنما را ابتدا به راهنمای خود و بعد به تمامی راهنمایان کنگره‌۶۰ تبریک می‌گویم. شکرگذاری؛ یعنی تشکر کردن و ما باید یاد بگیریم چه‌طور و چگونه از راهنمایان خود قدردانی و تشکر کنیم. درست است که ما هر چه‌قدر تشکر کنیم و هر مبلغی که داخل پاکت بگذاریم، باز هم نمی‌توانیم زحمات راهنمایان را در این ۱۱ ماه که تحت درمان و آموزش بودیم جبران کنیم، آن‌ها ما را حمایت و هدایت کرده‌اند تا بتوانیم مسیر درمان را به نحو درست پشت سر بگذاریم. یکی از مسائلی که ما در کنگره یاد می‌گیریم تشکر کردن است. تشکر به ۳ روش است؛ تشکر با زبان، دل یا قلب، عمل یا قدم است؛ وقتی پدران و مادران‌مان سالیان سال برای ما زحمت کشیده‌اند، شاید نتوانیم به درستی از آن‌ها تشکر کنیم. ما در کشور خود مناسبت‌های مختلفی داریم، هفته معلم، پرستار، هفته دانشجو و‌... داریم و آموزش درستی نگرفته‌ بودیم که چگونه باید از آن‌ها تشکر کنیم؛ ولی خوشبختانه در کنگره‌۶۰ این آموزش به درستی اجرا شد و اعضای کنگره‌ انجام می‌دهند و جا افتاده است که از طریق پاکت و دل‌نوشته از راهنمای خود تشکر کنیم. راهنمایان کوه‌های استوار و مقاومی هستند که رهجویان به راحتی می‌توانند از طریق آن‌ها حمایت شوند، تا زمانی‌که خودشان هم تبدیل به همان راهنمای استوار و مقاوم شوند.

سلام دوستان حدیث هستم یک همسفر 

راهنما؛ یعنی آن کس که مسیر تاریکی به نور، غم به شادی، نفرت به عشق را نشان می‌دهد؛ یعنی نمایانگر راه رسیدن به آرامش، راه بهشت و نجات از جهنم درون است. راهنما من را از جهنمی که سال‌ها وجودم را تسخیر کرده بود، نجات داد. از من خواست تا بنویسم در کنگره چه آموخته‌ام، من گفتم چشم و نوشتم: کنگره دری بود که خداوند بعد از صدها در بسته، دری به روی من گشود. حال می‌دانم هر راهی برای دیده شدن، وجود یک نفر را می‌طلبد و آن‌ یک نفر برای من شما بودید. شما که خودتان این مسیر را طی کردید و مانند یک میزبان پر از عشق و ایثار، مرا که خسته و درمانده بودم، پذیرفتید.

سلام دوستان نجمه هستم یک همسفر

راهنما چراغی در دستان صبور من است. نمی‌دانم از کجای این مسیر بگویم، از روزی که با زانوی لرزان و کوله‌باری از ناامیدی وارد کنگره شدم و هیچ امیدی در دلم نبود؛ ولی با دیدن راهنما و حرفهایش همه چیز تغییر کرد. راهنما حکایت کسانی است که خودشان از آتش عبور کرده‌اند و حال نه با امر کردن؛ بلکه با عشق و صبر در کنار ما می ایستند. تو ای آرام جانم درد مرا شنیدی و خم به ابرو نیاوردی. شال نارنجی‌ات، نشانی از پیوند میان آسمان و زمین است. پیوندی که به من می‌گوید: بایست، هنوز هم می‌شود جوانه بزنی و رشد کنی و من در کنار تو می‌ایستم و زندگی‌ام را ادامه می‌دهم. سپاس برای تمام آنچه که از خودت گذشتی، تا من به خود برگردم و مشکلاتم را حل کنم. من از صمیم قلبم هفته راهنما را به راهنمای خوبم و تمام راهنمایان کنگره۶۰ تبریک می‌گویم.

سلام دوستان زهره هستم یک همسفر

هفته راهنما را به آقای مهندس و خانم آنی بزرگ و همچنین به راهنمای خوب خودم و تمام راهنمایان کنگره‌۶۰ به ویژه راهنمایان شعبه فردوسی تبریک می‌گویم. ما درکنگره یاد می‌گیریم و آموزش می‌بینیم. شکر گزاری؛ یعنی تشکر کردن از خالق و مخلوق است. شکرگزاری سه مرحله دارد، تشکر با زبان، با دل و تشکر با عمل است. قدر‌دانی و تشکر از مخلوق همان تشکر از خالق هستی؛ یعنی زمانی‌که توانستیم از مخلوق تشکر کنیم می‌توانیم شکرگزار خالق خود باشیم. در خانواده ما باید قدردان زحمات پدر و مادر باشیم تا فرزندان ما هم قدردان ما باشند. در خانواده کنگره۶۰ افرادی هستند که خالصانه به ما خدمت می‌کنند و ما موظف هستیم از آنها قدردانی کنیم. این قدردانی را با یک پاکت فقط در مراسم روز راهنما انجام می‌دهیم و هر رهجو باید به تنهایی هر مقدار که در حد خود توانایی دارد در پاکت بگذارد و تقدیم راهنما کند. در کنگره هیچ مبلغی گروهی جمع نمی‌شود؛ حتی برای مراسم ماه مبارک رمضان یا خرید زمین این‌کار در کنگره ممنوع است.

مشارکت‌کنندگان: همسفر زهرا، همسفر حدیث، همسفر زهره و همسفر نجمه رهجویان راهنما همسفر سمیرا (لژیون هشتم)
ارسال مطلب: همسفر زهرا نگهبان سایت رهجوی راهنما همسفر مریم (لژیون شانزدهم)
نمایندگی همسفران شعبه فردوسی مشهد

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .