در سیدی جنگ افکار آقای مهندس میفرمایند: «انسان باید در زندگی از نیروهای فکری خود استفاده کند و زندگی خود را به پیش حرکت دهد». کمک و یاری گرفتن از دیگران در بسیاری از موارد کاری بیهوده میباشد؛ چون اگر انسان تا وقتی که روی کمک و مساعدت دیگران حساب باز کند هیچ وقت موفقیت را به دست نخواهد آورد. انسان در این صفحه از نقاشی روزگار باید خود نقاش زندگی خود باشد اگر نقاشی را درست رنگ آمیزی نکرد نگران نباشد با کسب اطلاعات و بالابردن آگاهی یاد میگیرد که بهتر و بهتر از قبل نقاشی خود را رنگ آمیزی نماید.
یک نوزاد بارها زمین میخورد تا روزی درست راه رفتن را بیاموزد اگر قرار باشد همیشه دست او را بگیرند و راه ببرند هیچ وقت نمیتواند دونده ماهر شود؛ اگر بلند شدن از زندگی را بیاموزد دیگر هیچ وقت از زمین خوردن نمیترسد؛ چون راه بلند شدن از زمین را میداند و این باعث میشود برای همیشه پرونده زمین خوردن و شکست در زندگیاش بسته شود، نه اینکه دیگر در زندگی زمین نخورد اینطور نیست؛ چون راه بلند شدن از زمین را میداند. در این سیدی پیامی از آقای مهندس خوانده میشود: «شکوفهها همیشه در بهار بر شاخهها پدیدار میشوند؛ اما تو در سرما بر شاخههای درون پدیدار گشتی این نشان حیات دوباره توست که اینبار دیگر به آنچه بودی برنخواهی گشت؛ زیرا بالهای پروازت به پهنای آسمان بازگشته است».
برداشت من از پیام این است که در شرایط عادی و محیط مناسب همه استاد شکوفه دادن هستند و پیروزی غالب است؛ اما اگر انسان در سختی و مشکلات توانست دست به کار درست بزند هنر کرده است، فصل زمستان توانست شکوفه بزند و شکوفه را سالم به مقصد برساند کاری مهم را به انجام رسانده است؛ یعنی از نیروهای درونِ خود یاری گرفتن است نیروهای درون یعنی همان تعویض افکار درون تا تغییر ندهیم هیچ وقت بهنتیجه مطلوب نخواهیم رسید.
فردی که در کنگره حضور دارد و در حال طی کردن سفر اول خود میباشد ممکن است از هر نظر در شرایط بسیار بسیار سختی باشد، ممکن است خانوادهاش در حال انهدام باشند، شرایط کاری و مالی مناسبی نداشته باشد حال با این همه مشکلات باید از نیروهای درون خود کمک بگیرد و شاهد رها شدن خود از چنگال نیروهای منفی باشد آنجا است که میتواند برگردد و نیروهای از دست رفته خود را پس بگیرد اگر شخص از نیروهای درون خود استفاده کند و با تمام وجود بخواهد که درمان شود قطعاً موفق میشود و تمام سختیها را پشتسر میگذارد. کسی که بالهای او به پهنای آسمان باز شده باشد هیچ وقت زمین نخواهد خورد؛ یعنی از نظر تفکر و اندیشه به مرحله بیداری رسیده باشد.
باید اُمید، ایمان و تفکر در شخص بهوجود بیاید تا بتواند از تاریکی و مشکلات خارج شود. زمامدار راستین میگوید: «مرد جنگیدن بدون جنگ؛ اما جنگ افکار میدانهای وسیعی را میطلبد» یعنی جنگ میدانی یک نقطه مشخصی در زمین را میخواهد؛ اما جنگ افکار بدونِ مرز است؛ چون در جهان امروزی جنگ افکار بیشتر است. جنگ افکار و اندیشه از قدیم بوده است و خواهد بود.
همان ابتدا زمان آدم و حوا جنگ افکار وجود داشت؛ چون شیطان و انسان از آن زمان با جنگ افکار به نبرد همدیگر برخواستند انسان همیشه بر سر دوراهی قرار دارد افکار منفی و مثبت همیشه در درون انسان تبلیغات مخصوص به خود را دارند و این عمل بسیار زیاد شده است که به دلیل عدم آگاهی و معرفت درست است. وقتی در وادی اول میگوید: «با تفکر ساختارها آغاز میگردد بدون تفکر آنچه هست رو به زوال میرود». نقش مهم تفکر مشخص میشود.
ما سه نوع القاء افکار داریم. افکار مثبت و راستین، افکار منفی و دروغین، افکار خنثی. تشخیص افکار راستین بسیار کار سخت و دشواری است که به دانایی و دانش اشخاص بستگی دارد (همان داستان آموزش سواد با ترسیم شکل مار و یا نوشتن کلمه مار) یعنی اگر درک افکار راستین وجود نداشته باشد طَرد خواهد شد؛ چون با پنهان کردن افکار درست از عیان شدن آن جلوگیری میکنند؛ مثل داستانهای قرآنی که تمثیل است؛ اما افراد گمراه کننده با انحراف در معانی آن انسانها را از مسیر درست و درک آن دور میکنند و مورد تمسخر قرار میدهند، انتظار داشتن از افراد به دلیل اینکه باید افکار مثبت را قبول کنند و آن را بپذیرند کار اشتباهی است. افکار منفی و دروغین انتهای مخربی دارد؛ ولی هیچ وقت اعلام به دروغین بودن آن نمیشود. هیچ فسادی صورت نمیگیرد؛ مگر لباس تقوی به تن بپوشد. یعنی همه افکار منفی و دروغین ملبس به لباس راستین هستند و قالب درست به خود میگیرند، در این میان افکار خرافه پرستی هم وجود دارد و در تمام ادیان بوده است که بسیار معتقد به آن موضوع هستند. افکار دروغین بهعناوین مختلف وارد افکار ما خواهند شد و دنیا را به آتش خواهند کشید.
یکسری افکار خنثی هم وجود دارد و اثری ندارد. حرکت ذهنی انسان از پایینترین مرتبه و رسیدن به بالاترین مرحله به محض فارغ شدن از درگیری ذهنی دوباره خود را در همان جایگاه ابتدایی میبیند و بسیاری از انسانها در 24 ساعت زندگی خود درگیر اینگونه افکار هستند که هیچ وقت بهوقوع نمیپیوندد و فقط در تخیلات است. انسان همیشه باید مراقب باشد هر چه را که میشنود و یا میبیند سریع باور نکند، گاهی اوقات ممکن است انسان دچار اضطراب گردد و اضطراب در شرایط عادی همیشه وجود دارد، تردید و دو دلی در بعضی اوقات کاملاً طبیعی است؛ چون اضداد است و نقطه مقابل وجود دارد جهان هستی بر مبنای آن استوار است. ما باید مراقب باشیم که نقاره زن شیطان نباشیم و در مسیر درست حرکت کنیم که خداوند حامی انسان راست کردار است.
اگر شک و دو دلی نباشد ما چاره کار نمیکنیم و در برابر مشکلات آماده حل کردن نیستیم این گاهی اوقات باعث حفظ ما میشود. در این سیدی نتیجه گرفتم که از نیروهای بالقوه خود استفاده نمایم و در هر کاری اول خودم پیشتاز باشم، همیشه مسئولیت کارهایم را بپذیرم و در صدد حل مشکلات خود باشم تا بتوانم بیشتر برخودم و زندگیام کنترل داشته باشم و مدیریت نمایم. همیشه به پیشرفت فکر کنم و از کوچکترین شرایط مطلوب بهترین بهره را ببرم و برروی آن سرمایهگذاری کنم این کار توان عمل من را بالا خواهد برد.
منبع: سیدی جنگ افکار
نویسنده: راهنما همسفر امالبنین
ویراستار: همسفر رحیمه رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون دوازدهم)
عکاس: همسفر طاهره رهجوی راهنما همسفر نرجس (لژیون پنجم)
ارسال مطلب: همسفر حانیه رهجوی راهنما همسفر زینب (لژیون دهم)
همسفران نمایندگی سمنان
- تعداد بازدید از این مطلب :
157