English Version
This Site Is Available In English

گروه خانواده - امنیت بخشی و همدلی مهم‌ترین وظیفه راهنما است

گروه خانواده - امنیت بخشی و همدلی مهم‌ترین وظیفه راهنما است

هر فردی که برای درمان مسافرش وارد کنگره 60 می‌شود؛ در بدو ورود خود به کنگره، آشفتگی‌های ذهن و زندگی‌اش به قدری زیاد است آن زمان نمی‌تواند تصور کند که می‌تواند بعد از پایان سفر اول خود و مسافرش، با قبولی در آزمون سالانه کنگره، شالی به رنگ سبز بر گردن خود بیاندازد و این بار، او شروع کند به همدلی و امنیت بخشیدن به همسفران تازه‌واردی که در اوج استیصال و ناامیدی وارد کنگره می‌شوند و طلب کمک و یاری دارند. به مناسبت هفته راهنما با راهنمایان تازه‌واردین نمایندگی هشتگرد به گفتگو نشسته‌ایم تا دیدگاه و تجربه آنان را نسبت به جایگاه راهنمایی جویا شویم.

 امید در کنگره 60 از جنس تجربه و واقعیت است.

وقتی به دعوت مرزبان در جایگاه قرار می‌گیرد و با گفتن این جمله که سلام دوستان معصومه هستم یک همسفر راهنمای تازه‌واردین در پایان جلسه در خدمت عزیزان تازه‌وارد هستم. مهربانی لبخند و برق نگاهش می‌تواند گرما را در وجود پر از رنج و یخ‌زده یک تازه‌وارد جاری کند.

پنج سال و شش ماه است که مسافرش از بند اعتیاد به مصرف تریاک با استفاده از شربت OT و روش درمانی DST رها شده است و به لطف ایزد منان و سخاوتمندی مهندس دژاکام در به‌اشتراک‌گذاری روش درمان اعتیاد؛ آرامش، عشق و اعتماد به خانه‌شان بازگشته است؛ اما همسفری، درمان اعتیاد مسافرش و دریافت شال سبز راهنمایی تنها دستاوردهای او در کنگره 60 نیست او موفق شده تا در مدت 11 ماه با استفاده از روش تغذیۀ دژاکام، 22 کیلو از وزن خود را کم کند و الان یک سال و شش ماه است که به تعادلی دیگر رسیده است. باوجود آن که همچنان دلش می‌خواهد در لژیون همسفر فریبا راهنمای لژیون یکم نمایندگی هشتگرد  به شاگردی خود ادامه دهد؛ اما شال سبزی که بر گردن دارد، مسئولیت رسالتی عظیم را ذهن و قلبش گره‌زده که دیگر نمی‌تواند به خود بیندیشد.

راهنمای تازه‌واردین نمایندگی هشتگرد، همسفر معصومه درباره احساسات خود در مقابل تازه‌واردین، می‌گوید: وقتی مقابل یک تازه‌وارد می‌نشینم، می‌دانم ممکن است آخرین امیدش را آورده تا شاید این بار تلاش‌ها و پیگیری‌هایش به بار بنشیند. شاید بارها شکست‌خورده، شاید پر از ترس و بی‌اعتمادی است. این افکار باعث می‌شود تا مسئولیت خطیری را در خود احساس کنم.

وی ادامه می‌دهد: قدرشناسی، حس عمیق دیگری است که در اعماق وجودم تجربه می‌کنم. چون یادم می‌آید که روزی خودم هم در این جایگاه نشسته بودم با همان حال خراب. آن لحظه می‌فهمم که این جایگاهی که هم اکنون به‌عنوان راهنما تجربه می‌کنم، لطف خداوند و آموزش‌های کنگره است. قدرت حس قدرشناسی و شکرگزاری باعث می‌شود تا هر بار با امیدواری بیشتر تلاش کنم تا با تازه‌واردین به‌گونه‌ای صحبت کنم که آنها را به ماندن در کنگره، گوش‌دادن و عمل‌کردن به پروتکل درمان تشویق کنم. هر چند در کنار همه این حس‌های زیبا، یک ترس مثبت نیز وجود دارد که به من کمک می‌کند تا مراقب کلماتم باشم تا هر چه می‌گویم و هر حسی که منتقل می‌کنم بر پایه یک عشق بی‌قیدوشرط باشد.

برخلاف راهنماهای شال نارنجی که چهار سال فرصت توجه و هدایت رهجو را دارند، راهنمایان تازه‌واردین تنها سه روز فرصت دارند که یک تازه‌وارد را هدایت کنند تا از پروتکل درمانی کنگره استفاده کند. همسفر معصومه درباره ویژگی‌های کار راهنمای تازه‌واردین تأکید می‌کند: راهنمای تازه‌واردین باید از عشق و محبت برخوردار باشد و درعین‌حال قاطع باشد. اگر با صبر گوش بدهد، بی قضاوت بپذیرد و با عمل آموزش بدهد، تازه‌وارد کم‌کم امید در دلش جوانه می‌زند، اعتماد می‌کند و مسیر را پیدا می‌کند. وی درباره دشواری‌های جایگاه راهنمایی برای شال سبزها و نارنجی‌ها در عین وجود تفاوت‌هایی، از جهاتی یکسان می‌داند و معتقد است که سختی‌های جایگاه راهنمایی فرصت‌های متعددی را برای رشد خود راهنما فراهم می‌کند و این نعمتی از جانب خداوند است.

راهنمای شال سبز نمایندگی هشتگرد در کنگره 60 در پاسخ به این پرسش که؛ اولین چیزی که تلاش می‌کنید به تازه وارد منتقل کنید، چیست، می گوید: امیدی از جنس امنیت، اولین چیزی که سعی می‌کنم به تازه واردین منتقل کنم. این که بداند کنگره، جایی است که می‌تواند به آرامش و حال خوب برسد، بدون آن که قضاوت شود.در کنگره ما با شعار امید نمی‌دهیم با حضور، آموزش و با پذیرش نشان می‌دهیم که تغییر و درمان ممکن است. این جا همه ما یک روزی تازه وارد بودیم پس اگر امیدی است از جنس واقیعت است.

وی در پاسخ به این پرسش که سخت‌ترین بخش کار با تازه‌واردین را چه می‌دانید، خاطرنشان می‌کند: گاهی سخت‌ترین بخش این است که می‌بینم دلشان پر از ترس، تردید و ناامیدی است. نگاهشان به زندگی پر از سردرگمی است.مانند یک طبیب وقتی یک راهنمای تازه‌وارد حس‌های غالب را مشاهده می‌کند، توان خود را برای صبور و آرام ماندن بکار می‌گیرد و همدلانه و بی قضاوت به حرف‌هایشان گوش می‌دهد. یک راهنمای تازه‌واردین باید بتواند بدون عجله، مسیر تغییر و درمان را نشان بدهد. درعین‌حال برای حفظ تعادل خودم تلاش می‌کنم ظرف وجودم را با آموزش گرفتن، گوش‌دادن به سی‌دی‌ها، مطالعه منابع کنگره ۶۰ صیقل داده و پر کنم تا وقتی کنار تازه‌واردی می‌ایستم، آرامش و محبت واقعی داشته باشم و این را بدانم مسئولیت من همراهی و آموزش است. همین نگاه، قلبم را آرام می‌کند.

همسفر معصومه درباره تغییراتی که تجربه جایگاه راهنمایی در او نسبت به انسان و رنج‌هایش ایجاد کرده، می‌گوید: راهنمای تازه‌واردین بودن به من یاد داد که انسان را از پشت رنج‌هایش ببینم و نه‌فقط رفتارهایش. هر درد، هر زمین‌خوردن و هر اشتباه، پیام‌آوری است برای رشد و آگاهی در من. رنج دیگر برایم آن تلخی را ندارد؛ بلکه برایم پلی به‌سوی تغییر و امید است. حالا بادل باز گوش می‌دهم، قضاوت نمی‌کنم و ایمان دارم که هر کسی به‌وقت خودش دوباره ساخته می‌شود. به قول راهنمای خوبم خانم فریبا «رنج‌های ما گنج ما هستند اگر در مسیر باشیم.»

جلب‌ اعتماد مهم‌ترین وظیفه راهنمای تازه‌واردین است.

همسفر دریا که به واسطه مصرف شیشه، هروئین، شربت تریاک مسافرش وارد کنگره می‌شود و با استفاده از شربت oT و روش درمانی DST ، بعد از 13 ماه، سفر اول خود را به پایان می‌رساند و در آزمون راهنمایی شرکت می‌کند. حالا بعد از گذشت 2 سال و 9 ماه از رهایی مسافرش از بند اعتیاد و 2 سال و هشت ماه رهایی خودش از بند نیکوتین، با شال انرژی‌بخش سبزرنگ در مقابل تازه‌واردین می‌نشیند تا به سؤالات و نگرانی‌های تازه‌واردین پاسخ دهد و آنان را دعوت کند تا همچون او از روش موفق و اثبات شده کنگره 60 برای درمان مسافرش استفاده کنند و خود نیز به رهایی برسند.

همسفر دریا که معتقد است راهنمایی فقط آموزش نیست؛ بلکه بخشندگی از جنس امید برای ساختن انسان‌ها و روشن‌کردن مسیر زندگی افراد است، در پاسخ به این پرسش که زمانی که یک تازه‌وارد برای اولین‌بار در مقابل شما می‌نشیند، چه احساسی دارید، می‌گوید: هنگام اولین مواجهه با تازه‌وارد، حس مسئولیت و احترام در وجودم غلیان می‌کند. باتجربه این احساسات تلاش می‌کنم تا با آرامش و بدون قضاوت به صحبت‌های تازه‌واردین گوش بدهم.

وی درباره ویژگی‌های یک راهنما تأکید می‌کند: صبوری، شنونده بودن، صداقت، فروتنی و پایبندی قدرتمند به حرمت‌ها و قوانین کنگره؛ ارزش‌هایی است که یک راهنما در این جایگاه بیشتر به آنها توجه می‌کند و اجرای آنها را جزو مسئولیت‌های خود می‌داند.

راهنمای تازه‌واردین نمایندگی هشتگرد در پاسخ به این پرسش که کار راهنمایان شال نارنجی سخت‌تر است یا راهنمایان تازه‌واردین، می‌گوید: به نظرم هر دو جایگاه ویژگی‌های مشترک و گاه دشواری دارند، اما جایگاه راهنمای تازه‌واردین حساس‌تر است. چون یک راهنمای شال سبز با افرادی روبرو است که کنگره را نمی‌شناسند و جلب‌اعتماد آنها برای تداوم حضور مهم است.

همسفر دریا درباره تلاش‌های اولیه خود در جلب‌ اعتماد تازه‌واردین، ادامه می‌دهد: ناامیدی و رنج حس مشترک اغلب تازه‌واردین است. عبور از سد دفاعی این احساسات قدرتمند، سخت‌ترین بخش کار یک راهنمای شال سبز است. برای همین بعد از شنیدن صحبت‌های آنان، تلاش می‌کنم با صحبت‌هایم نور امید و حس امنیت را در درونشان روشن کنم و در سه جلسه آنان را به سطحی از اعتماد و اطمینان برسانم که بدانند با تداوم حضورشان در کنگره و اجرای قوانین آن، می‌توانند به نتیجه موردنظرشان برسند.

این راهنمای تازه‌واردین نمایندگی هشتگرد در پاسخ به این پرسش که خدمت در این جایگاه چه تغییری در نگاه شما به انسان و رنج‌های او ایجاد کرده است، می‌گوید: هر بار بیشتر می‌آموزم که کمتر قضاوت کنم، رنج انسان‌ها را عمیق‌تر مشاهده کنم و آنها را به مهربانی و عشق بیشتری درک کنم و این خود نعمت عظیمی است که خداوند از طریق راهنمایانم در کنگره 60 به من عطا کرده است. بابت این نعمت عظیم از آقای مهندس و خانواده محترمشان که با عشق، تعهد و بینش، پایه‌های این مسیر را بنا نهادند و چراغ راه هزاران انسان شدند، تشکر می کنم. این هفته را به این بزرگوران و تمام راهنمایان که بی ادعا و با دل های بزرگ خدمت می کنند، تبریک می گویم.

عکاس: همسفر کینوش مرزبان خبری
طراح سؤالات، ویرایش و ارسال: همسفر سهیلا -دبیر سایت
همسفران نمایندگی هشتگرد کرج

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .